| تبلیغات | X | |
![]()
دیر به ارگاسم می رسند ، و یا اصلا در رابطه ی جنسی ارگاسم نمی شوند. این افراد باید این مسئله را بیاموزند ...
به عقیده برخی از محققان، زنان لذت بیشتری از یک رابطۀ جنسی می برند تا مردان!
البته این موضوع اثبات نشده است که لذت جنسی زنان چه میزان است ولی در برخی موارد لذت جنسی زن را ۷ یا ۹ برابر قدرت جنسی مرد دانسته اند که این نشان از پیچیدگی این امر دارد.
زن و شوهر با کسب مهارت باید بدانند که چگونه می توانند به ارگاسم مطلوب برسند. که در این میان مردان وظیفه سنگین تری دارند و بایستی با کسب مهارت در رسیدن به لذت جنسی به همسر کمک کنند و همچنین همسر نسبت به شوهر این وظیفه را انجام دهد.ارگاسم در مردان صرفاً با تحریکات بدنی و تماس ایجاد می شود. در حالیکه این پدیده در خانم ها بسیار پیچیده تر بوده و تا حد بسیار زیادی به شرایط روحی و ارتباط عاطفی طرفین بستگی دارد.
به ارگاسم نرسیدن خانم ها می تواند به دلیل بی علاقگی، اضطراب و شرایط روحی نامناسب و مقاربت به روش نادرست باشد و بعلاوه برای بعضی خانم ها این الزام وجود ندارد که با هر مقاربت الزاماً به ارگاسم برسد.
شاید یکی از راههای زیر گره گشای مشکل شما باشد:
۱- اکثر زنان به اشتباه تصور می کنند که در طول رابطه جنسی آرامش بسیار مهم است اما آنها از این نکته غافل هستند که تنش هم در طول رابطه جنسی بسیار مهم و عامل رسیدن به ارگاسم است.
زنان باید یاد بگیرند که تمام عضلات آنها ساق پا ؛شکم، باسن و… دررسیدن به ارگاسم درگیر می شوند.
اکثر زنان می گویند هنگام ارگاسم انقباض در لگن را احساس می کنند.
۲- اکثر زنان رابطه جنسی ذهن فعالی دارند و نمی توانند آن را بر این فعالیت متمرکز کنند. فکرهایی که تمام مغز را اشغال می کنند و به جای تحریک و تشویق جنسی منجر به واپس زدگی میل جنسی می شود.سعی کنید ذهن خود را از تمامی مسائل خالی کنید و در این لحظه فقط به همین مسئله بیندیشید
۳- در موارد بغرنج تر برای درمان حتما به یک پزشک مراجعه کنید و با استفاده از داروهایی تجویز شده زندگی زناشویی خود را انجات دهید تجویز پزشک در بیشتر مواقع می تواند مشکل را برطرف کند.
۲ ۰
http://upload7.ir/imgs/2014-01/51371127483839780938.jpeg
http://upload7.ir/imgs/2014-01/35218249784315905757.jpeg
١ . درمان بیماری قلبی :
مخلوطی از عسل و پودر دارچین را تهیه کنید و به جای مربا روی نان قرار دهید و
به طور منظم در وعده صبحانه صرف کنید.این روش در کاهش کلسترول،جلوگیری از
بروز حمله قلبی، تنفس راحت و تقویت ضربان قلب موثر است.بیماران مبتلا به حمله
قلبی نیز با مصرف روزانه این مخلوط از حمله قلبی بعدی درامان خواهند بود.بررسی روی
سالمندان در آمریکا و کانادا نشان داده است،با بالا رفتن سن شاهرگ های حیاتی و
سیاهرگ ها خاصیت انعطاف پذیری خود را از دست می دهد.عسل و دارچین به شاهرگ ها و
سیاهرگ ها قدرتی تازه میبخشد.
٢ . از بین
بردن اثر خارش نیش های حشرات :
مخلوطی از یک سهم عسل، ٢ سهم آب ولرم و یک قاشق چای خوری پودر دارچین را روی
قسمتی از بدن که احساس خارش می کنید،قرار دهید خارش و درد در عرض یک یا ٢ دقیقه
فروکش خواهد کرد.
٣ . درمان التهاب
مفصل(آرتریت):
روزانه،یک وعده صبح و یک وعده شب،مخلوطی از یک فنجان آب گرم، ٢ قاشق چای خوری عسل
و یک قاشق چای خوری پودر دارچین مصرف شود.این مخلوط معجزه گر در صورت مصرف به
طور منظم آرتریت های مزمن را نیز درمان می کند.بررسی های اخیر روی ٢٠٠ بیماری
که قبل از صرف صبحانه از این مخلوط استفاده کردند نشان داد، ٧٣ نفر از آنان در
عرض یک هفته کاملا از درد رهایی پیدا کردند و پس از یک ماه بیشتر افرادی که قادر
به راه رفتن یا حرکت نبودند،بدون احساس هیچ دردی توانایی راه رفتن و تحرک خود را
به دست آوردند.
٤ . جلوگیری از ریزش مو:
قبل از دوش گرفتن مخلوطی از مقداری روغن زیتون داغ،یک قاشق چای خوری عسل و یک
قاشق پودر دارچین را به مدت ٥ تا ١٥ دقیقه روی سر قرار دهید و سپس آن را بشویید.
٥ . از بین بردن
عفونت مثانه:
٢ قاشق غذاخوری عسل به همراه یک قاشق چای خوری پودر دارچین را با مقداری آب
ولرم حل کنید و آن را بنوشید.این روش باعث می شود که میکروب های مثانه از بین
برود.
٦ . درمان درد دندان:
مخلوطی از یک قاشق چای خوری پودر دارچین و ٥ قاشق چای خوری عسل تهیه کنید و روی
دندان خراب بمالید.این عمل را ٣ بار در روز تکرار کنید تا درد تسکین یابد.
٧ . کاهش کلسترول:
٢ قاشق غذاخوری عسل را با ٣ قاشق چای خوری پودر دارچین در یک لیوان چای حل کنید
و بنوشید.این کار میزان کلسترول خون را طی ٢ ساعت به ١٠ درصد کاهش می دهد.
٨ . درمان سرماخوردگی:
به مدت ٣ روز از مخلوط یک قاشق غذاخوری عسل با یک چهارم قاشق چای خوری پودر دارچین
استفاده کنید.این روش برای درمان سرفه مزمن و سرماخوردگی و سینوزیت به کار می
رود.
٩ . درمان ناباروری:
برای برطرف کردن این مشکل،به مردان توصیه می شود ٢ قاشق غذاخوری عسل را قبل از
خواب میل کنند.در کشورهای چین،ژاپن و خاوردور که با مشکل ناباروری مواجه اند،در
طول روز مخلوطی از مقداری پودر دارچین و یک دوم قاشق چای خوری عسل را به طور مرتب
روی لثه و داخل دهان خود قرار می دهند تا مخلوط حاصل از طریق بزاق وارد بدن شود.زوجی
که مدت ١٤ سال بچه دار نمی شدند با شروع مصرف عسل و دارچین پس از مدت کوتاهی صاحب
دوقلو شدند.
١٠ . درد معده:
مصرف عسل و پودر دارچین علاوه بر درمان درد و نفخ معده،زخم معده را نیز درمان
می کند.
١١ . تقویت سیستم ایمنی:
استفاده روزانه از عسل و پودر دارچین سیستم ایمنی بدن را تقویت کرده و بدن را
از حمله باکتری و ویروس محافظت می کند.دانشمندان دریافتند که عسل دارای
مقدار زیادی ویتامین و آهن است.مصرف مداوم عسل گلبول های سفید خون را تقویت می کند
تا بتواند با باکتری ها و بیماری های ویروسی مقابله کند.
١٢ . برطرف کردن سوء هاضمه:
قبل از هر وعده غذا،پودر دارچین را روی ٢ قاشق غذاخوری عسل بریزید و میل کنید
تا از ترشح اضافی اسید معده رهایی پیدا کنید زیرا این مخلوط غذاهای سنگین را به
راحتی هضم میکند.
١٣ . جلوگیری از آنفلوآنزا:
دانشمندی در اسپانیا ثابت کرده که مخلوط عسل و دارچین دارای مواد مفید طبیعی
است که از میکروب های آنفلوآنزا و سرماخوردگی جلوگیری به عمل می آورد .
١٤ . افزایش طول عمر:
مصرف دائم و مرتب عسل و پودر دارچین مانع پیری زودرس می شود.مخلوطی از ٤
قاشق چای خوری عسل،یک قاشق چای خوری پودر دارچین و ٣ فنجان آب گرم را با هم
بجوشانید.سپس مخلوط به دست آمده را ٣ الی ٤ بار در روز به مقدار یک چهارم فنجان
میل کنید.این مخلوط علاوه بر طراوت بخشیدن و نرم نگه داشتن پوست از پیری زودرس
نیز جلوگیری می کند.
١٥ .برطرف کردن جوش صورت:
قبل از خواب مخلوط ٣ قاشق غذاخوری عسل و ١ قاشق چای خوری دارچین را روی جوش ها
قرار دهید و روز بعد با آب ولرم بشویید.تکرار روزانه این کار به مدت ٢ هفته،جوش
ها را از بین می برد.
١٦ . درمان عفونت های پوستی:
قرار دادن مخلوطی به مقدار مساوی از عسل و پودر دارچین روی قسمت های مختلف
پوست، عفونت های پوستی و اگزما را نیز درمان می کند.
١٧ . درمان سرطان:
تحقیقات جدید انجام گرفته در ژاپن و
استرالیا نشان داده،سرطان های پیشرفته معده و استخوان به طور موفقیت آمیزی درمان
شده است.بیماران مبتلا به این سرطان ها ٣ بار در روز و به مدت ٣ ماه یک قاشق
غذاخوری عسل و یک قاشق چای خوری دارچین را مخلوط و مصرف می کنند.
١٨ . از بین بردن خستگی مفرط:
مصرف نصف قاشق غذاخوری عسل و مقداری پودر دارچین در یک لیوان آب اول صبح و بعد از
ظهر که بدن با افت نشاط روبه رو است طی یک هفته نیروی حیاتی بدن را افزایش می
دهد.
١٩ . از بین بردن بوی بد دهان:
شما می توانید پس از بیدار شدن از خواب با محلولی از یک قاشق چای
خوری عسل،مقداری پودر دارچین و آب گرم غرغره کنید تا در طول روز مشکل بوی بد دهان
را نداشته باشید.
٢٠ . مشکل شنوایی:
مصرف روزانه مقدار مساوی از عسل و پودر دارچین در صبح و شب مشکل شنوایی را
برطرف می کند.
شایان ذکر است،عسل مورد مصرف باید خام و پاستوریزه نشده باشد.زیرا که آنزیم های
لازم به هنگام عمل پاستوریزه به علت حرارت دیدن از بین می رود.
اگر ناگهان دچار گرفتگی کمر شدهاید، مضطرب نشوید / کمردرد ناخوانده
درمان کمردرد, گرفتگی کمر, پیشگیری از کمردرد
اگر ناگهان دچار گرفتگی کمر شدهاید، مضطرب نشوید. مطمئن باشید شما تنها مورد مبتلا به این عارضه نیستید و دنیا به آخر نرسیده است. بیش از ۹۰ درصد از ما کمردرد و گرفتگی ماهیچههای ناحیه کمر را دستکم یک بار در زندگی تجربه خواهیم کرد.
گاهی فقط کافی است خم شوید تا بند کفشتان را ببندید یا خوارباری را که خریدهاید از روی زمین بردارید تا همین کار بظاهر ساده سبب شود الیاف ماهیچههای این ناحیه از بدن کشیده شده یا دچار پارگی یا آسیبدیدگی جزئی شود.
خشکی و گرفتگی و نیز احساس درد صبحگاهی کمر ممکن است برای بسیاری از افراد درد چندان نامتعارفی نباشد؛ دردی که قاعدتا طی یکی دو هفته بهتر خواهد شد. برای خلاص شدن از شر این درد براحتی میتوانید از دوش آبگرم، کمپرس گرم یا حرکات کششی بسیار ملایم کمک بگیرید.
شاید شما هم بسیار شنیده باشید که برای خلاص شدن از شر این مشکل باید چند هفته استراحت کنید و دست به سیاه و سفید هم نزنید وگرنه این کمر، دیگر برایتان کمر بشو نیست. اما واقعیت چیز دیگری است. در مواردی که صرفا به دلیل کارهای عادی روزمره دچار گرفتگی عضلانی کمر میشوید باید به مدت ۷۲ ساعت به کمرتان استراحت دهید.
پس از آن میتوانید آرامآرام فعالیتهای سبک روزانه را آغاز کنید و البته در این حال باید با کمرتان مدارا کنید. پس از طی دوره نقاهت و رسیدن به شرایط مطلوب، دیگر باید راست و درست بایستید و بنشینید. این نخستین کاری است که میتواند از بروز مجدد چنین کمردردهایی پیشگیری کند.
بعلاوه باید به ورزشهایی بپردازید که ماهیچههای ناحیه شکم و کمر را تقویت میکند. تا میتوانید چنین ورزشهایی را در برنامه ورزشی خود بگنجانید. آسیبهای ماهیچهای کمر اغلب زمانی رخ میدهند که بخصوص ماهیچههای شکمی ضعیف هستند و کمر شما باید برای راست نگهداشتن بدنتان بار بیش از حدی را تحمل کند.
برای پیشگیری از بروز این دردها در آینده، به گذشته نگاهی بیندازید. فعالیتهای گوناگون جسمانیتان، بخصوص فعالیتهای روزمره را مرور کنید و ببینید عموما کدام یک از آنها سبب بروز ناراحتی در ناحیه کمرتان شده است. مثلا اگر با کامپیوتر سروکار دارید، حتما وضع نشستن خود را پشت میز کامپیوتر بررسی کنید و در صورت لزوم از امکانات ارگونومتری استفاده کنید یا شاید وضع بدنتان هنگام خواب نامناسب است.
خوابیدن روی شکم بدترین حالت خوابیدن است و به کمر فشار بسیار زیادی وارد میکند. در عوض میتوانید عادت خوابیدن خود را تغییر دهید. درست است که ترک عادت دشوار است اما در این مورد خاص موجب رفع مرض یا پیشگیری از آن است. بهتر است به پشت بخوابید و بالشی هم زیر زانوهای خود قرار دهید یا به پهلو بخوابید و بالشی بین زانوهایتان بگذارید.
اگر این گرفتگی و درد به این راحتیها دست از سرتان برنمیدارد، ممکن است ناشی از دیسک کمر باشد. یعنی ممکن است بالشتکهای نرم بین مهرههای استخوانی کمرتان به مرور منقبض و سفت شده باشند. این مشکل را میتوان با فیزیوتراپی زیر نظر متخصص رفع کرد. البته باید به خاطر داشته باشید بهبود سبک زندگی میتواند کمک حال مناسبی باشد.
اما از اینها گذشته، برخی کمردردها میتوانند نگرانکننده باشند. اگر دردی در ناحیه کمر احساس میکنید که به پاهایتان سرایت میکند یا اگر سبب ضعف یا سستی و کرختی میشود حتما باید به پزشک متخصص مراجعه کنید. این دردها را هرگز به حال خود رها نکنید.
ایدز (به انگلیسی: AIDS) یا سندرم نقص ایمنی اکتسابی نوعی بیماری است که در دستگاه ایمنی و توسط ویروس نقص ایمنی (HIV) ایجاد میشود در عفونت اولیه، فرد ممکن است برای مدت کوتاهی بیماری شبه آنفولانزایی را تجربه کند. به همین دلیل معمولاً این بیماری تا یک دوره طولانی بدون هیچ علائمی دنبال میشود. با گذشت زمان، این بیماری تداخل بیشتری با دستگاه ایمنی بدن پیدا میکند و باعث میشود که افراد به عفونتهایی مانند عفونت فرصتطلب و تومور دچار شوند که معمولاً روی دستگاه ایمنی افراد تاثیرگذار است.
HIV عمدتاً از طریقآمیزش جنسی محافظت نشده (مانند مقعدی و حتی دهانی)، انتقال خون آلوده و سرسوزن آلوده و از مادر به فرزند در طول بارداری، زایمان یا شیردهی منتقل میگردد بعضی از مایعات بدن مانند بزاق و اشک قادر به انتقال HIV نیستند پیشگیری از عفونت HIV، عمدتاً از طریق آمیزش جنسی امن و برنامه تعویض سرنگ، راه حلی برای جلوگیری از گسترش این بیماری محسوب میشوند. هیچ گونه درمان یاواکسن وجود ندارد؛ اگر چه درمان ضدویروسی می تواند باعث کاهش دوره بیماری و امید به زندگی نزدیک به طبیعی گردد. با وجود این که درمان ضدویروسی خطر مرگ و عوارض ناشی از این بیماری را کاهش می دهد، اما این داروها گرانقیمت هستند و ممکن است با عوارض جانبی همراه باشند.
تحقیقات ژنیتیکی نشان می دهد که HIV در اصل متعلق به غرب آفریقا و در اوایل قرن بیستم بوده است ایدز اولین بار در سال ۱۹۸۱ توسطمرکز کنترل و پیشگیری بیماری (CDC) شناخته شد و عامل آن (عفونت HIV) در اوایل دهه شناخته شده بود از زمان کشف آن، ایدز باعث مرگ ۳۰ میلیون نفر شده است (تا سال ۲۰۰۹). تا سال ۲۰۱۰، حدوداً ۳۴ میلیون نفر به ایدز مبتلا بودهاند ایدز به عنوان همهگیری جهانیشناخته میشود که در حال حاضر حوزه شیوع آن بسیاره وسیع و در حال گسترش است.
ایدز تاثیر بسیار زیادی بر روی جوامع داشتهاست، چه به عنوان یک بیماری و چه به عنوان عاملی برای تبعیض. همچنین تاثیرات اقتصادی قابل توجهی داشته است. تصورهای نادرست بسیاری در رابطه با ایدز وجود دارد، برای مثال انتقال ایدز از طریق رابطههای سطحی غیرجنسی.
تاریخچه
ایدز اولین بار در سال ۱۹۸۱ در امریکا مشاهده شد. اولین مواردی که مشاهده شد در بین معتادان تزریق سرنگ و همچنین همجنسگرایان مرد قرار داشت که به دلیل نامعلومی سیستم دفاعی بدن آنها ضعیف شده بود و علایم بیماری التهاب ریه نیوموسیستیک کارینی (PCP) در آنها مشاهده میشد که این بیماری در افرادی دیده میشود که سیستم دفاعی بدنی ضعیفی دارند سپس نوعی سرطان پوست نادر با نام کاپوسی سارکوما (KS) در میان مردان همجنسگرای گزارش شد موارد بیشتری از بیماری PCP و KS مشاهده شد و این زنگ خطری برای مرکز پیشگیری و کنترل بیماری بود و گروهی از طرف این مرکز برای بررسی این واقعه تشکیل شد
محققان معتقدند که هر دو ویروس HIV-1 و HIV-2 در اصل متعلق به نخستیسانان مرکز افریقا بوده و در اوایل قرن بیست به بدن انسان منتقل شدهاست به نظر میآید که ویروس HIV-1 در اصل متعلق به مناطق جنوبی کامرون و تکامل یافتهٔ ویروس SIV (ویروس نقص ایمنی میمونی) که در میان شمپانزههای وحشی شیوع دارد، بودهاست همچنین ویروس HIV-2 تکامل یافتهٔ ویروس SIV میان گونهای میمون به نام منگابی دودی بودهاست که در غرب افریقا (از جنوب سنگال تا غرب ساحل عاج) زندگی میکردهاست پخبینیانی مانند میمون شب نسبت به ویروس HIV-1 مقاوم هستند و این احتمالاً به دلیل یک نوع ژن پیوندی دو گونه مقاوم ویروس در آنها میباشد
مدارکی موجود است که نشان میدهد انسانهایی که در شکار و یا فروش حیوانات دخالت داشتند دچار ویروس SIV شدهاند اگرچه SIV ویروس ضعیفی است که سیستم دفاعی بدن انسان با آن مقابله میکند و بیش از چند هفته در بدن انسان باقی نمیماند، اما انتقال سریع و متوالی آن بین انسانهای مختلف زمان کافی را به این ویروس برای تبدیل آن به HIV میدهد
بررسی نمونههای خونی به جا مانده از گذشته نشان میدهد که اولین انسانی که مبتلا به ایدز شده در سال ۱۹۵۹ کنگو جان خود از دست دادهاست. این نخستین و قدیمیترین مورد مرگ شناخته شده در اثر ابتلا به این بیماری محسوب میشود همچنین ممکن است ویروس اچآیوی نخستین بار در سال ۱۹۶۶ به آمریکا رسیده باشد ولی عمده شیوع HIV مربوط به خارج از صحرای آفریقا (و همچنین امریکا) میشود و میتوان آن را به فردی ناشناس و مبتلا به ایدز نسبت داد که در هائیتی زندگی میکردهاست و با ورود به امریکا در سال ۱۹۶۹ به آن شیوع بخشیدهاست پس از آن به سرعت بین گروههای پرخطر (در ابتدا در بین مردان همجنسگرا) پخش شد. در سال ۱۹۷۸ شیوع ویروس HIV-1 در بین مردان همجنسگرای مقیم نیویورک و سان فرانسیسکو، ۵ درصد تخمین زده شد که بیانگر این است که هزاران نفر در کشور مبتلاً به ایدز بودهاند
در آن اوایل مرکز کنترل بیماری هنوز نامی رسمی برای این بیماری انتخاب نکرده بود و معمولاً نام این بیماری را با بیماری که مریض با آن در ارتباط بود بیان میکردند همچنین اسامی مانندسارکوم کاپوزی یا عفونت فرصتطلب نامهایی بودهاند که توسط این گروه در سال ۱۹۸۱ استفاده میشدهاست واژه ایدز یا سندرم نقص ایمنی اکتسابی اولین بار در سال ۱۹۸۲ توسط پژوهشگران مرکز پیشگیری و کنترل بیماری در آتلانتا به کار برده شد. تا پایان سال ۱۹۸۲، مواردی از ابتلا به بیماری ایدز در ۵ قاره جهان شناسایی شد. همچنین مشخص شد که یک بیماری که در آفریقا به عنوان «بیماری لاغری» شناخته میشد، در واقع شکلی از بیماری ایدز است. در سال ۱۹۸۴ لوک مونتانیه در انستیتو پاستور پاریس و رابرت گالو در انستیتو ملی سرطان در واشنگتن، به طور جداگانه ویروس مولد ایدز را کشف کردند که این ویروس بعداً «ویروس نقص ایمنی انسانی» یا اچآیوی نامیده شد. همچنین مواردی از انتقال بیماری ایدز در اثر رابطه جنسی میان دو جنس مخالف نمایان شد
تا پایان سال ۱۹۸۷، در آمریکا ۱۶ هزار و ۹۰۸ نفر در اثر ابتلا به ایدز جان خود را از دست دادند. تا این زمان، سازمان جهانی بهداشت (WHO) کل موارد ابتلا به ب
http://upload7.ir/images/26344129882245884635.jpg
http://upload7.ir/images/92982249346910448313.jpg
http://upload7.ir/images/10644948319920882025.jpg
http://upload7.ir/images/61570516797298346004.jpg
http://upload7.ir/images/92743960459820462984.jpg
http://upload7.ir/images/92743960459820462984.jpg
http://upload7.ir/images/53840943043234803010.jpg
http://upload7.ir/images/59637689210019169507.jpg
http://upload7.ir/images/41904526463602214829.jpg
فرض کنيد که در خانه هستيد و پنج اتفاق زير همزمان پيش مياد.
1- تلفن زنگ ميزنه
2- بچه تان گريه ميکنه
3-يکي داره در خونه رو مي زنه و صداتون ميکنه
4- لباس ها را بيرون روي طناب پين کرده ايد و بارون ميگيره
5- شير آب رو در آشپز خانه باز گذاشتيد و آب داره سر ريز ميشه
خب حالا با اين وضعيت شما به ترتيب کدوم کارها رو انجام ميديد؟
اولويت هاي خودتونو تعيين کنيد و براي تحليلش ادامه مطلب رو ببينيد
هر يک از 5 مورد بالا نشون دهنده يکي از جنبه هاي زندگي شماست.
1- زنگ تلفن، نشونه شغل و کار شماست.
2- گريه بچه، نشون دهنده خانواده است.
3- زنگ در خونه، نشون دهنده دوستان شماست.
4- لباس ها، نشون دهنده پول هستن.
5- سر رفتن آب، نشون دهنده ميل جنسي (Sex) هستش.
ترتيب انتخاب هاي شما نشون دهنده اولويت هاي ذهن شما در زندگيه.
مغزانسان: از سه قسمت پیش مغز و میان مغز و پس مغز تشکیل شده است. پیش مغز خود شامل دو قسمت خَلفی(پشتی) و قُدّامی(جلویی) است. قسمت قُدّامی پیش مغز(تلانسفال) شامل یک جفت لوب بویایی و مخ می باشد.
مخ: به صورت دو نیم کره است و در واقع این نیم کره ها قسمت های مغز را پوشانیده اند. این دو مرکز پیچیده ترین فرآیندهای هماهنگ کننده و احساس ها و مراکز ارادی هستند و درکنترل حافظه و هوش نقش اصلی را دارند. دو نیم کره ی مخ به کمک جسم پینه ای به یک دیگر اتصال دارند
قسمت خلفی پیش مغز(دیانسفال) شامل تالاموس و هیپوتالاموس و اپی تالاموس است.
تالاموس: یک پایگاه نیمه راه است که مرکز هماهنگ کننده ی بیشتر پیام های حسی که به مغز می رسند، می باشد.
هیپوتالاموس: مهم ترین قسمت مغز که عهده دار کنترل و نظم کنش (رفتار)های درون بدن است. در حالت های عاطفی حیوان تاثیر می گذارد. هم چنین فعالیت های ترشحی غده ی هیپوفیز را که در زیر آن قرار دارد، تنظیم وکنترل می کند.
اپی تالاموس: شامل غده ی اپی فیز است که در خزندگان به عنوان چشم سوم شناخته شده است و در زیر نیم کره های مغز مخفی شده و هورمون ملاتونین را ترشح می کند. یکی از وظایف آن کنترل و تا حدی ازبین بردن رفتارهای جنسی است.
میان مغز
درسطح پشتی میان مغز لوب های بینایی قرار دارند که در پستانداران مرکز بینایی محسوب نمی شوند بلکه به عنوان راهی اعصاب بینایی را که از چشم آمده اند، به مرکز بینایی در بخش قشری مخ به پس نیم کره های مخ منتقل می کنند. لوب های بینایی در بقیه ی جانداران، مراکز بینایی محسوب می شوند.
پس مغز
از دو بخش قُدّامی(متاسفال) و خَلفی(میانسفال) تشکیل شده است. در بخش قُدّامی پس مغز مخچه و برجستگی های حلقوی قرار دارند.
مخچه: بخش بزرگی از مغز است که انقباضات ماهیچه ها را هماهنگ می کند و کمک به حفظ تعادل بدن می کند. برجستگی های حلقوی: هم چون تقاطعی است که بین مغز و نخاع امتداد پیدا کرده است و از طریق آن تمام اعصابی که از طرف چپ بدن آمده اند، به سمت راست مغز می روند و بالعکس. یعنی باعث می شود که فعّالیّت های سمت راست بدن توسّط نیمه ی چپ مغز و فعّالیّت های سمت چپ بدن توسّط نیمه ی راست مغز کنترل شود.
بخش خَلفی پس مغز: شامل بصل النّخاع است که کنترل کننده ی حرکات تنفسی و ضربان قلب و تغییردهنده ی قطر رگ ها می باشد. در پستانداران و پرندگان و خزندگان دوازده جفت عصب مغزی از مغزسرچشمه می گیرند و در بقیه ی جانداران این تعداد به ده جفت می رسد که بیشتر آن ها از بصل النّخاع منشعب می شوند.
تکامل مغز در مهره داران
در ماهی های اولیه و دوزیستان، نخاع و مغز در یک راستا قرار دارند. ولی در سایر مهره داران به ویژه در پستانداران بین مغز و نخاع یک خمیدگی پدید آمده است که در پســــتانداران عـــالی به 90 درجه میرسـد. این خمیدگی ناشی از حجم زیاد نیم کرههای مخ است. حجم مغز به ویژه نیمکرههای مخ در مهره داران اولیه رشد اندکی دارد. ولی در مهره داران عالی وسعت زیادی دارد. سطح نیمکرههای مخ درمهره داران اولیه تا پستانداران اولیه صاف، ولی در پستانداران عالی به ویژه انسان چین خوردگی فراوان دارد. مغز آدمی بزرگ ترین مغزها نیست اما وزن آن نسبت به جثه ی آدمی بیشترین است و با در نظر گرفتن سایر شرایط بهترین مغز است. مغز مهـــره داران در دوران جنینی دارای سه قسمت اولیـــه به نام های مغز پیشین، مغزمیانی و مغزتحتــانی است. از این قسمت ها به تدریج بخش های مختلف مغز پدید میآیند.> ۱
سردگي در بيماران M S
به عنوان مقدمه براي ورود به بحث اصلي يعني افسردگي در بيماران M S ، باید دید افسردگي چيست و چگونه بوجود مي آيد و از چه راهي مي توان به مهار وكنترل آن پرداخت ؟
كليات :
همه ما به نوعي افسردگي
را تجربه كرده ايم . داغديدگي و ماتمزدگي را حس كرده ايم ، گاهي اوقات بي حوصله و
كم رمق هستيم ، شادابي هميشگي را نداريم . در زندگي ما ، روزهايي مي آيد كه همه
چيز ، تيره و تار مي شوند ، اميدي وجود ندارد .
بدخلقي و عصبيت به ذهنمان هجوم مي آورد . يك حس تنهايي و گناهكاري بر ما چيره مي
شود .
اضطراب و دلهره ، همه ما بطور ناگهاني و يا به مرور در طول زندگي خود داشته ايم .
اين حالت ها كه معمولاً پس از شكست ، فقدان ، جدايي و فشارهاي رواني و يا حتي بدون
دليل خاص و آشكار بوجود مي آيند ، براي همه ما آشناست .
اما آنچه موجب مي شود تا چنين احساسات و تجارب و نگرشهايي به صورت اختلال رواني در آيد . نوع ، تعداد نشانه ها ، شدت و طول مدت آن است كه به وضعيت بهنجار وطبيعي زندگي آسيب مي رساند .
افسردگي چيست و حيطه عملياتي آن كجاست ؟
آيا افسردگي يك اصطلاح پزشكي مثل عفوني شدن يك عضو است؟ يا يك مفهوم عاميانه مانند بي دماغ شدن است ؟ وقتي صحبت از افسردگي مي شود، مي بايد دقيقاً منظور شخص را از بكار بردن اين واژه مشخص كرد . اگر حيطه و دامنه موضوع معلوم نباشد چگونه مي توان به بررسي فرد مبادرت كرد؟
واژه افسردگي ازجمله واژه هايي است كه درهرزمان ومكاني وهرطبقه ونژادي وهرمقطع سني و … تعريف خاص خودش را دارد .
سهولت و پيچيدگي ، سطح عميق و محدوده گسترده آن مربوط به شرايط و موقعيتهايي است كه هر فرد و به تبع آن جامعه اي كه شخص با آن درگير است به تفسير آن مي پردازد . وقتي كسي سرما مي خورد و به پزشك مراجعه مي كند ، نشانه هاي بيماريش مشخص است ، آب ريزش بيني ، سردرد، تهوع و … كه دقيقاً با معاينه پزشك ، بر حسب آموخته هايش و تجاربش مشخص مي شود و با توصيه هاي طبي همراه است و نسخه اي براي بيمار پيچيده مي شود و به دنبالش درمان حاصل مي شود .
اما در خصوص بيماران مبتلا به افسردگي اين مهم پيچيده تر است و درمان آن نيز محتاج مهارت و دانش ويژه اي است . ارائه تعريف افسردگي وابسته به بينش و نگرش مراجعان و متخصصان است . اين تعريف با سير تحول اجتماعي ، فرهنگ هاي متنوع ، عقايد و رفتارها و روشهاي درماني ، مناسبت مي يابد.
براي برخي افسردگي يك
حالت است و براي عده ديگر يك نوع خاص از تجربه و بعضي نيز آن را يك واكنش عاطفي در
تبادل زندگي مي خوانند و دسته اي هم آن را بيماري مي دانند .
گستره تعاريف در بيان اين واژه ، با تمامي عوامل فوق مرتبط است كه در اينجا به
برخي از اين ها اشاره مختصري مي نماييم :
تعريف افسردگي در
محدوده علم پزشكي ، به منزله يك بيماري خلق و خو يا اختلال كنش خلق و خو است .
در سطوح باليني ، افسردگي نشانه اين است كه فرد زير سلطه خلق افسرده است و براساس
بيان لفظي يا غير لفظي عواطف غمگين ، اضطرابي يا حالتهاي برانگيختگي نشان داده مي
شود.
حالتهاي گذرا و مستمر در تنش عصبي – رواني كه به صورت يك مولفه بدني مثل سردردها ،
خستگي جسماني ، بي اشتهايي ، بي خوابي و يبوست ، كاهش فشار خون و … نمايان مي شود.
صرف نظر از بيان تعاريف مطروحه ، مي توان افسردگي را از زواياي ديگر مورد بررسي
قرار داد .
افسردگي بعنوان يك حالت است :
احساسات ما تابع يك
الگوي ادواري است . گاهي اوقات بالا و گاهي پائين است . احساس كسالت روحي ، كمبود
انرژي ، از دست رفتگي ، نااميدي ، بي فايده بودن ، بي علاقگي و گاهي نيز توام با
بد بيني به خود و آينده و …
همه وهمه ، مجموعه اي از حالات متنوع افسردگي است . اين حالت ، اغلب پس از نوميدي
و يا احساس از دست دادن چيزي به وجود مي آيد . ولي گاهي از اوقات هم بطور ناگهاني
و انفجاري بروز مي كند .
در مفهومي كه گفته شد ، همه ما افسردگي را تجربه كرده ايم ، كه گاهي اوقات توام با
حالت هاي تشويش ، نگراني و اضطراب بوده است .
افسردگي بعنوان يك نگرش به زندگي است :
مي توان خلقيات خود را
معيار سنجش نگرش كلي به زندگي و مواهب آن بدانيم . از يك جنبه ، مي توان مردم را
به دو دسته تقسيم كرد ، كسانيكه مي توانند با زندگي به طريقي كنار بيايند و آنهايي
كه نمي توانند .
معمولاً ياد گرفته ايم كه آدمهاي بي كفايت ، ترسو،وابسته و متكي به ديگران ،
ناتوان و ضعيف را در دسته دوم جاي دهيم و آدمهاي باهوش ، سازگار ، زرنگ و مستقل و
شجاع را در دسته اول قرار دهيم اين برداشت عمومي است . اين نگرش اجتماعي ، مفهوم
زندگي است كه تبع آن نگرش فرد را هم بدنبال مي آورد.
يك فرد افسرده ممكن است
بگويد :
((هيچ چيز جاي خودش
نيست ! اين همه تلاش فايده ندارد ! هميشه بدترين چيز نصيب من مي شود ! بد شانس
هستم ! چيزي براي دل بستن وجود ندارد ! … ))
اين نگرشهاي افسرده وار به زندگي است ، در تبادل اين نگرش ممكن است فردي ديگر
بگويد:
((بله،بنظرمي رسدكه هيچ چيزسرجايش نيست،اما من تلاش مي كنم،لااقل خودم سرجاي خودم
باشم و اگراين تلاشها هيچ فايده اي نداشته باشد،لااقل اين فايده را داردكه من از
بودن خودم راضي هستم !
من بيش ازاينكه به ديگران متكي باشم به توان خودم فكركنم.شانس واقبال درگرو عقل وشعورمن قرار دارد.من احتياج دارم كه ديگران را دوست داشته باشم وديگران نيزمرا دوست بدارند ! …)) اين هم يك نوع نگرش به زندگي است . اما نگرشي پويا و پر شتاب !
افسردگي به عنوان يك تجربه است :
حالات روحي دراثر انواع
تجارب بوجود مي آيند ، تجربه اي كه به طريق قابل اجتناب با حالات افسردگي همراه
است . احساس بي ارزشي ، از دست دادن يك شئ ، سر خوردگي دربخشي …
اين احساس كمبودها كه با تجربه فرد همراه است ، منجر به حالت افسردگي مي شود.
بخشي از افسردگي ها به تجارب افراد در محيط زندگي آنها مربوط است . معمولاً (بطور
عمده ) در برابر كنشهاي اجتماعي و رفتاري ، واكنشهايي را بروز مي دهيم كه قبلاً از
ديگران ياد گرفته ايم .
اگر خوب دقت كنيم ، بخش عمده رفتارهاي ما در محيط خانه ، مدرسه و اجتماع بر مي
گردد.
سرخوردگي ها و رنجشها ، احساسات و تمايلات ما به يك شئ و موضوع به تجربه هاي محيطي
ما مرتبط است و آدمهاي افسرده بيشتر از ديگران اين تجارب را داشته اند.
افسردگي بعنوان يك بيماري است :
حالات تجارب و نگرش ها
مي تواند براي همه عادي باشد . لزوماً اين حالتها بيماري نيست . ممكن است در يك
زمان خاص ، همه ما اين گونه ، حالات و تجارب و نگرشها را داشته باشيم وآنچه اين
نشانه ها را به بيماري مبدل مي سازد ، شدت وخامت و استمرار و تكرار آن است .
بيمار افسرده ، ناگهان كارآيي خود را از دست مي دهد . عملكرد جسماني و رواني او
مختل مي شود، بعبارتي ديگر خودش نيست . بطور مثال رايانه ها داراي يك مكانيسم
دروني هستند (هارد) كه وقتي بار اضافي بر آنها تحميل مي شود ، ناگهان متوقف يا
خاموش مي شوند . در واقع اين وسيله ، حفاظتي براي اين سيستم است كه اگر اين
مكانيسم درست كار نكند ، آسيب جدي به ديگر قسمتها وارد مي شود.
خاموشي نابهنگام افراد افسرده ، گوشه گيري آنها ، گريه ، غمگيني … همه و همه مشمول
همين قانون است . مكانيسم هاي كم ظرفيت ، حجم كمتري از مشكلات را پذيرا هستند و
مكانيسم هاي پرظرفيت ، كوهي از مشكلات هم آنها را خاموش و متوقف نمي سازد.
افسردگي چگونه بوجود مي آيد؟
در اين قسمت سعي شده
است تا از نظر روان شناختي به تحليل بروز افسردگي پرداخته شود و به يقين ادله
روانپزشكي و عصب شناسي داراي توجيهات علمي ديگري است كه از حوصله بحث ما خارج است
.
هميشه افسردگي با يك موضوع و رويارويي با يك مشكل بوجود مي آيد . موضوعي كه دوستش
داشتيم و از دستش داده ايم وشئ محبوبي كه قسمتي از وجودمان شده بود و حالا نيست .
براستي چگونه مشكل شكل مي گيرد؟ واساس مشكل چيست ؟ ماهيت آن چيست كه فرد در
رويارويي با آن چنين واكنش هايي از خود بروز مي دهد؟
درتعريف مشكل گفته اند كه :
- فاصله بين وضع موجود (واقعيت ) و وضع مطلوب (حقيقت ) كه هر چقدر اين فاصله بيشتر باشد ، مشكل نيز عميق تر است .
- يا آن چيزي كه نبايد باشد ولي هست و آن چيزي كه بايد باشد ولي نيست و اين تعريف نيز به تعارض دروني افراد و انتظارات و توقعات آنها از خودشان و اطرافيان بر مي گردد.
- و نيز بطور ساده مي
توان اظهار نظر نمود كه ، مشكل يعني ((هر مطلبي كه ذهن را به خود مشغول كرده و
بايد در مورد آن فكر كنيم . حالا اگر اين فكر توام با چالش هاي دروني و عدم حل
موضوع باشد ، به مراتب مشكل نيز حاد است .
ديدگاههاي شرعي در روانپزشكي وجود دارد كه مباني بروز افسردگي را به آن نسبت مي
دهند . مثلاً دسته اي از روان شناسان علت افسردگي را در از دست دادن موضوع و يا دو
سو گرايي عاطفي ، خود پرخاشگري ، گرايش شديد به خود دوستي … مي دانند و دسته اي آن
را به عنوان يك احساس دردناك در خلال كودكي ، دروني و ذاتي بودن آن مي دانند.
و عده اي از روان شناسان هم افسردگي را به تعداد عوامل و رويدادهاي تقويت كننده
زندگي فرد و تأثير پاداش و تنبيه و عوامل برانگيز اننده و درماندگي آموخته شده …
نسبت مي دهند.
صرف نظر از تمام اين ديدگاهها مي توان به تبيين ديدگاه شناختي در ادبيات روان
شناسي اشاره كرد.
از زاويه نگاه اين روان شناسان ، افراد افسرده داراي مشكلاتي در پردازش خبر هستند
. بعبارتي آنها به خطا تجارب زندگي را تفسير مي كنند . اين تفسير ها و تعبيرهاي
فردي را ساخت شناختي فرد مي گويند. اين ساختها ، براساس رويدادهاي منطقي مانند ،
عزاها ، فقدانها ، شكست ها ، طردها ، جداييها ، آسيب ها … فعال مي شوند وافكار منفي
را بوجود مي آورند.
مجموعه اين افكار منفي منجر به باز خوردهاي افسرده وار به موضوع هاي مختلف مي شود.
يك رويداد خاص ، ذهنيت اوليه اي را براي شخص ايجاد مي كند. اين ذهنيت به تنهايي ،
بيماري ايجاد نمي كند ، بلكه پردازش اطلاعات آن هم بصورت خطا ، منجر به واكنشهايي
مي شود كه ذهنيت را تحت تأثير قرار مي دهد .
هيچ تجربه اي به نوبه خود در آغاز ، ايجاد افسردگي نمي كند. بلكه اين تفسير ذهني
(و يا ساخت شناختي ) هر فرد است كه به اين تجارب رنگ شخصي مي زند و فضاي ذهن را به
رنگ مات و غمزده تبديل مي كند .
بخشي از اين افكار منفي به خود فرد بر مي گردد (مثل اين كه فرد خود را مملو از
عيوب ، نارسايي ها و فاقد ارزش بپندارد ) و بخشي از اين افكار منفي به محيط
پيرامون آن مربوط مي شود (مثل اينكه در بين امكانات متعدد ، همواره بدترين احتمال
را در نظر بگيريد) و بخشي از آن افكار منفي به آينده نسبت داده شود(مثل اين كه
گونه تصوير روشن و اميدوار كننده به آينده را از قبل در ذهن خود خاموش كرده است ).
با اين مقدمه نه چندان
كوتاه به بيان افسردگي در بيماران MS مي پردازيم :
چگونه بيماران MS دچار افسردگي مي شوند؟
آنچه مسلم است در بيماران مبتلا به MS ، تاريخچه سلامت بدني وجود داشته است و همه
آنها ، روزگار سلامت خود را تجربه كرده اند . روي پاهايشان مي ايستند.كار مي كردند
و يك تنه مشكلات را حل مي كردند و خوب ديدند ، شنيدند و با اطرافيانشان ارتباط
برقرار مي كردند …
اما ناگهان يك روز متوجه شدند كه بخشي از توانايي خود را از دست داده اند ! و روز
بروز اين توانايي به ضعف گرايش پيدا كرده است . به پزشك رجوع كردند. پزشك تشخيص MS
داد . اين برچسب ، آنها را شديداً غمگين كرد و حتي اطرافيان آنها را برانگيخت .
اول ، انكار كردند ولي وقتي پزشكهاي متعدد ديگر هم ، تشخيص مشابه دادند ، آنها خود
را بي سلاح ديدند و درمانده شدند .
همين موضوع كافي بود كه آنها را به ورطه افسردگي پرتاب كند بعبارتي آنها تواناييهاي خود را (همان چيزي كه دوستش داشتند ) از دست داده بودند و آرام آرام از جامعه فاصله گرفتند ، چرا كه مثل بقيه مردم نمي توانستند در تلاشهاي روزمره شركت كنند.پس كنار كشيدند،منزوي شدند و در حجم عظيمي از عواطف و انكار و خيالات،فرورفتند و ناگهان دركوتاه زماني،خود را عاجز ، عليل ، تنها، غمگين ،نگران و مضطرب ….يافتند.
اين باز ي ناخواسته ،در
طول زمان تكرار شد واز آنها موجودي ضعيف ، قابل ترحم و مغموم ساخت.و اين
افسردگي،متقابلاً روند بيماري آنها را تشديد نمود.چه بسا اگر فرد با بيماري خود
درگير مي شد مي توانست با مشكل خود كنار بيايد ولي احساس درماندگي ، بيماري جسماني
او را مضاعف كرد و تقريباً لاينحل نمود…
اما نه … اين همه ،حاصل تصور ذهني بيمار بود .بزرگترين اتفاقي كه افتاده بود اينكه
آنها در تفسير بيماري خود خطا كرده بودند.
بله ! صحيح است . آنها از نظر جسماني تغيير كرده بودند،اما حادثه بزرگتر از تغيير
جسمي آنها تغيير روحي و رواني آنها بود.روح بيمارM S
تحت تأثيرجسم او قرارگرفته بودوسخت فردرا آزار مي داد.
اينكه آينده براي او تيره وتاراست ويا ديگران او را درك نمي كنند ومثل گذشته احساس
لذت نمي كند و شاداب و سرزنده و چالاك نيست ، همه و همه به ذهنيت غلط او مربوط مي
شد. اينكه عاقبت اين بيماري مرا از پاي در خواهد آورد، و يا مرا به جنون و ديوانگي
خواهد كشيد و همه چيز را از دست خواهم داد . به تفسير نا بجاي من از پيرامونم بر
مي گردد.
آن چه در مورد تصوير ذهني يك افسرده بايد داشت :
- بدانيد مشكل در افسردگي نيست . مشكل در روند افسرده شدن است . اگر افسرده ايد از خود سوال كنيد ، از چه چيزي فرار مي كنيد ؟ انتظارتان از خودتان چيست ؟ چه چيزي را در خودتان سركوب كرده ايد ؟ دنبال تصاحب چه چيزي هستيد ؟ با چه ذهنيتي درگير هستيد ؟
- وقتي افسرده مي شويد ، هرگز از اين تجربه خود نگريزيد ولي در آن هم غرق نشويد . وقتي افسرده هستيد معلوم مي شود كه هنوز هم وجود داريد . آدمهاي احمق و نادان ، مجنون ،عقب مانده ذهني ، افسرده نمي شوند .
افسردگي از آن عاقلان و
هوشمندان است . هر چه شعور و هوش بيشتر باشد ، هجوم افسردگي نيز بيشتر است . چرا
كه ظرفيت پذيرش آن در هوشمندان به مراتب بيشتر از عوام است برابر آمار مندرج ،
گفته مي شود كه ميانگين هوشي بيماران MS نسبت به اقشار ديگر اجتماعي بيشتر است ، و
همين كافي است كه آنها نسبت به پيرامون خود ، درك بيشتري را داشته باشند و عميق تر
و حساس تر از ديگران به موضوع نگاه كنند … اما آيا اين افسردگي چيز بدي است ؟
نابهنجاري است ؟ كه در ادامه بحث به آن خواهيم پرداخت .
برخي از بيماران MS
از وقتي افسرده مي شوند ، در آن غوطه ور مي گردند ، اي كاش افسردگي را تجربه مي
كردند و از آن پل عبور به آينده را مي ساختند و اين قدر خود را گرفتار نمي كردند.
آري چنين است . مي پذيرم ، وقتي يك عضو مفيد از تماميت تن و جسم جدا مي شود و يا
كا رآيي لازم را ندارد بايد نسبت به آن غمگين شد . اين واكنش ، طبيعي ترين بازتاب
رواني و روحي ما به موضوع از دست دادن است . اما قرار است تا كي بربالين اين از
دست رفته زانوي اندوه و غصه در آغوش بگيريم ، تفسير شما از اين فقدان بسيار مهم
است .
- مسير حركت همه ما بسوي رهايي است و در اين راه همه اعضا و جوارح ما به كمك ذهنمان ، ما را بسمت آزادي هدايت مي كنند . حال وقتي عضوي را از دست مي دهيم از آن عضو به اسارت كشيده مي شويم در حاليكه قبل از اين حادثه تمام اعضا و جوارح مادر خدمت ذهن و فكرمان بودند ، حالا پس از فقدان يكي از آنها اين ذهن و فكر ماست كه در خدمت اين از دست داده شده قرار مي گيرند واين اسارت براي ما ناخوشايند است و سخت مي ترسيم ، نگران مي شويم و انتظار يك معجزه داريم . يك اتفاق ، يك حادثه كه ما را دوباره به آزادي فرا بخواند .
اما مهم اينجاست كه هر
چيزي كه ما را از حضور با خود باز دارد ، دلهره و ترس بوجود مي آورد . در واقع ما
از احساسات خود و از آن كس كه هستيم مي ترسيم .
چرا كودك از تاريكي مي ترسد ؟ چون شناخت كافي از محيط اطرافش ندارد.تجاربش كور
است،همه اشيا اطرافش درتاريكي براي او مبهم است.اين ابهام ، زمينه ترس را در
اوايجاد كرده است.بهمين جهت است كه وقتي محيط را براي كودك روشن مي كنند،اضطراب و
ترس او هم پايان مي يابد.
حالا همه اشيا براي او معنا دارد و رنگ تازه مي گيرد.شما مي توانيد درد دندانتان را بدليل ترس از دندانپزشكي و آمپول آن تحمل كنيد ولي عاقلانه تر آن است ،قبل از آن كه اين درد همه وجود شنارا پنجه بياندازد،به پزشك معالج رجوع كنيد ويك بار تجربه رويارويي بادرد را (كه مرتباً ذهن شما را بخود مشغول نگاه داشته است)به انجام برسانيد.
كمي در ذهن خود تحمل كنيد،بيانديشيد و چند بار اين عبارت را بخوانيد و يك بار جداي از همه تعلقات به ارزيابي خودتان همت كنيد:
در افسردگي ،برداشتها و
دريافتهاي ما از حواس پنج گانه مان در بدن تغيير نمي كند.
افكار جاري در ذهنمان تغيير ،نمي كنند.
واكنشهاي احساسي مان تغيير ، نمي كنند.
تمايل به انجام برخي از رفتارها ، تغيير نمي كنند.
… اين همه سلسله رويدادها در وجودمان تغيير نمي كنند.در هر بار تجربه افسردگي يك چيز مرتباً تكرار مي شود و اين حواس ، افكار ، واكنشها و تمايلات ، تغيير نمي كنند و همين عدم تغيير كليد معماي ماست.
چرا!!!؟
در كودكي آموخته ايم كه
اگر برمبناي “خود” راستينمان(همان چيزي كه هستيم و مي پنداريم)رفتار كنيم تنبيه مي
شويم وحالا هم عيب و ايرادي در ما وجود دارد(دقت كنيد!اين را شما نمي گوييد،ديگران
مي گويند).
براي اينكه اين تجربه دردناك تكرار نشود،هرچه سخت تر مي كوشيم،آن گونه كه از ما
انتظار مي رود باشيم،ولي يك واقعيت وجود دارد،و ما از آن در حال گريز هستيم.ما از
نظر جسمي مانند گذشته نيستيم!
و از يك چيز نيز غافل شده ايم؟((خودمان)) هماني كه قبل از عارضه جسمي وجود داشت و
از او چيزي كم نشده است و ما از اين مهم غفلت كرده ايم.
مشكل بيمار MS
آن است كه خود او جلوتر از تحليل اعضاي او از دست رفته است.خطاي تفسير او از خودش
زمينه ورود هر گونه احساس غلط را به ذهن او فراهم كرده است.بعبارتي او در خودش،گم
شده است.در كوير عظيم احساسات غلط بدنبال جرعه آبي مي گردد.غافل از آنكه آب در يك
قدمي است، قدمي بايد…
توصيه هاي پاياني:
- از تجربه افسردگي نهراسيد.
- به غم و اندوه بعنوان يك نعمت و نه بعنوان يك نقمت ،نگاه كنيد.
- عينك تيره وتار احساسات خود را از ديدگان ذهن خود برداريد.
- تفكر كنيد نه خيال پردازي.
آنچه شما را در نگاه ديگران ناتوان وعاجز جلوه مي دهد،خيال پردازي هاي شماست.
- جسم و روح دو شهر مجزا از يك كشور است.تبادل اطلاعات در اين دو شهر حياتي است.رهبري كشور شما بعهده خود شماست .به كدام شهر بيشتر بها مي دهيد؟سعي كنيد اگر در شهر جسم اختلالي پيش آمد ،تماميت شهر روح را به آن مشغول نكنيد.نگذاريد كشور”خود”تان در شعاع كم فروغ احساسات جسماني شما نابود شود.
- “خود” شما در طول زندگي از كودكي تا پيري و در مكانهاي مختلف گيتي ؟((يكي)) است.او را فراموش نكنيد.او هميشه با شما است.اما آيا شما هم در طول يك روز با او هستيد؟؟؟
- ما به كساني كه سركوفتمان مي زنند،اعتماد نمي كنيم.پس چگونه مي توانيم بخودمان اعتماد كنيم در حالي كه مرتباً بخودمان سركوفت مي زنيم؟بايد به توانايي هايمان ايمان داشته باشيم.ما مي توانيم اگر بخواهيم.
- نقاط كور درون خودمان را بشناسيم . خودشناسي راه پايان دردهاي ماست.
- خودتان را پيدا كنيد،دريابيد كه افسردگي شما دليل موجهي دارد(اين دليل با آنچه در آغاز مي پنداشتيد،تفاوت دارد) و بپذيريد كه هر احساسي داريد بسزاست،يك نعمت است.پس به كشف آنچه واقعاً روي مي دهد بپردازيد اين گونه است كه خود را رها خواهيد ساخت.
- انتظارات شما از اطرافيانتان چقدر واقعي است؟براي چند لحظه خودتان را جاي آنها بگذاريد و بموضوع خودتان نگاه كنيد؟شرايطي كه شما داريد،چه كمكي مي توانيد بخودتان بكنيد؟حتماً قبول داريد كه حدود توانايي هاي افراد متفاوت است…
- پيش از اينكه ذهن را به اسارت تن در آوريد .آن را رها سازيد جسم شما در اختيار ذهن شماست.
رابطه جنسي خوب چه فوايدي داره :
1- بهبود حس بويايي: پس از رابطه جنسي ترشح هورمون پرولاكتين افزايش مييابد. اين هورمون سبب ميگردد تا سلولهاي بنيادي مغز نورونهاي جديدي را در پياز بويايي مغز ايجاد كنند . (در دوران شيردهي نيز اين بهبودي حس بويايي در زنان مشاهده ميگردد
2- كاهش ريسك بيماريهاي قلبي: داشتن بيش از 3 نوبت رابطه جنسي در طول هفته ريسك ابتلا به بيماريهاي قلبي را درمردان به نصف كاهش ميدهد. رابطه جنسي كلسترول بد خون را نيز كاهش ميدهد.
3- كاهش وزن و تناسب اندام: رابطه جنسي يك نوع فعاليت بدني است. يك رابطه جنسي پرحرارت 200 كالري انرژي مي سوزاند، يعني معادل 15 دقيقه دويدن بروي دستگاه ترد ميل(دو ثابت). ضربان قلب فرد برانگيخته (از لحاظ جنسي) از 70 بار در دقيقه به 150 بار در دقيقه افزايش مي يابد. انقباضات حين رابطه جنسي باعث تمرين و درگير شدن عضلات لگن، رانها، باسن، بازوها، گردن و قفسه سينه ميگردد. پلاسماي مني مردان حاوي هورمونهاي تحريك كننده غدد تيروئيد ميباشد، كه ميتواند باعث افزايش متابوليسم پايه در زنان و كاهش وزن آنان گردد.
4- رابطه جنسي باعث افزايش توليد هورمون تستوسترون ميشود: اين هورمون باعث محكمتر شدن عضلات و استخوانها ميگردد .
5- كاهش افسردگي: زناني كه از لحاظ جنسي فعال بوده و شريك جنسي آنان نيز از كاندوم استفاده نمي كنند، كمتر مستعد افسردگي ميباشند. هورمون پروستاگلاندين موجود در مني مردان بوسيله دستگاه تناسلي زنان جذب گرديده و باعث تعديل هورمونهاي زنانه مي شود. من ي مردان حاوي هورمونهاي استروژن و پروژسترون ميباشد كه هر دوي آنها در بهبود خلق موثر ميباشند. زناني كه در معرض مني شوهران خود قرار دارند (رابطه جنسي بدون كاندوم) شادتر ميباشند. (البته حاملگي ناخواسته و عدم ابتلا به بيماريهاي مقاربتي بايستي در اولويت باشد )
6- تسكين درد:درست قبل ازارگ اسم (اوج لذت جنسي) سطح هورمون اكسي توسين به 5 برابر سطح نرمال افزايش مي يابد. اين هورمون باعث ترشح آندورفين (ضد درد طبيعي بدن) گرديده و هرگونه دردي را تسكين ميدهد. رابطه جنسي باعث ترشح هورمون استروژن نيز ميگردد كه ميتواند دردهاي قاعدگي را كاهش دهد.
7- سرماخوردگي كمتر: افرادي كه 1-2 بار درهفته رابطه جنسي دارند، سطح پادتن ايمنوگلوبين A در بدن آنها 30 درصد بيشتر ميباشد. اين امر باعث تقويت سيستم ايمني بدن ميگردد.
8- كنترل بهتر مثانه: رابطه جنسي تمرينات كگل طبيعي مي باشند و باعث تقويت عضلات مثانه ميگردد .
9- دندانهاي سالم تر: پلاسماي مني (جذب شده از مخاط مهبل) حاوي روي، كلسيم و ديگر مواد معدني ميباشد كه از پوسيدگي دندانها جلوگيري ميكند. همچنين آداب برفراري رابطه جنسي، دو شريك جنسي را ملزم به رعايت اصول اوليه بهداشت از جمله مسواك زدن دندانها ميكند .
10- سلامت پروستات: برخي اورولوژيستها به رابطه ميان تعداد انزال و سرطان پروستات اعتقاد دارند. براي توليد مايع من ي پروستات و كيسه من ي موادي همچون روي، اسيد سيتريك و پتاسيم را از خون ميگيرند و آنها را تا 600 برابر تغليظ ميكنند. در اين بين هر عامل سرطانزاي موجود در خون نيز ممكن است به همراه اين مواد و به همين ميزان در پروستات تغليظ و انباشته گردد. رابطه جنسي و انزال مكرر ميتواند از انباشته شدن عوامل سرطانزا در درون غده پروستات جلوگيري به عمل آورد. البته ثابت گرديده داشتن رابطه جنسي با چندين شريك جنسي ميتواند سرطان پروستات را در مردان تا 40 درصد افزايش دهد. (به خاطر افزايش ريسك ابتلا به بيماريهاي منتقله از راه جنسي )
11- افراط در رابطه جنسي براي زنان بي خطر است: رابطه جنسي باعث سفت شدن عضلات شكم و باسن و بهبود ساختار قامتي در زنان ميگردد. البته مشروط بر اينكه از بيماريهاي مقاربتي ،حاملگي ناخواسته و هرگونه استرس خبري نباشد. زنان يائسه اي كه از رابطه جنسي امتناع مي ورزند ممكن است دچار آتروفي(تحليل) مهبل و مقاربت دردناك گردند. تمام هورمونهايي كه زنان يائسه به آنها نياز دارند، از طريق رابطه جنسي سالم با شوهرانشان قابل دريافت ميباشد. (رابطه جنسي بدون كاندوم )
12- اما افراط در رابطه جنسي ميتواند براي مردان دردسر آفرين باشد: آلت تناسلي مردان ممكن است دچار خراشيدگي و يا تحريك پوستي گردد. همچنين در رابطه جنسي خشن و طولاني مدت بافت آلت تناسلي مردان ميتواند دچار آسيب گردد. شل شدن آلت پس از نعوظ و انزال بي علت نيست. هنگام نعوظ آلت مرد از خون پر ميگردد. اما پس از آن ديگر خوني در آلت جريان نمي يابد. براي جذب مجدد اكسيژن عضلات آلت بايستي شل گردند. چنانچه شما اجازه ندهيد تا آلت شل شده و استراحت كند، با اين كار عضلات آلت را از دريافت اكسيژن كافي محروم كرده ايد. در بيماري پرياپيسم(priapism) كه در آن نعوذ دائمي پديد مي آيد، آلت ممكن است دچار مرگ سلولي گردد. به همين خاطر پرياپيسم يك اورژانس پزشكي محسوب ميگردد .
13- افزايش جريان خون: رابطه جنسي جريان خون به مغز و ديگر اعضاي بدن را افزايش ميدهد. بنابراين اكسيژن و مواد مغذي بيشتري به ارگانهاي بدن رسيده و مواد زايد نيز سريعتر از بدن دفع ميگردند .
14- افزايش طول عمر: نرخ مرگ و مير درافرادي كه 2 بار درهفته به ارگاسم ميرسند، نصف افرادي است كه در طول ماه تنها يك مرتبه ارگاسم را تجربه ميكنند.
15- رابطه جنسي باعث افزايش سطح هورمون استروژن در زنان ميگردد: اين هورمون باعث انعطاف پذيري و لغزندگي بيشتر مهبل شده و زنان را در برابر بيماريهاي قلبي محافظت ميكند.
16- رابطه جنسي در كاهش استرس و اضطراب بسيار موثر است: همچنين رابطه جنسي باعث بهبود كيفيت خواب ميگردد .
17- رابطه جنسي چنانچه با عشق توام باشد شفا بخش و درمانگر است: چنانچه كسي را داريد كه برايتان اهميت قائل بوده و دوستتان داشته باشد و در مقابل شما نيز براي وي اهميت قائل بوده و دوستش داشته باشيد، از لحاظ احساسي و جسمي نيز با يكديگر صميمي باشيد، آنوقت 3-5 برابر كمتر در معرض خطر مرگ زودرس و يا ابتلا به بيماريهاي گوناگون قرار خواهيد داشت. بخشي از آن به خاطر اثرات مثبت لمس كردن ميباشد. در آغوش گرفتن و نوازش كردن باعث تغيير در تركيبات شيميايي بدن شما ميشود .
18- رابطه جنسي سالم در افزايش اعتماد بنفس و عزت نفس زنان و مردان (خصوصا مردان ) ميتواند تاثير بسزايي داشته باشد
دانستن این نکته که زنها چقدر مردها را بخاطر ناموفق بودن و عدم رضایت کافی در سکس مقصر میدانند، خیلی جالب است. اکنون بعد از تحقیق و بررسی بسیار و بحث و گفتکو با همکلاسیها، من میتوانم لیستی از فانتزی های شهوانی زنها و انتظارات آنها از مردها را به شما ارائه دهم:
1-توجه کامل به تمام بدن او: بسیاری از دخترها و زنها دوست دارند که مردشان به تمامی بدنشان توجه داشته باشد و فقط متوجه اندامهای جنسی نباشد.بعضی از اظهار نظر خانمها در این مورد از این قرار است:
جهايي كه از سكس باز ميايستند، معمولاً به خاطر كند شدن مرد است. مرد به دلايل مختلف از شروع كردن رابطه جنسي...
دست ميكشد؛ ولي يكي از مهمترين دلايلش شايد بيش از اندازه شروع شدن رابطه جنسي از طرف زن باشد. شروع كردنهاي مدام سكس از جانب زن نه تنها كم كم خود او را دچار احساس حرمان خواهد كرد، بلكه مرد نيز به تدريج به سكس داشتن با او بيعلاقه ميشود.
دستگاه تناسلی زن از دو بخش خارجی و داخلی تشکیل شدهاست که ساختارهای داخلی دستگاه تناسلی زن (تخمدانها، لولههای حمل تخمک، رحم و مهبل) در یک سوم پایینی شکم قرار دارند.[۱]
روند تولید مثل
تخمدانها، حاوی فولیکولهایی هستند که تخمکها (سلولهایی که با اسپرم مرد ترکیب شده، نوزاد ایجاد میکنند) را در خود نگه میدارند. هر ماه یک تخمک بالغ شده، از تخمدان رها میشود؛
شیپور (فیمبریا) تخمک را به داخل لوله حمل تخمک هدایت میکند و از آنجا تخمک به طرف رحم رانده میشود.
مهبل که مسیری با جدار عضلانی است، ارتباط رحم را با خارج بدن برقرار میسازد. ساختارهای خارجی که مجموعاً فرج نام دارند، شامل کلیتوریس حساس و چینهای پوستی به نام لب هستند که ورودی مهبل و پیشابراه را محافظت میکنند.
غدد بارتولن که مایعی را برای لیز کردن در حین مقاربت جنسی ترشح میکنند، درست در داخل ورودی مهبل قرار دارند.[۲]
تغییرات حاصل از بلوغ در دختران
بلوغ دورهای است که در طی آن، مشخصات جنسی ایجاد و اعضای تناسلی بالغ میشوند. در دختران، بلوغ بین ۱۰ تا ۱۴ سالگی شروع میشود و۳ تا ۴ سال طول میکشد. غده هیپوفیز شروع به ترشح هورمونهایی میکند که تخمدانها را برای تولید هورمونهای جنسی زنانه یعنی استروژن و پروژسترون، تحریک میکنند. این هورمونها باعث ایجاد تغییرات فیزیکی از جمله بزرگی پستانها و لگنها و رشد موهای عانه و زیر بغل میشوند و به دنبال آن، تخمک گذاری و قاعدگی را تحریک میکنند.[۳]
چرخه قاعدگی
در طول چرخه قاعدگی، بدن زن برای بارداری احتمالی آماده میشود. این چرخه به وسیله ۴ هورمون تنظیم میشود. هورمون تحریک کننده فولیکول و هورمون لوتئینی که از غده هیپوفیز ترشح میشوند، باعث بلوغ یک تخمک در یک فولیکول و آزاد شدن آن میشود. تخمک و فولیکول آن، استروژن و پروژسترون ترشح میکنند که باعث ضخیم شدن مخاط رحم میشوند. اگر یک تخمک بارور شود، خود را وارد سطوح داخلی رحم میکند و اگر بارور نشود، در طول قاعدگی به همراه خون و سلولهای حاصل از مخاط داخلی رحم، از بدن خارج میشود. این چرخه حدود ۲۸ روز طول میکشد ولی مدت زمان آن ممکن است از ماهی تا ماه دیگر و از زنی به زن دیگر فرق کند. یک چرخه قاعدگی کامل این تصویر تغییرات حاصل در آندومتر(مخاط رحم) و تخمـدان را در طی چرخـه قاعدگی نشـان میدهد. تخمک میتواند در زمان تخمک گذاری که از فولیکول آزاد میشود، به وسیله یک اسپرم بارور گردد.[۴]
یائسگی
یائسگی زمانی است که چرخه قاعدگی متوقف میشود این امر معمولاً بین۴۵ تا۵۵ سالگی رخ میدهد. تخمدانها دیگر به هورمون تحریک کننده فولیکول پاسخ نمیدهند و هورمونهای جنسی زنانه (استروژن و پروژسترون) کمتری تولید میکنند. در نتیجه، تخمک گذاری و قاعدگی خاتمه مییابد. به محض این که زنـی به مرحـله یائسگی برسد، دیـگر بارور محسوب نمیشود. درست در سالهای قبل و بعد از یائسگی، تغییرات هورمونی باعث ایجاد علایمی چون نوسان خلق، گر گرفتگی، خشکی مهبل و عرق کردن شبانه میگردد. یائسگی ممکن است منجر به تغییرات فیزیکی طولانی مدت مثل پوکی استخوان شود.[۵]
بیماریهای دستگاه تناسلی زنانه
گاهي ماساژ فقط براي رفع خستگي انجام ميشود. ولي گاهي هم
انجام ماساژ ميتواند مقدمه عشق بازي و سکس باشد
حتما" براي يکبار هم که شده لذت يک سکس واقعي به
دنبال عشق بازي و ماساژ خوب را تجربه کنيد.
براي انجام اين کار مفرح در اتاق خوابتان شما بايد با چند
تکنيک ساده آشنا باشيد. در اينجا ما چند نکته ساده را به شما آموزش ميدهيم تا شبي
خوب و بيادماندني با يکديگر داشته باشيد!
1- ابتدا يک روغن ماساژ مرغوب تهيه کنيد. روغن ماساژ نبايد
خيلي چرب باشد تا باعث ناراحتي شما بشود. از طرف ديگر اين روغن نبايد به سرعت هم
جذب پوست شود، تا شما بتوانيد به کمک آن مدت زيادي بدن يکديگر را بماليد. همچنين
روغن ماساژ نبايد بوي زننده و نامطبوعي هم داشته باشد. ممکن است بتوانيد روغن يا
لوسيونهايي با عطرهاي گوناگون که عطر بعضي از آنها بسيار محرک هم هست، تهيه کنيد.
2- محيط مناسب: چراغها را خاموش کرده، چند شمع يا چراغ خواب
با نور کم روشن کنيد. هيچ عاملي که آرامش شما را برهم بزند نبايد در محيط وجود
داشته باشد. در صورت تمايل ميتوانيد يک موزيک ملايم و مورد علاقه تان را پخش کنيد.
3- بهتر است لباسهاي خود را در آورده و بدنتان را با حوله
بپوشانيد تا بتوانيد در زمان مناسب به راحتي لخت شويد. براي شروع مقدار کمي از
روغن مخصوص ماساژ روي دستها ريخته و ابتدا بدن خودتان را ماساژ دهيد! پشت گردن،
شانه و بازوها را به آرامي با نوک انگشت بماليد.بهتر است فک و شقيقه خود را هم با
حرکات دايره اي بماليد تا عضلات اين نواحي شل شود. بعد از اينکه قسمتهايي از بدن
خود را مالش داديد حالا دستهاي شما آماده ماساژ طرف مقابل است
3- شريک جنسي شما بايد با بدن لخت يا نيمه لخت روي شکم
بخوابد. مطمئن شويد که او کاملا"
راحت است. مقدار زيادي از روغن ماساژ را روي سراسر پشت او
ريخته و با کف دستهايتان آنرا پخش کنيد. مراقب باشيد که فشار زيادي به بدن او وارد
نکنيد زيرا موجب ناراحتي وي خواهيد شد. بدن او را به آهستگي و بطور عميق مالش
دهيد. بياد داشته باشيد که اين عمل را حتما" بايد با احساس انجام دهيد. به او
اين اختيار را هم بدهيد که هر وقت که خواست بدن شما را ماساژ بدهد. هرگز گوشت بدن
يکديگر را چنگ نزنيد. بدن طرف مقابل را به آرامي فشار داده و گاهي قسمتهايي از
آنرا به نرمي درست مثل حالت نيشگون گرفتن، بين انگشتانتان بگيريد.
4- ماساژ را از ناحيه پشت گردن او شروع کرده به سمت شانه ها
پايين بياييد. مراقب باشيد که گردن او را زياد فشار ندهيد. بازوهاي او را از هم باز کرده و ماهيچه
هاي بازو را با نوک انگشتانتان به آرامي ماساژ دهيد. بعد از دو طرف از سمت بازو به
سمت ستون مهره ها بياييد ولي روي خود استخوان مهره ها زياد فشار نياوريد. اطراف
مهره ها را در دو طرف بماليد و همينطور به سمت استخوان دنبالچه پايين بياييد.
مراقب باشيد که قسمت انتهايي مهره ها بسيار حساس است و نبايد آنرا زياد فشار دهيد.
5- بعد از ماساژ بازو و پشت، حالا به سراغ پاها برويد.
مخصوصا" قسمت داخلي رانها را که فوق العاده حساس است با دقت بماليد. از ران
تا ساق پا و نوک انگشتان را با ظرافت نوازش کنيد.
6- پشت او را طوري ماساژ بدهيد که گاهي سينه شما با پشت و
کمر او تماس پيدا کند. انجام اين عمل نقش زيادي در تحريک جنسي طرف مقابل دارد.
همچنين در بين ماساژ ميتوانيد ساير قسمتهاي بدن خود را هم به او بماليد! هر از چند
مدت يکبار بازدم خود را روي بدن او بدميد. تماس هواي گرم بازدمي شما به او آرامش
ميبخشد. همچنين گاهي بدن خود را به او چسبانده و گوشهاي او را به آرامي بمکيد يا
اينکه بخوريد.
7- و مثل هميشه: هيچوقت کلمات محبت آميز و عاشقانه به همراه
بوسه هاي داغ را از ياد نبريد!بياد داشته باشيد که انجام يک ماساژ صحيح علاوه بر
زدودن خستگي از بدن شما، ميتواند تاثير شگرفي در روح و روان داشته و ضمن ايجاد
آرامش ذهني، لذت سکس را براي شما دوچندان سازد. ماساژ همواره بعنوان يکي از بهترين
مقدمات سکس و معاشقه مورد توجه زوجها بوده و تاثير زيادي در رضايت جنسي و تسهيل
ارگاسم رسيدن زن دارد.
اشتباهي كه نبايد در سكس انجام داد
انم ها پس از رابطه ی جنسی چه دوست دارند؟...
در يك مطالعه در اروپا بعد از نظرخواهي از عده زيادي از زنها ليستي از مواردي كه آنها بعد از رابطه جنسي و ارگاسم دوست دارند برايشان انجام شود، تهيه شده است.
به گزارش سلامت نيوز بايد توجه داشت كه گروههاي مختلف
خانمها تمايلات متفاوتي داشته و حتي ممكن است چيزهاي موردعلاقه عده اي در اين ليست
وجودنداشته باشد.بعبارت ديگر موارد زيرقابل تعميم به كل جامعه زنان نيست.
1 - درآغوش گرفتن:
تقريبا"
همه خانمها دوست دارند كه بعد از رابطه جنسی ،توسط مرد
درآغوش گرفته ونوازش شوند.در آغوش گرفتن و حلقه كردن دستها بدور زن و نوازش او
احساس بسيارخوبي به زن ميبخشد.حتي اگر بسيارخسته شده ايد و ديگر انرژي براي ادامه
دادن نداريد،دستهايتان را بدور اوحلقه كرده چندكلمه محبت آميز به او بگوييد وبعد
بخوابيد!
2 - هيچگونه تماس جسمي و عاطفي را
دوست ندارند.
درمقابل گروه قبل،عده قليلي از زنها هم هستند كه بعد از
پايان رابطه جنسی ،ديگر هيچگونه تماس جسمي و عاطفي را دوست ندارند.اين افراد اظهار
ميكنند كه آنهابقدري تحريك شده اند كه بعد از آن هرگونه تحريك ديگري برايشان لذتي
نداشته و عذاب آورخواهدبود.البته اين خواسته هرگز به معني سرد مزاجي اين زنها
نيست.آنها فقط دوست دارند مدت كوتاهي باخودشان تنهاباشند،پس آنها را درك كنيد.
دربرخوردبا اين زنها بايد بعد از انجام رابطه جنسی از آنها
بپرسيد:«عزيزم حالت خوبه؟آيا همه چيز مرتب است؟ يا آيا چيزي احتياج نداري؟» و بعد
از ابراز خوشنودي ازانجام مقاربت با او،زن را نيم ساعتي تنها بگذاريد تا استراحت
كند.
3 - صحبت كردن:
هرچند اكثرمردها بدنبال رابطه جنسی خسته شده و ياراي
انجام هيچكاري را ندارند ولي گروهي از زنها دوست دارند كه بعد از رابطه جنسی كمي
صحبت كنند.در اين مواقع فقط بايد گوش خود را به اوبسپاريد! اگرخوش شانس باشيد او
به شرح آنچه گذشت و احساسش ازرابطه جنسی با شما مي پردازد.اما مواظب باشيد كه در
بين صحبتهاي او صداي خوروپف شما بلند نشود!
همه مردها بعد از ارگاسم دوست دارند كمي بخوابند،اين
امركاملا"طبيعي است.ولي به شريك جنسيتان هم توجه داشته باشيد واجازه دهيد او
در كنارشما باشد، تا اين تصورپيش نيايد كه شما فقط به فكر خودتان هستيد.
ماساژ دادن برای سکس
پانکراس(لوزالمعده) و کبد، نقش مهمي در هضم و متابوليسم مواد غذايي بهعهده دارند.
کيسهي صفرا نيز اگر چه اندامي مهم است، ولي بدن بهخوبي خود را با فقدان آن، تطبيق ميدهد.
فيزيولوژي و عملکرد کبد:
کبد به وزن تقريبي 1500 گرم، بزرگترين غدهي بدن است و دو لوب اصلي، راست و چپ دارد. کبد از دو منبع خوني تغذيه مي شود: شريان کبدي، که يک سوم خون کبد را تامين ميکند و از آئورت منشا ميگيرد، و وريد باب که دو سوم خون کبد را تامين ميکند و خون گرفته شده از لوله ي گوارش را به آن ميرساند. مجموعهاي از مجاري صفراوي نيز در کبد وجود دارند که صفرا (که منشأ آن سلول هاي کبدي است) از طريق اين مجاري خارج ميشود.
کبد قادر به توليد مجدد خود ميباشد. وجود 20- 10 درصد از کل کبد براي ادامهي حيات کافي است؛ ولي با خارج کردن آن از بدن، مرگ در عرض24 ساعت اتفاق ميافتد. کبد براي انجام بيشتر اعمال متابوليک بدن ضروري بوده و بيش از 500 عمل مختلف را انجام ميدهد.
کارهاي اصلي کبد عبارتاند از:
- متابوليسم کربوهيدرات، پروتئين و چربي؛
- ذخيره و فعال کردن ويتامينها و مواد معدني؛
- تبديل آمونياک به اوره؛
- متابوليسم استروئيدها؛
- عمل کردن بهعنوان يک صافي؛براي محافظت در برابر سيل مواد مضري که به خون سرازير ميشوند. کبد صفرا توليد ميکند، نمکهاي صفراوي براي هضم و جذب چربي و ويتامينهاي محلول در چربي استفاده ميشوند و بيلي روبين محصول نهايي انهدام گلبولهاي قرمز، در کبد ترکيب شده و از طريق صفرا دفع ميشود
بيماري کبد چرب و علائم آن
افزايش مصرف غذاهاي چرب و آماده، و عدم فعاليت مناسب يا گسترش زندگي ماشيني، بيماريهاي مختلفي به همراه آورده است. درگيري کبدي، از جمله مضرات مصرف مواد غذايي نامناسب مي باشد. امروزه متاسفانه بيماري کبد چرب که نسبتاً شايع شده است، با وزن بيمار ارتباطي مستقيم دارد و با توجه به افزايش چاقي در جوامع مختلف (از جمله ايران) نيز رو به افزايش است.
کبد چرب چيست؟
منظور از کبد چرب، رسوب چربي (عمدتاً از چربيهاي خنثي مثل تري گليسيريد) در کبد است که در رابطه با مصرف الکل مي تواند باشد که به آن "Alcoholic Fatty Liver" مي گويند، يا بدون مصرف الکل و يا در حضور ميزان بسيار جزيي از الکل ايجاد مي شود که تحت عنوان کلي "Non Alcoholic Fatty Liver Disease" (بيماري کبد چرب غير الکلي) گفته مي شود.
رسوب چربي در کبد از نظر شکل ذرات چربي و از نظر اهميت باليني و فيزيوپاتولوژي به دو نوع "Micro Vesicular" و "Macro Vesicular" تقسيم مي شود. آنچه مورد بحث فعلي است نوع "Macro Vesicular" است، يعني رسوب ذرات درشت چربي در سلولهاي کبد که به جابجا شدن ارگانهاي داخل سلولي منجر مي شود، اما فعاليت آنها را مختل نمي سازد. اين عارضه در حال حاضر نسبتاً شايع بوده و روز به روز ارزش بيشتري در بيماران مزمن کبدي (که علت خاصي براي بيماري شان پيدا نمي شود) پيدا مي کند.
ميزان شيوع بيماري کبد چرب تا چه حد است؟
شيوع کبد چرب در جوامع مختلف گوناگون است. براساس آماري، شيوع کبد چرب غير الکلي 9- 7 درصد در کشورهاي غربي و 2/1 درصد در ژاپن گزارش شده است. البته اين آمار بيان گر درصد واقعي کبد چرب نمي تواند باشد. احتمال پيدايش کبد چرب غيرالکلي با وزن بيمار ارتباط مستقيم دارد و با توجه به افزايش چاقي در جوامع مختلف از جمله ايران، شيوع اين عارضه نيز رو به افزايش است. اين عارضه در چه افرادي نمود پيدا مي کند؟ در کساني که عوامل خطر پيدايش کبد چرب را دارند، مثل افراد چاق، مبتلايان به ديابت و چربي خون بالا و بي تحرک. مصرف بعضي داروها نيز مي تواند باعث رسوب چربي در کبد گردد. در اين زمينه مي توان به استروئيد، ويتامين A، متوتروکسات، آسپيرين، آميودارون و استروژن سنتيک اشاره نمود. همچنين کاهش سريع وزن در کساني که قبلاً به چاقي مبتلا بودهاند، مي تواند اين عارضه را در پي داشته باشد. در کساني که سوء تغذيه ي پروتئيني دارند يا به سبب چاقي مفرط، جراحيهاي پيوند باي پس(Bypass) رودهاي انجام دادهاند نيز کبد چرب ديده مي شود. به دنبال تغذيه ي وريدي طولاني مدت نيز اين عارضه بروز مي کند. در زمينه ي بعضي بيماريهاي مزمن از جمله: کوليت زخمي نيز کبد چرب گزارش شده است. در مواردي نيز هيچ علت يا بيماري زمينه اي براي کبد چرب پيدا نمي شود. بنابراين در کسي که داراي آنزيمهاي کبدی افزايش يافته در آزمايش مي باشد و هيچ علتي براي آن پيدا نمي شود، بايد به فکر کبد چرب بود.
قابل ذکر است بيماري کبد چرب در هر سني ديده مي شود، اما بيشترين شيوع آن بين 60- 40 سالگي است. همچنين" "Non (کبد چرب غيرالکلي همراه با التهاب در نسج کبد) در خانمها شايعتر است.
علائم بيماري کبد چرب چيست؟
کبد چرب ساده معمولا به شکل اتفاقی کشف میشود و 70 تا 80 درصد بیماران مبتلا به آن نشانهای ندارند و برای بیماریهای دیگر به پزشک مراجعه میکنند و پزشک بر حسب اتفاق متوجه کبد چرب آنها میشود، اما گاهی احتمال دارد بیمار علاوه بر احساس خستگی، دردهایی در ناحیه کبد داشته باشد.
-درمان در طب نوين : در طب نوين درمان اختصاصي براي کبد چرب وجود ندارد، ولي شما با کنترل بيماري هاي زمينه اي از قبيل کاهش وزن، چربي هاي خون، ديابت و يا قطع نمودن داروهاي مسبب (قطعا با نظر پزشک معالج نه به طورخودسرانه) مي توانيد از پيشرفت اين بيماري جلوگيري نماييد.
2- درمان وپيشگيري در طب
سنتي : در طب سنتي با استفاده از خواص بعضي
گياهان و عصاره گيري از انها ميتوان تركيباتي بدست آورد كه بوسيله آنها براحتي و
با موفقيت كامل كبد چرب درمان ميشود، در ذيل به يكي از نسخه هاي مجرب و آزموده شده
كه به راحتي كبد چرب را درمان نموده اشاره ميكنيم.
شربت پاكسازي كبد پارسي طب :(عرق پنج گياه)
در تهیه این عصاره گیاهانی بکار رفته که همگی در دفع
مواد زائد از خون و کبد نقش بسزایی دارند. همچنین با توجه به اینکه این دارو از
لطافت زیادی برخوردار است قابلیت جذب شدن و نفوذ به اعماق مویرگهای بدن را
دارد ، بر این اساس درمان بیماریهایی به شرح ذیل با استفاده از این دارو به سادگی
انجام پذیر است: غلظت خون ، چربی خون ، ، خواب رفتن اعضای بدن و ضعف کبد. و همچنین چون این
دارو توانایی سم زدایی و چربی زدایی بالایی دارد درمان بسیار قابل توجهی برای
انواع بیماریهای کبدی است و مخصوصا کبد چرب را به سهولت درمان مینماید.
ضمنا این عصاره سرشار از ویتامینه C، B،A میباشد و برای درمان بیماریهای
صفراوی از قبیل کبودی رنگ چهره و لبها ، احساس گرمای زیاد بدن ، صفرا مزاجی و
یرقان بسیار موثر میباشد
همچنين مصرف اين عصاره ميتواند از بروز كبد چرب پيشگيري كند
ده
بکارت ، غشاء البکارة ، هایمن،Hymen، به زبان لاتین برگرفته از نام الهه
عروسی در فرهنگ یونان باستان است. در زبان فارسی بكارت به مفهوم دوشیزه
بودن ، دختری و تازگی استفاده می شود.بکارت در اصطلاح پزشکی به انواع پرده
ها گفته می شود. از جمله پرده یا غشایی که قلب را احاطه می کند ولی به دلیل
کاربرد بیشتر آن در غشای واژن ، این واژه ، معادلی برای پرده بکارت واژن
جا افتاده است.
اما در اصطلاح عموم، پرده بكارت به بافت یا غشای نازکی می گویند که از جنس مخاطی است و ورودی مهبل زن را به صورت ناقص می پوشاند.
به چه کسی باکره می گویند؟
از
دیدگاه های مختلف مفهوم باکرگی متفاوت است. از نظر پزشکی به دختری باکره
می گویند که پرده بکارتش سالم باشد. بنابراین حتی اگر پرده بكارت او به یک
علت طبیعی و بدون دخول آلت ، مانند وارد شدن یک شی در واژن به صورت تصادفی ،
پاره شود ، آن شخص دیگر باکره نخواهد بود.
از نظر فقهی به دختری باکره
می گویند که پرده بکارت او سالم باشد. با این توضیح که وقتی اولین نزدیکی و
دخول صورت گرفت دیگر دختر باکره محسوب نمی شود ، ولو پرده بکارت وی از نظر
علمی سالم بماند و هیچ آسیبی نبیند.از نظر قضایی و قانونی دختری باکره است
که سابقه ازدواج ثبت شده نداشته باشد.
بنا بر این به محض این که اولین
ازدواج وی ثبت شود ، وی دیگر دوشیزه نخواهد بود ، حتی اگر از نظر علمی و
فقهی پرده بكارت وی سالم باشد. همچنین حتی اگر پرده بکارت دختری سالم نباشد
و در عین حال سابقه ازدواج برای وی ثبت نشده باشد ، از نظر قانونی باکره
خواهد بود.
فرایند شکل گیری پرده بکارت به چه صورت است؟
تشکیل
پرده بکارت -اندام جنسی جنین در مراحل اولیه رشد کاملاً بسته است و به
مرور لایه های پوستی به صورت ناقص از هم جدا می شوند وپرده بكارت را تشکیل
می دهند. پرده بكارت شکل ثابتی ندارد و در بسیاری از زنان نیز از ابتدا
وجود ندارد و به مرور تشکیل می شود. در صورتی که در مرحله قبل از تولد
تقسیم لایه های پوستی به طور کامل انجام شود ، باعث می شود تا این دسته از
خانم ها که درصد کمی از جامعه هستند ، به طور مادرزادی پرده بکارت نداشته
باشند.
فایده پرده بکارت چیست؟
برخی
تصور می کنند وجود پرده بكارت فقط برای اثبات دوشیزگی و عدم ارتباط جنسی
زن است. در پاسخ به این سوال و نیز فواید پرده بكارت می گویم:
1. پرده بکارت مختص انسان نیست. بسیاری از پستانداران مانند اسب ، وال و ...
نیز
از وجود چنین پرده ای بهره مندند. در حالی که در حیوانات مساله دوشیزگی
مفهومی ندارد. بنا بر این عامل وجود پرده بكارت در انسان نمی تواند صرفا
اثبات دوشیزگی باشد و اگر کسی پرده بكارت را نداشت به مفهوم پاک نبودن یا
ارزش نداشتن این شخص نیست.
پرده بكارت
2. اگر علت پرده بكارت عدم رابطه جنسی باشد ، بدون اسیب رساندن به این پرده نیز می توان رابطه جنسی داشت.
بنابراین نمی توان داشتن یا نداشتن پرده بكارت را نشانه پاکی یا ناپاکی یک
شخص دانست. علاوه بر این چه بسا فردی پس از رابطه توبه کرده باشد و مقام
معنوی ای بالاتر از کسی که پرده بکارت دارد ، داشته باشد.
3. بسیاری از پزشکان می گویند،پرده بكارت موجب حفظ دستگاه تناسلی از بیماری های عفونی در نوزادی است .
4. برخی نیز معتقدند که پرده بکارت مانند آپاندیس است که فلسفه آن چندان روشن نیست.
محل قرار گیری پرده بکارت کجاست؟
پرده
بکارت در حقیقت بخش خارجی اندام جنسی است.به همین دلیل دقیقا در ورودی
دهانه واژن تعبیه شده است. اما ورودی دهانه واژن در برخی از افراد در همان
ابتدای اندام تناسلی است و به سادگی قابل رویت و تشخیص است و در برخی نیز
در عمق است و مشاهده آن به طور معمول امکان پذیر نیست.
بعضي مادر زاد پرده بكارت ندارند، بعضي ديگر پرده بكارتشان بدون سوراخ است، درحاليكه برخي ديگر پرده بكارت بسيارضخيمي دارند كه ممكن است براي پاره كردن آن،كمك پزشك مورد نياز باشد تا از بروز درد در هنگام ارتباط جنسي جلوگيري شود،اين شيوه را بريدن پرده بكارت مي نامند.
طي اولين دخول ، پرده بكارت در چند جا پاره شده و به چند قطعه تقسيم ميشود، غالباً تا زماني كه زن نوزادي به دنيا بياورد باقيمانده پرده بكارت در دهانه واژن وجود خواهد داشت.
پرده بكارت يك غشا نازك، همراه با سوراخ يا سوراخهايي براي عبور جريان خونريزي عادت ماهيانه از درون آن است مي توان گفت در بچه ها و اطفال پرده بكارت ه مي تواند تا حدي يك نقش محافظتي را در برابر وارد شدن اشيا به داخل واژن بازي كند.
آیا همه پرده های بکارت شبیه هم هستند و در همه آن ها موقع پاره شدن،خونریزی وجود دارد؟
پرده
های بکارت با یکدیگر متفاوتند. انواع گوناگونی از پرده بکارت شناسایی شده
اند اما از بین آنها به طور کلی رایجترینشان عبارتند از:
الف) پرده بکارت حلقوی: در این نوع پرده بکارت، پرده به صورت حلقه ای دور ورودی واژن را می پوشاند. لذا در خیلی از موارد خون ریزی ندارد.
ب) پرده بکارت ارتجاعی: پرده ای که به اندازه کافی انعطاف پذیر و قابل ارتجاع است و به هنگام ورود آلت تناسلی پاره نمی شود، یا اینکه به طور جزئی پاره می شود و معمولاً خونریزی ندارد.
ج)پرده بکارت تیغه ای: پرده تیغه ای یا دو سوراخی، پرده ای است که یک تیغه ممتد در طول واژن دارد. خون ریزی دارد.
د) پرده بکارت غربالی: پرده غربالی یا سوراخ سوراخ، پرده ای است که به طور کامل در عرض مهبل کشیده شده امّا سطح آن سوراخ سوراخ است. خون ریزی دارد.
ھ) پرده بکارت بسته:
پرده بسته یا پرده بدون سوراخ، پرده ای است که تنها با خروج نوزاد پاره می
شود. امّا به صورت خطوط نامنظم گوشتی پیرامون ورودی واژن باقی می ماند.
همان طور که قبلا هم گفتیم، در دخترانی که به سن بلوغ می رسند. در صورتی که
دارای پرده بسته باشند، خون قاعدگی پشت آن جمع شده و نمی تواند خارج شود و
در نتیجه باعث بروز درد می شود. اینگونه افراد باید به پزشک مراجعه نمایند
تا طی عمل جراحی و ایجاد برش در سطح پرده، خون قاعدگی از آن خارج شود.
پرده بکارت حلقوی چیست؟ یعنی یک چیزی شبیه پرده است یا این که فقط یک سوراخ کوچک است که با دخول پاره می شود؟
پرده های بکارت حلقوی دو نوعند :
1)قابل اتساع
2)غیرقابل اتساع.
انواع
پرده های بکارت حلقوی غیرقابل اتساع در حین اولین دخول آلت تناسلی مردانه
پاره می شوند و مانند سایر انواع بکارت هستند.اما انواع حلقوی قابل اتساع
علیرغم دخول ممکن است پاره نشده و برای مرد این تصور را ایجاد کنند که همسر
او باکره نیست. افراد زیادی به خاطر این توهم مکررا به پزشکی قانونی
مراجعه می کنند ولی با یک معاینه سطحی توضیحات لازم را به این ها می
دهند.در عین حال در لبه پرده بکارت حلقوی قابل اتساع می توان علائم سائیدگی
خفیف یا خونمردگی را مشاهده کرد.
آیا می توان تشخیص داد که پرده بکارتی وجود دارد یا نه و نوع آن چیست؟
تشخیص پرده بکارت تنها از طریق معاینه امکان پذیر است. برای معاینه پرده بکارت نیز ، سه راه وجود دارد.
-مراجعه به متخصص زنان و زایمان یا اورولوژیست.
در این صورت حتما به متخصص خانم مراجعه کنید. هم برای این که گناه نکرده
باشید. زیرا معاینه بدون ضرورت زن توسط مرد، جایز نیست. هم این که امنیت
روانی بیشتری دارید. هم این که از عواقب سو آن در امان خواهید بود. کمتر
مردی است که اندام جنسی زن غریبه را ببیند و تحریک نشود و ... . مراجعه به
متخصص زنان و زایمان تنها برای معاینه و اطمینان از نداشتن مشکل است. ولی
جنبه قانونی ندارد.
-مراجعه به پزشکی قانونی برای گرفتن گواهی سلامت.
پزشکی قانونی با توجه به تخصصی که دارد بهتر از متخصص زنان و زایمان تشخیص
می دهد که ارتباط جنسی برقرار شده است یا خیر. به همین دلیل است که از نظر
قانونی تنها پزشکی قانونی می تواند گواهی سلامت برای پرده بکارت صادر کند.
آسیب پرده بکارت
پرده بکارت از نظر فرم در چند نوع می باشد و برخی فعالیت ها می تواند سبب آسیب و پارگی برگشت ناپذیر پرده بکارت شود از جمله :
-ورزش های سنگین حرفه ای از جمله ژیمناستیک
-انجام نزدیکی و فعالیت جنسی با مرد - دخول آلت تناسلی
-عمل بسیار ناپسند و مضر و پر خطر خودارضایی
-برخی نیز بطور مادر زادی با مشکل آسیب یا حتی نبود پرده بکارت مواجه هستند
-تصادف
-عملهای لگنی وخیم و ....
قابل توجه اینکه تمامی مسائل ذکر شده بالا توسط پزشک قابل معاینه و تشخیص
صد در صد می باشد . از جمله موارد ذکر شده در بالا مسئله خودارضایی می
باشد. پرده بکارت بافتی بسیار حساس و نازک دارد و با کوچکترین تحریک آسیب
پذیر می باشد . گرچه تحریکات کوچک و مختصر آسیب کامل به پرده بکارت نمی
رساند ولی همین آسیب جزئی برگشت ناپذیر و قابل تشخیص است و سبب حساس شدن آن
و احتمال پارگی وجود دارد .
مالش گاهی ناخواسته با ورود و یا حرکت
انگشت به سمت کانال واژن می تواند می تواند سبب آسیب شود اگرچه درصدش پایین
است ولی یک احتمال آسیب می باشد .توصیه اکید ما اینکه از عمل بسیار ناپسند
و ناخوشایند خودارضایی دوری کنید تا بر اثر چند لحظه کوتاه احساس لذت جنسی
که بر اثر خودارضایی حاصل می شود و عذاب وجدان سختی را به همراه دارد ،
زندگی مشترک آینده خود را دچار مخاطره نسازید و خود را دچار فشارهای روحی
روانی نسازید .
در خودارضایی دختران ورود انگشت و یا هر وسیله ای دیگر سبب آسیب قطعی به پرده بکارت می شود و مالش سبب بروز آسیب نمی شود .
تشخیص و بررسی آسیب به پرده بکارت برای افراد غیر متخصص بسیار مشکل می باشد . اینکه بکارت در
اثر مالش آسیب نمی بیند دال بر این نیست که می توان خودارضایی با مالش رو
انجام داد . این عمل سبب بروز مشکلات جدی روحی و جسمی به فرد شده و اثرات
مخربی در زمان ازدواج خواهد داشت .
منبع:تلخیص ازirshafa.ir,iranerooz.com
مطالب مرتبط
| کدام والیبالیست را دوست دارید؟ |
| کدام امام را دوست دارید؟ |