| تبلیغات | X | |
![]()
١ . درمان بیماری قلبی :
مخلوطی از عسل و پودر دارچین را تهیه کنید و به جای مربا روی نان قرار دهید و
به طور منظم در وعده صبحانه صرف کنید.این روش در کاهش کلسترول،جلوگیری از
بروز حمله قلبی، تنفس راحت و تقویت ضربان قلب موثر است.بیماران مبتلا به حمله
قلبی نیز با مصرف روزانه این مخلوط از حمله قلبی بعدی درامان خواهند بود.بررسی روی
سالمندان در آمریکا و کانادا نشان داده است،با بالا رفتن سن شاهرگ های حیاتی و
سیاهرگ ها خاصیت انعطاف پذیری خود را از دست می دهد.عسل و دارچین به شاهرگ ها و
سیاهرگ ها قدرتی تازه میبخشد.
٢ . از بین
بردن اثر خارش نیش های حشرات :
مخلوطی از یک سهم عسل، ٢ سهم آب ولرم و یک قاشق چای خوری پودر دارچین را روی
قسمتی از بدن که احساس خارش می کنید،قرار دهید خارش و درد در عرض یک یا ٢ دقیقه
فروکش خواهد کرد.
٣ . درمان التهاب
مفصل(آرتریت):
روزانه،یک وعده صبح و یک وعده شب،مخلوطی از یک فنجان آب گرم، ٢ قاشق چای خوری عسل
و یک قاشق چای خوری پودر دارچین مصرف شود.این مخلوط معجزه گر در صورت مصرف به
طور منظم آرتریت های مزمن را نیز درمان می کند.بررسی های اخیر روی ٢٠٠ بیماری
که قبل از صرف صبحانه از این مخلوط استفاده کردند نشان داد، ٧٣ نفر از آنان در
عرض یک هفته کاملا از درد رهایی پیدا کردند و پس از یک ماه بیشتر افرادی که قادر
به راه رفتن یا حرکت نبودند،بدون احساس هیچ دردی توانایی راه رفتن و تحرک خود را
به دست آوردند.
٤ . جلوگیری از ریزش مو:
قبل از دوش گرفتن مخلوطی از مقداری روغن زیتون داغ،یک قاشق چای خوری عسل و یک
قاشق پودر دارچین را به مدت ٥ تا ١٥ دقیقه روی سر قرار دهید و سپس آن را بشویید.
٥ . از بین بردن
عفونت مثانه:
٢ قاشق غذاخوری عسل به همراه یک قاشق چای خوری پودر دارچین را با مقداری آب
ولرم حل کنید و آن را بنوشید.این روش باعث می شود که میکروب های مثانه از بین
برود.
٦ . درمان درد دندان:
مخلوطی از یک قاشق چای خوری پودر دارچین و ٥ قاشق چای خوری عسل تهیه کنید و روی
دندان خراب بمالید.این عمل را ٣ بار در روز تکرار کنید تا درد تسکین یابد.
٧ . کاهش کلسترول:
٢ قاشق غذاخوری عسل را با ٣ قاشق چای خوری پودر دارچین در یک لیوان چای حل کنید
و بنوشید.این کار میزان کلسترول خون را طی ٢ ساعت به ١٠ درصد کاهش می دهد.
٨ . درمان سرماخوردگی:
به مدت ٣ روز از مخلوط یک قاشق غذاخوری عسل با یک چهارم قاشق چای خوری پودر دارچین
استفاده کنید.این روش برای درمان سرفه مزمن و سرماخوردگی و سینوزیت به کار می
رود.
٩ . درمان ناباروری:
برای برطرف کردن این مشکل،به مردان توصیه می شود ٢ قاشق غذاخوری عسل را قبل از
خواب میل کنند.در کشورهای چین،ژاپن و خاوردور که با مشکل ناباروری مواجه اند،در
طول روز مخلوطی از مقداری پودر دارچین و یک دوم قاشق چای خوری عسل را به طور مرتب
روی لثه و داخل دهان خود قرار می دهند تا مخلوط حاصل از طریق بزاق وارد بدن شود.زوجی
که مدت ١٤ سال بچه دار نمی شدند با شروع مصرف عسل و دارچین پس از مدت کوتاهی صاحب
دوقلو شدند.
١٠ . درد معده:
مصرف عسل و پودر دارچین علاوه بر درمان درد و نفخ معده،زخم معده را نیز درمان
می کند.
١١ . تقویت سیستم ایمنی:
استفاده روزانه از عسل و پودر دارچین سیستم ایمنی بدن را تقویت کرده و بدن را
از حمله باکتری و ویروس محافظت می کند.دانشمندان دریافتند که عسل دارای
مقدار زیادی ویتامین و آهن است.مصرف مداوم عسل گلبول های سفید خون را تقویت می کند
تا بتواند با باکتری ها و بیماری های ویروسی مقابله کند.
١٢ . برطرف کردن سوء هاضمه:
قبل از هر وعده غذا،پودر دارچین را روی ٢ قاشق غذاخوری عسل بریزید و میل کنید
تا از ترشح اضافی اسید معده رهایی پیدا کنید زیرا این مخلوط غذاهای سنگین را به
راحتی هضم میکند.
١٣ . جلوگیری از آنفلوآنزا:
دانشمندی در اسپانیا ثابت کرده که مخلوط عسل و دارچین دارای مواد مفید طبیعی
است که از میکروب های آنفلوآنزا و سرماخوردگی جلوگیری به عمل می آورد .
١٤ . افزایش طول عمر:
مصرف دائم و مرتب عسل و پودر دارچین مانع پیری زودرس می شود.مخلوطی از ٤
قاشق چای خوری عسل،یک قاشق چای خوری پودر دارچین و ٣ فنجان آب گرم را با هم
بجوشانید.سپس مخلوط به دست آمده را ٣ الی ٤ بار در روز به مقدار یک چهارم فنجان
میل کنید.این مخلوط علاوه بر طراوت بخشیدن و نرم نگه داشتن پوست از پیری زودرس
نیز جلوگیری می کند.
١٥ .برطرف کردن جوش صورت:
قبل از خواب مخلوط ٣ قاشق غذاخوری عسل و ١ قاشق چای خوری دارچین را روی جوش ها
قرار دهید و روز بعد با آب ولرم بشویید.تکرار روزانه این کار به مدت ٢ هفته،جوش
ها را از بین می برد.
١٦ . درمان عفونت های پوستی:
قرار دادن مخلوطی به مقدار مساوی از عسل و پودر دارچین روی قسمت های مختلف
پوست، عفونت های پوستی و اگزما را نیز درمان می کند.
١٧ . درمان سرطان:
تحقیقات جدید انجام گرفته در ژاپن و
استرالیا نشان داده،سرطان های پیشرفته معده و استخوان به طور موفقیت آمیزی درمان
شده است.بیماران مبتلا به این سرطان ها ٣ بار در روز و به مدت ٣ ماه یک قاشق
غذاخوری عسل و یک قاشق چای خوری دارچین را مخلوط و مصرف می کنند.
١٨ . از بین بردن خستگی مفرط:
مصرف نصف قاشق غذاخوری عسل و مقداری پودر دارچین در یک لیوان آب اول صبح و بعد از
ظهر که بدن با افت نشاط روبه رو است طی یک هفته نیروی حیاتی بدن را افزایش می
دهد.
١٩ . از بین بردن بوی بد دهان:
شما می توانید پس از بیدار شدن از خواب با محلولی از یک قاشق چای
خوری عسل،مقداری پودر دارچین و آب گرم غرغره کنید تا در طول روز مشکل بوی بد دهان
را نداشته باشید.
٢٠ . مشکل شنوایی:
مصرف روزانه مقدار مساوی از عسل و پودر دارچین در صبح و شب مشکل شنوایی را
برطرف می کند.
شایان ذکر است،عسل مورد مصرف باید خام و پاستوریزه نشده باشد.زیرا که آنزیم های
لازم به هنگام عمل پاستوریزه به علت حرارت دیدن از بین می رود.
اگر ناگهان دچار گرفتگی کمر شدهاید، مضطرب نشوید / کمردرد ناخوانده
درمان کمردرد, گرفتگی کمر, پیشگیری از کمردرد
اگر ناگهان دچار گرفتگی کمر شدهاید، مضطرب نشوید. مطمئن باشید شما تنها مورد مبتلا به این عارضه نیستید و دنیا به آخر نرسیده است. بیش از ۹۰ درصد از ما کمردرد و گرفتگی ماهیچههای ناحیه کمر را دستکم یک بار در زندگی تجربه خواهیم کرد.
گاهی فقط کافی است خم شوید تا بند کفشتان را ببندید یا خوارباری را که خریدهاید از روی زمین بردارید تا همین کار بظاهر ساده سبب شود الیاف ماهیچههای این ناحیه از بدن کشیده شده یا دچار پارگی یا آسیبدیدگی جزئی شود.
خشکی و گرفتگی و نیز احساس درد صبحگاهی کمر ممکن است برای بسیاری از افراد درد چندان نامتعارفی نباشد؛ دردی که قاعدتا طی یکی دو هفته بهتر خواهد شد. برای خلاص شدن از شر این درد براحتی میتوانید از دوش آبگرم، کمپرس گرم یا حرکات کششی بسیار ملایم کمک بگیرید.
شاید شما هم بسیار شنیده باشید که برای خلاص شدن از شر این مشکل باید چند هفته استراحت کنید و دست به سیاه و سفید هم نزنید وگرنه این کمر، دیگر برایتان کمر بشو نیست. اما واقعیت چیز دیگری است. در مواردی که صرفا به دلیل کارهای عادی روزمره دچار گرفتگی عضلانی کمر میشوید باید به مدت ۷۲ ساعت به کمرتان استراحت دهید.
پس از آن میتوانید آرامآرام فعالیتهای سبک روزانه را آغاز کنید و البته در این حال باید با کمرتان مدارا کنید. پس از طی دوره نقاهت و رسیدن به شرایط مطلوب، دیگر باید راست و درست بایستید و بنشینید. این نخستین کاری است که میتواند از بروز مجدد چنین کمردردهایی پیشگیری کند.
بعلاوه باید به ورزشهایی بپردازید که ماهیچههای ناحیه شکم و کمر را تقویت میکند. تا میتوانید چنین ورزشهایی را در برنامه ورزشی خود بگنجانید. آسیبهای ماهیچهای کمر اغلب زمانی رخ میدهند که بخصوص ماهیچههای شکمی ضعیف هستند و کمر شما باید برای راست نگهداشتن بدنتان بار بیش از حدی را تحمل کند.
برای پیشگیری از بروز این دردها در آینده، به گذشته نگاهی بیندازید. فعالیتهای گوناگون جسمانیتان، بخصوص فعالیتهای روزمره را مرور کنید و ببینید عموما کدام یک از آنها سبب بروز ناراحتی در ناحیه کمرتان شده است. مثلا اگر با کامپیوتر سروکار دارید، حتما وضع نشستن خود را پشت میز کامپیوتر بررسی کنید و در صورت لزوم از امکانات ارگونومتری استفاده کنید یا شاید وضع بدنتان هنگام خواب نامناسب است.
خوابیدن روی شکم بدترین حالت خوابیدن است و به کمر فشار بسیار زیادی وارد میکند. در عوض میتوانید عادت خوابیدن خود را تغییر دهید. درست است که ترک عادت دشوار است اما در این مورد خاص موجب رفع مرض یا پیشگیری از آن است. بهتر است به پشت بخوابید و بالشی هم زیر زانوهای خود قرار دهید یا به پهلو بخوابید و بالشی بین زانوهایتان بگذارید.
اگر این گرفتگی و درد به این راحتیها دست از سرتان برنمیدارد، ممکن است ناشی از دیسک کمر باشد. یعنی ممکن است بالشتکهای نرم بین مهرههای استخوانی کمرتان به مرور منقبض و سفت شده باشند. این مشکل را میتوان با فیزیوتراپی زیر نظر متخصص رفع کرد. البته باید به خاطر داشته باشید بهبود سبک زندگی میتواند کمک حال مناسبی باشد.
اما از اینها گذشته، برخی کمردردها میتوانند نگرانکننده باشند. اگر دردی در ناحیه کمر احساس میکنید که به پاهایتان سرایت میکند یا اگر سبب ضعف یا سستی و کرختی میشود حتما باید به پزشک متخصص مراجعه کنید. این دردها را هرگز به حال خود رها نکنید.
ایدز (به انگلیسی: AIDS) یا سندرم نقص ایمنی اکتسابی نوعی بیماری است که در دستگاه ایمنی و توسط ویروس نقص ایمنی (HIV) ایجاد میشود در عفونت اولیه، فرد ممکن است برای مدت کوتاهی بیماری شبه آنفولانزایی را تجربه کند. به همین دلیل معمولاً این بیماری تا یک دوره طولانی بدون هیچ علائمی دنبال میشود. با گذشت زمان، این بیماری تداخل بیشتری با دستگاه ایمنی بدن پیدا میکند و باعث میشود که افراد به عفونتهایی مانند عفونت فرصتطلب و تومور دچار شوند که معمولاً روی دستگاه ایمنی افراد تاثیرگذار است.
HIV عمدتاً از طریقآمیزش جنسی محافظت نشده (مانند مقعدی و حتی دهانی)، انتقال خون آلوده و سرسوزن آلوده و از مادر به فرزند در طول بارداری، زایمان یا شیردهی منتقل میگردد بعضی از مایعات بدن مانند بزاق و اشک قادر به انتقال HIV نیستند پیشگیری از عفونت HIV، عمدتاً از طریق آمیزش جنسی امن و برنامه تعویض سرنگ، راه حلی برای جلوگیری از گسترش این بیماری محسوب میشوند. هیچ گونه درمان یاواکسن وجود ندارد؛ اگر چه درمان ضدویروسی می تواند باعث کاهش دوره بیماری و امید به زندگی نزدیک به طبیعی گردد. با وجود این که درمان ضدویروسی خطر مرگ و عوارض ناشی از این بیماری را کاهش می دهد، اما این داروها گرانقیمت هستند و ممکن است با عوارض جانبی همراه باشند.
تحقیقات ژنیتیکی نشان می دهد که HIV در اصل متعلق به غرب آفریقا و در اوایل قرن بیستم بوده است ایدز اولین بار در سال ۱۹۸۱ توسطمرکز کنترل و پیشگیری بیماری (CDC) شناخته شد و عامل آن (عفونت HIV) در اوایل دهه شناخته شده بود از زمان کشف آن، ایدز باعث مرگ ۳۰ میلیون نفر شده است (تا سال ۲۰۰۹). تا سال ۲۰۱۰، حدوداً ۳۴ میلیون نفر به ایدز مبتلا بودهاند ایدز به عنوان همهگیری جهانیشناخته میشود که در حال حاضر حوزه شیوع آن بسیاره وسیع و در حال گسترش است.
ایدز تاثیر بسیار زیادی بر روی جوامع داشتهاست، چه به عنوان یک بیماری و چه به عنوان عاملی برای تبعیض. همچنین تاثیرات اقتصادی قابل توجهی داشته است. تصورهای نادرست بسیاری در رابطه با ایدز وجود دارد، برای مثال انتقال ایدز از طریق رابطههای سطحی غیرجنسی.
تاریخچه
ایدز اولین بار در سال ۱۹۸۱ در امریکا مشاهده شد. اولین مواردی که مشاهده شد در بین معتادان تزریق سرنگ و همچنین همجنسگرایان مرد قرار داشت که به دلیل نامعلومی سیستم دفاعی بدن آنها ضعیف شده بود و علایم بیماری التهاب ریه نیوموسیستیک کارینی (PCP) در آنها مشاهده میشد که این بیماری در افرادی دیده میشود که سیستم دفاعی بدنی ضعیفی دارند سپس نوعی سرطان پوست نادر با نام کاپوسی سارکوما (KS) در میان مردان همجنسگرای گزارش شد موارد بیشتری از بیماری PCP و KS مشاهده شد و این زنگ خطری برای مرکز پیشگیری و کنترل بیماری بود و گروهی از طرف این مرکز برای بررسی این واقعه تشکیل شد
محققان معتقدند که هر دو ویروس HIV-1 و HIV-2 در اصل متعلق به نخستیسانان مرکز افریقا بوده و در اوایل قرن بیست به بدن انسان منتقل شدهاست به نظر میآید که ویروس HIV-1 در اصل متعلق به مناطق جنوبی کامرون و تکامل یافتهٔ ویروس SIV (ویروس نقص ایمنی میمونی) که در میان شمپانزههای وحشی شیوع دارد، بودهاست همچنین ویروس HIV-2 تکامل یافتهٔ ویروس SIV میان گونهای میمون به نام منگابی دودی بودهاست که در غرب افریقا (از جنوب سنگال تا غرب ساحل عاج) زندگی میکردهاست پخبینیانی مانند میمون شب نسبت به ویروس HIV-1 مقاوم هستند و این احتمالاً به دلیل یک نوع ژن پیوندی دو گونه مقاوم ویروس در آنها میباشد
مدارکی موجود است که نشان میدهد انسانهایی که در شکار و یا فروش حیوانات دخالت داشتند دچار ویروس SIV شدهاند اگرچه SIV ویروس ضعیفی است که سیستم دفاعی بدن انسان با آن مقابله میکند و بیش از چند هفته در بدن انسان باقی نمیماند، اما انتقال سریع و متوالی آن بین انسانهای مختلف زمان کافی را به این ویروس برای تبدیل آن به HIV میدهد
بررسی نمونههای خونی به جا مانده از گذشته نشان میدهد که اولین انسانی که مبتلا به ایدز شده در سال ۱۹۵۹ کنگو جان خود از دست دادهاست. این نخستین و قدیمیترین مورد مرگ شناخته شده در اثر ابتلا به این بیماری محسوب میشود همچنین ممکن است ویروس اچآیوی نخستین بار در سال ۱۹۶۶ به آمریکا رسیده باشد ولی عمده شیوع HIV مربوط به خارج از صحرای آفریقا (و همچنین امریکا) میشود و میتوان آن را به فردی ناشناس و مبتلا به ایدز نسبت داد که در هائیتی زندگی میکردهاست و با ورود به امریکا در سال ۱۹۶۹ به آن شیوع بخشیدهاست پس از آن به سرعت بین گروههای پرخطر (در ابتدا در بین مردان همجنسگرا) پخش شد. در سال ۱۹۷۸ شیوع ویروس HIV-1 در بین مردان همجنسگرای مقیم نیویورک و سان فرانسیسکو، ۵ درصد تخمین زده شد که بیانگر این است که هزاران نفر در کشور مبتلاً به ایدز بودهاند
در آن اوایل مرکز کنترل بیماری هنوز نامی رسمی برای این بیماری انتخاب نکرده بود و معمولاً نام این بیماری را با بیماری که مریض با آن در ارتباط بود بیان میکردند همچنین اسامی مانندسارکوم کاپوزی یا عفونت فرصتطلب نامهایی بودهاند که توسط این گروه در سال ۱۹۸۱ استفاده میشدهاست واژه ایدز یا سندرم نقص ایمنی اکتسابی اولین بار در سال ۱۹۸۲ توسط پژوهشگران مرکز پیشگیری و کنترل بیماری در آتلانتا به کار برده شد. تا پایان سال ۱۹۸۲، مواردی از ابتلا به بیماری ایدز در ۵ قاره جهان شناسایی شد. همچنین مشخص شد که یک بیماری که در آفریقا به عنوان «بیماری لاغری» شناخته میشد، در واقع شکلی از بیماری ایدز است. در سال ۱۹۸۴ لوک مونتانیه در انستیتو پاستور پاریس و رابرت گالو در انستیتو ملی سرطان در واشنگتن، به طور جداگانه ویروس مولد ایدز را کشف کردند که این ویروس بعداً «ویروس نقص ایمنی انسانی» یا اچآیوی نامیده شد. همچنین مواردی از انتقال بیماری ایدز در اثر رابطه جنسی میان دو جنس مخالف نمایان شد
تا پایان سال ۱۹۸۷، در آمریکا ۱۶ هزار و ۹۰۸ نفر در اثر ابتلا به ایدز جان خود را از دست دادند. تا این زمان، سازمان جهانی بهداشت (WHO) کل موارد ابتلا به ب
فرض کنيد که در خانه هستيد و پنج اتفاق زير همزمان پيش مياد.
1- تلفن زنگ ميزنه
2- بچه تان گريه ميکنه
3-يکي داره در خونه رو مي زنه و صداتون ميکنه
4- لباس ها را بيرون روي طناب پين کرده ايد و بارون ميگيره
5- شير آب رو در آشپز خانه باز گذاشتيد و آب داره سر ريز ميشه
خب حالا با اين وضعيت شما به ترتيب کدوم کارها رو انجام ميديد؟
اولويت هاي خودتونو تعيين کنيد و براي تحليلش ادامه مطلب رو ببينيد
هر يک از 5 مورد بالا نشون دهنده يکي از جنبه هاي زندگي شماست.
1- زنگ تلفن، نشونه شغل و کار شماست.
2- گريه بچه، نشون دهنده خانواده است.
3- زنگ در خونه، نشون دهنده دوستان شماست.
4- لباس ها، نشون دهنده پول هستن.
5- سر رفتن آب، نشون دهنده ميل جنسي (Sex) هستش.
ترتيب انتخاب هاي شما نشون دهنده اولويت هاي ذهن شما در زندگيه.
مغزانسان: از سه قسمت پیش مغز و میان مغز و پس مغز تشکیل شده است. پیش مغز خود شامل دو قسمت خَلفی(پشتی) و قُدّامی(جلویی) است. قسمت قُدّامی پیش مغز(تلانسفال) شامل یک جفت لوب بویایی و مخ می باشد.
مخ: به صورت دو نیم کره است و در واقع این نیم کره ها قسمت های مغز را پوشانیده اند. این دو مرکز پیچیده ترین فرآیندهای هماهنگ کننده و احساس ها و مراکز ارادی هستند و درکنترل حافظه و هوش نقش اصلی را دارند. دو نیم کره ی مخ به کمک جسم پینه ای به یک دیگر اتصال دارند
قسمت خلفی پیش مغز(دیانسفال) شامل تالاموس و هیپوتالاموس و اپی تالاموس است.
تالاموس: یک پایگاه نیمه راه است که مرکز هماهنگ کننده ی بیشتر پیام های حسی که به مغز می رسند، می باشد.
هیپوتالاموس: مهم ترین قسمت مغز که عهده دار کنترل و نظم کنش (رفتار)های درون بدن است. در حالت های عاطفی حیوان تاثیر می گذارد. هم چنین فعالیت های ترشحی غده ی هیپوفیز را که در زیر آن قرار دارد، تنظیم وکنترل می کند.
اپی تالاموس: شامل غده ی اپی فیز است که در خزندگان به عنوان چشم سوم شناخته شده است و در زیر نیم کره های مغز مخفی شده و هورمون ملاتونین را ترشح می کند. یکی از وظایف آن کنترل و تا حدی ازبین بردن رفتارهای جنسی است.
میان مغز
درسطح پشتی میان مغز لوب های بینایی قرار دارند که در پستانداران مرکز بینایی محسوب نمی شوند بلکه به عنوان راهی اعصاب بینایی را که از چشم آمده اند، به مرکز بینایی در بخش قشری مخ به پس نیم کره های مخ منتقل می کنند. لوب های بینایی در بقیه ی جانداران، مراکز بینایی محسوب می شوند.
پس مغز
از دو بخش قُدّامی(متاسفال) و خَلفی(میانسفال) تشکیل شده است. در بخش قُدّامی پس مغز مخچه و برجستگی های حلقوی قرار دارند.
مخچه: بخش بزرگی از مغز است که انقباضات ماهیچه ها را هماهنگ می کند و کمک به حفظ تعادل بدن می کند. برجستگی های حلقوی: هم چون تقاطعی است که بین مغز و نخاع امتداد پیدا کرده است و از طریق آن تمام اعصابی که از طرف چپ بدن آمده اند، به سمت راست مغز می روند و بالعکس. یعنی باعث می شود که فعّالیّت های سمت راست بدن توسّط نیمه ی چپ مغز و فعّالیّت های سمت چپ بدن توسّط نیمه ی راست مغز کنترل شود.
بخش خَلفی پس مغز: شامل بصل النّخاع است که کنترل کننده ی حرکات تنفسی و ضربان قلب و تغییردهنده ی قطر رگ ها می باشد. در پستانداران و پرندگان و خزندگان دوازده جفت عصب مغزی از مغزسرچشمه می گیرند و در بقیه ی جانداران این تعداد به ده جفت می رسد که بیشتر آن ها از بصل النّخاع منشعب می شوند.
تکامل مغز در مهره داران
در ماهی های اولیه و دوزیستان، نخاع و مغز در یک راستا قرار دارند. ولی در سایر مهره داران به ویژه در پستانداران بین مغز و نخاع یک خمیدگی پدید آمده است که در پســــتانداران عـــالی به 90 درجه میرسـد. این خمیدگی ناشی از حجم زیاد نیم کرههای مخ است. حجم مغز به ویژه نیمکرههای مخ در مهره داران اولیه رشد اندکی دارد. ولی در مهره داران عالی وسعت زیادی دارد. سطح نیمکرههای مخ درمهره داران اولیه تا پستانداران اولیه صاف، ولی در پستانداران عالی به ویژه انسان چین خوردگی فراوان دارد. مغز آدمی بزرگ ترین مغزها نیست اما وزن آن نسبت به جثه ی آدمی بیشترین است و با در نظر گرفتن سایر شرایط بهترین مغز است. مغز مهـــره داران در دوران جنینی دارای سه قسمت اولیـــه به نام های مغز پیشین، مغزمیانی و مغزتحتــانی است. از این قسمت ها به تدریج بخش های مختلف مغز پدید میآیند.> ۱
سردگي در بيماران M S
به عنوان مقدمه براي ورود به بحث اصلي يعني افسردگي در بيماران M S ، باید دید افسردگي چيست و چگونه بوجود مي آيد و از چه راهي مي توان به مهار وكنترل آن پرداخت ؟
كليات :
همه ما به نوعي افسردگي
را تجربه كرده ايم . داغديدگي و ماتمزدگي را حس كرده ايم ، گاهي اوقات بي حوصله و
كم رمق هستيم ، شادابي هميشگي را نداريم . در زندگي ما ، روزهايي مي آيد كه همه
چيز ، تيره و تار مي شوند ، اميدي وجود ندارد .
بدخلقي و عصبيت به ذهنمان هجوم مي آورد . يك حس تنهايي و گناهكاري بر ما چيره مي
شود .
اضطراب و دلهره ، همه ما بطور ناگهاني و يا به مرور در طول زندگي خود داشته ايم .
اين حالت ها كه معمولاً پس از شكست ، فقدان ، جدايي و فشارهاي رواني و يا حتي بدون
دليل خاص و آشكار بوجود مي آيند ، براي همه ما آشناست .
اما آنچه موجب مي شود تا چنين احساسات و تجارب و نگرشهايي به صورت اختلال رواني در آيد . نوع ، تعداد نشانه ها ، شدت و طول مدت آن است كه به وضعيت بهنجار وطبيعي زندگي آسيب مي رساند .
افسردگي چيست و حيطه عملياتي آن كجاست ؟
آيا افسردگي يك اصطلاح پزشكي مثل عفوني شدن يك عضو است؟ يا يك مفهوم عاميانه مانند بي دماغ شدن است ؟ وقتي صحبت از افسردگي مي شود، مي بايد دقيقاً منظور شخص را از بكار بردن اين واژه مشخص كرد . اگر حيطه و دامنه موضوع معلوم نباشد چگونه مي توان به بررسي فرد مبادرت كرد؟
واژه افسردگي ازجمله واژه هايي است كه درهرزمان ومكاني وهرطبقه ونژادي وهرمقطع سني و … تعريف خاص خودش را دارد .
سهولت و پيچيدگي ، سطح عميق و محدوده گسترده آن مربوط به شرايط و موقعيتهايي است كه هر فرد و به تبع آن جامعه اي كه شخص با آن درگير است به تفسير آن مي پردازد . وقتي كسي سرما مي خورد و به پزشك مراجعه مي كند ، نشانه هاي بيماريش مشخص است ، آب ريزش بيني ، سردرد، تهوع و … كه دقيقاً با معاينه پزشك ، بر حسب آموخته هايش و تجاربش مشخص مي شود و با توصيه هاي طبي همراه است و نسخه اي براي بيمار پيچيده مي شود و به دنبالش درمان حاصل مي شود .
اما در خصوص بيماران مبتلا به افسردگي اين مهم پيچيده تر است و درمان آن نيز محتاج مهارت و دانش ويژه اي است . ارائه تعريف افسردگي وابسته به بينش و نگرش مراجعان و متخصصان است . اين تعريف با سير تحول اجتماعي ، فرهنگ هاي متنوع ، عقايد و رفتارها و روشهاي درماني ، مناسبت مي يابد.
براي برخي افسردگي يك
حالت است و براي عده ديگر يك نوع خاص از تجربه و بعضي نيز آن را يك واكنش عاطفي در
تبادل زندگي مي خوانند و دسته اي هم آن را بيماري مي دانند .
گستره تعاريف در بيان اين واژه ، با تمامي عوامل فوق مرتبط است كه در اينجا به
برخي از اين ها اشاره مختصري مي نماييم :
تعريف افسردگي در
محدوده علم پزشكي ، به منزله يك بيماري خلق و خو يا اختلال كنش خلق و خو است .
در سطوح باليني ، افسردگي نشانه اين است كه فرد زير سلطه خلق افسرده است و براساس
بيان لفظي يا غير لفظي عواطف غمگين ، اضطرابي يا حالتهاي برانگيختگي نشان داده مي
شود.
حالتهاي گذرا و مستمر در تنش عصبي – رواني كه به صورت يك مولفه بدني مثل سردردها ،
خستگي جسماني ، بي اشتهايي ، بي خوابي و يبوست ، كاهش فشار خون و … نمايان مي شود.
صرف نظر از بيان تعاريف مطروحه ، مي توان افسردگي را از زواياي ديگر مورد بررسي
قرار داد .
افسردگي بعنوان يك حالت است :
احساسات ما تابع يك
الگوي ادواري است . گاهي اوقات بالا و گاهي پائين است . احساس كسالت روحي ، كمبود
انرژي ، از دست رفتگي ، نااميدي ، بي فايده بودن ، بي علاقگي و گاهي نيز توام با
بد بيني به خود و آينده و …
همه وهمه ، مجموعه اي از حالات متنوع افسردگي است . اين حالت ، اغلب پس از نوميدي
و يا احساس از دست دادن چيزي به وجود مي آيد . ولي گاهي از اوقات هم بطور ناگهاني
و انفجاري بروز مي كند .
در مفهومي كه گفته شد ، همه ما افسردگي را تجربه كرده ايم ، كه گاهي اوقات توام با
حالت هاي تشويش ، نگراني و اضطراب بوده است .
افسردگي بعنوان يك نگرش به زندگي است :
مي توان خلقيات خود را
معيار سنجش نگرش كلي به زندگي و مواهب آن بدانيم . از يك جنبه ، مي توان مردم را
به دو دسته تقسيم كرد ، كسانيكه مي توانند با زندگي به طريقي كنار بيايند و آنهايي
كه نمي توانند .
معمولاً ياد گرفته ايم كه آدمهاي بي كفايت ، ترسو،وابسته و متكي به ديگران ،
ناتوان و ضعيف را در دسته دوم جاي دهيم و آدمهاي باهوش ، سازگار ، زرنگ و مستقل و
شجاع را در دسته اول قرار دهيم اين برداشت عمومي است . اين نگرش اجتماعي ، مفهوم
زندگي است كه تبع آن نگرش فرد را هم بدنبال مي آورد.
يك فرد افسرده ممكن است
بگويد :
((هيچ چيز جاي خودش
نيست ! اين همه تلاش فايده ندارد ! هميشه بدترين چيز نصيب من مي شود ! بد شانس
هستم ! چيزي براي دل بستن وجود ندارد ! … ))
اين نگرشهاي افسرده وار به زندگي است ، در تبادل اين نگرش ممكن است فردي ديگر
بگويد:
((بله،بنظرمي رسدكه هيچ چيزسرجايش نيست،اما من تلاش مي كنم،لااقل خودم سرجاي خودم
باشم و اگراين تلاشها هيچ فايده اي نداشته باشد،لااقل اين فايده را داردكه من از
بودن خودم راضي هستم !
من بيش ازاينكه به ديگران متكي باشم به توان خودم فكركنم.شانس واقبال درگرو عقل وشعورمن قرار دارد.من احتياج دارم كه ديگران را دوست داشته باشم وديگران نيزمرا دوست بدارند ! …)) اين هم يك نوع نگرش به زندگي است . اما نگرشي پويا و پر شتاب !
افسردگي به عنوان يك تجربه است :
حالات روحي دراثر انواع
تجارب بوجود مي آيند ، تجربه اي كه به طريق قابل اجتناب با حالات افسردگي همراه
است . احساس بي ارزشي ، از دست دادن يك شئ ، سر خوردگي دربخشي …
اين احساس كمبودها كه با تجربه فرد همراه است ، منجر به حالت افسردگي مي شود.
بخشي از افسردگي ها به تجارب افراد در محيط زندگي آنها مربوط است . معمولاً (بطور
عمده ) در برابر كنشهاي اجتماعي و رفتاري ، واكنشهايي را بروز مي دهيم كه قبلاً از
ديگران ياد گرفته ايم .
اگر خوب دقت كنيم ، بخش عمده رفتارهاي ما در محيط خانه ، مدرسه و اجتماع بر مي
گردد.
سرخوردگي ها و رنجشها ، احساسات و تمايلات ما به يك شئ و موضوع به تجربه هاي محيطي
ما مرتبط است و آدمهاي افسرده بيشتر از ديگران اين تجارب را داشته اند.
افسردگي بعنوان يك بيماري است :
حالات تجارب و نگرش ها
مي تواند براي همه عادي باشد . لزوماً اين حالتها بيماري نيست . ممكن است در يك
زمان خاص ، همه ما اين گونه ، حالات و تجارب و نگرشها را داشته باشيم وآنچه اين
نشانه ها را به بيماري مبدل مي سازد ، شدت وخامت و استمرار و تكرار آن است .
بيمار افسرده ، ناگهان كارآيي خود را از دست مي دهد . عملكرد جسماني و رواني او
مختل مي شود، بعبارتي ديگر خودش نيست . بطور مثال رايانه ها داراي يك مكانيسم
دروني هستند (هارد) كه وقتي بار اضافي بر آنها تحميل مي شود ، ناگهان متوقف يا
خاموش مي شوند . در واقع اين وسيله ، حفاظتي براي اين سيستم است كه اگر اين
مكانيسم درست كار نكند ، آسيب جدي به ديگر قسمتها وارد مي شود.
خاموشي نابهنگام افراد افسرده ، گوشه گيري آنها ، گريه ، غمگيني … همه و همه مشمول
همين قانون است . مكانيسم هاي كم ظرفيت ، حجم كمتري از مشكلات را پذيرا هستند و
مكانيسم هاي پرظرفيت ، كوهي از مشكلات هم آنها را خاموش و متوقف نمي سازد.
افسردگي چگونه بوجود مي آيد؟
در اين قسمت سعي شده
است تا از نظر روان شناختي به تحليل بروز افسردگي پرداخته شود و به يقين ادله
روانپزشكي و عصب شناسي داراي توجيهات علمي ديگري است كه از حوصله بحث ما خارج است
.
هميشه افسردگي با يك موضوع و رويارويي با يك مشكل بوجود مي آيد . موضوعي كه دوستش
داشتيم و از دستش داده ايم وشئ محبوبي كه قسمتي از وجودمان شده بود و حالا نيست .
براستي چگونه مشكل شكل مي گيرد؟ واساس مشكل چيست ؟ ماهيت آن چيست كه فرد در
رويارويي با آن چنين واكنش هايي از خود بروز مي دهد؟
درتعريف مشكل گفته اند كه :
- فاصله بين وضع موجود (واقعيت ) و وضع مطلوب (حقيقت ) كه هر چقدر اين فاصله بيشتر باشد ، مشكل نيز عميق تر است .
- يا آن چيزي كه نبايد باشد ولي هست و آن چيزي كه بايد باشد ولي نيست و اين تعريف نيز به تعارض دروني افراد و انتظارات و توقعات آنها از خودشان و اطرافيان بر مي گردد.
- و نيز بطور ساده مي
توان اظهار نظر نمود كه ، مشكل يعني ((هر مطلبي كه ذهن را به خود مشغول كرده و
بايد در مورد آن فكر كنيم . حالا اگر اين فكر توام با چالش هاي دروني و عدم حل
موضوع باشد ، به مراتب مشكل نيز حاد است .
ديدگاههاي شرعي در روانپزشكي وجود دارد كه مباني بروز افسردگي را به آن نسبت مي
دهند . مثلاً دسته اي از روان شناسان علت افسردگي را در از دست دادن موضوع و يا دو
سو گرايي عاطفي ، خود پرخاشگري ، گرايش شديد به خود دوستي … مي دانند و دسته اي آن
را به عنوان يك احساس دردناك در خلال كودكي ، دروني و ذاتي بودن آن مي دانند.
و عده اي از روان شناسان هم افسردگي را به تعداد عوامل و رويدادهاي تقويت كننده
زندگي فرد و تأثير پاداش و تنبيه و عوامل برانگيز اننده و درماندگي آموخته شده …
نسبت مي دهند.
صرف نظر از تمام اين ديدگاهها مي توان به تبيين ديدگاه شناختي در ادبيات روان
شناسي اشاره كرد.
از زاويه نگاه اين روان شناسان ، افراد افسرده داراي مشكلاتي در پردازش خبر هستند
. بعبارتي آنها به خطا تجارب زندگي را تفسير مي كنند . اين تفسير ها و تعبيرهاي
فردي را ساخت شناختي فرد مي گويند. اين ساختها ، براساس رويدادهاي منطقي مانند ،
عزاها ، فقدانها ، شكست ها ، طردها ، جداييها ، آسيب ها … فعال مي شوند وافكار منفي
را بوجود مي آورند.
مجموعه اين افكار منفي منجر به باز خوردهاي افسرده وار به موضوع هاي مختلف مي شود.
يك رويداد خاص ، ذهنيت اوليه اي را براي شخص ايجاد مي كند. اين ذهنيت به تنهايي ،
بيماري ايجاد نمي كند ، بلكه پردازش اطلاعات آن هم بصورت خطا ، منجر به واكنشهايي
مي شود كه ذهنيت را تحت تأثير قرار مي دهد .
هيچ تجربه اي به نوبه خود در آغاز ، ايجاد افسردگي نمي كند. بلكه اين تفسير ذهني
(و يا ساخت شناختي ) هر فرد است كه به اين تجارب رنگ شخصي مي زند و فضاي ذهن را به
رنگ مات و غمزده تبديل مي كند .
بخشي از اين افكار منفي به خود فرد بر مي گردد (مثل اين كه فرد خود را مملو از
عيوب ، نارسايي ها و فاقد ارزش بپندارد ) و بخشي از اين افكار منفي به محيط
پيرامون آن مربوط مي شود (مثل اينكه در بين امكانات متعدد ، همواره بدترين احتمال
را در نظر بگيريد) و بخشي از آن افكار منفي به آينده نسبت داده شود(مثل اين كه
گونه تصوير روشن و اميدوار كننده به آينده را از قبل در ذهن خود خاموش كرده است ).
با اين مقدمه نه چندان
كوتاه به بيان افسردگي در بيماران MS مي پردازيم :
چگونه بيماران MS دچار افسردگي مي شوند؟
آنچه مسلم است در بيماران مبتلا به MS ، تاريخچه سلامت بدني وجود داشته است و همه
آنها ، روزگار سلامت خود را تجربه كرده اند . روي پاهايشان مي ايستند.كار مي كردند
و يك تنه مشكلات را حل مي كردند و خوب ديدند ، شنيدند و با اطرافيانشان ارتباط
برقرار مي كردند …
اما ناگهان يك روز متوجه شدند كه بخشي از توانايي خود را از دست داده اند ! و روز
بروز اين توانايي به ضعف گرايش پيدا كرده است . به پزشك رجوع كردند. پزشك تشخيص MS
داد . اين برچسب ، آنها را شديداً غمگين كرد و حتي اطرافيان آنها را برانگيخت .
اول ، انكار كردند ولي وقتي پزشكهاي متعدد ديگر هم ، تشخيص مشابه دادند ، آنها خود
را بي سلاح ديدند و درمانده شدند .
همين موضوع كافي بود كه آنها را به ورطه افسردگي پرتاب كند بعبارتي آنها تواناييهاي خود را (همان چيزي كه دوستش داشتند ) از دست داده بودند و آرام آرام از جامعه فاصله گرفتند ، چرا كه مثل بقيه مردم نمي توانستند در تلاشهاي روزمره شركت كنند.پس كنار كشيدند،منزوي شدند و در حجم عظيمي از عواطف و انكار و خيالات،فرورفتند و ناگهان دركوتاه زماني،خود را عاجز ، عليل ، تنها، غمگين ،نگران و مضطرب ….يافتند.
اين باز ي ناخواسته ،در
طول زمان تكرار شد واز آنها موجودي ضعيف ، قابل ترحم و مغموم ساخت.و اين
افسردگي،متقابلاً روند بيماري آنها را تشديد نمود.چه بسا اگر فرد با بيماري خود
درگير مي شد مي توانست با مشكل خود كنار بيايد ولي احساس درماندگي ، بيماري جسماني
او را مضاعف كرد و تقريباً لاينحل نمود…
اما نه … اين همه ،حاصل تصور ذهني بيمار بود .بزرگترين اتفاقي كه افتاده بود اينكه
آنها در تفسير بيماري خود خطا كرده بودند.
بله ! صحيح است . آنها از نظر جسماني تغيير كرده بودند،اما حادثه بزرگتر از تغيير
جسمي آنها تغيير روحي و رواني آنها بود.روح بيمارM S
تحت تأثيرجسم او قرارگرفته بودوسخت فردرا آزار مي داد.
اينكه آينده براي او تيره وتاراست ويا ديگران او را درك نمي كنند ومثل گذشته احساس
لذت نمي كند و شاداب و سرزنده و چالاك نيست ، همه و همه به ذهنيت غلط او مربوط مي
شد. اينكه عاقبت اين بيماري مرا از پاي در خواهد آورد، و يا مرا به جنون و ديوانگي
خواهد كشيد و همه چيز را از دست خواهم داد . به تفسير نا بجاي من از پيرامونم بر
مي گردد.
آن چه در مورد تصوير ذهني يك افسرده بايد داشت :
- بدانيد مشكل در افسردگي نيست . مشكل در روند افسرده شدن است . اگر افسرده ايد از خود سوال كنيد ، از چه چيزي فرار مي كنيد ؟ انتظارتان از خودتان چيست ؟ چه چيزي را در خودتان سركوب كرده ايد ؟ دنبال تصاحب چه چيزي هستيد ؟ با چه ذهنيتي درگير هستيد ؟
- وقتي افسرده مي شويد ، هرگز از اين تجربه خود نگريزيد ولي در آن هم غرق نشويد . وقتي افسرده هستيد معلوم مي شود كه هنوز هم وجود داريد . آدمهاي احمق و نادان ، مجنون ،عقب مانده ذهني ، افسرده نمي شوند .
افسردگي از آن عاقلان و
هوشمندان است . هر چه شعور و هوش بيشتر باشد ، هجوم افسردگي نيز بيشتر است . چرا
كه ظرفيت پذيرش آن در هوشمندان به مراتب بيشتر از عوام است برابر آمار مندرج ،
گفته مي شود كه ميانگين هوشي بيماران MS نسبت به اقشار ديگر اجتماعي بيشتر است ، و
همين كافي است كه آنها نسبت به پيرامون خود ، درك بيشتري را داشته باشند و عميق تر
و حساس تر از ديگران به موضوع نگاه كنند … اما آيا اين افسردگي چيز بدي است ؟
نابهنجاري است ؟ كه در ادامه بحث به آن خواهيم پرداخت .
برخي از بيماران MS
از وقتي افسرده مي شوند ، در آن غوطه ور مي گردند ، اي كاش افسردگي را تجربه مي
كردند و از آن پل عبور به آينده را مي ساختند و اين قدر خود را گرفتار نمي كردند.
آري چنين است . مي پذيرم ، وقتي يك عضو مفيد از تماميت تن و جسم جدا مي شود و يا
كا رآيي لازم را ندارد بايد نسبت به آن غمگين شد . اين واكنش ، طبيعي ترين بازتاب
رواني و روحي ما به موضوع از دست دادن است . اما قرار است تا كي بربالين اين از
دست رفته زانوي اندوه و غصه در آغوش بگيريم ، تفسير شما از اين فقدان بسيار مهم
است .
- مسير حركت همه ما بسوي رهايي است و در اين راه همه اعضا و جوارح ما به كمك ذهنمان ، ما را بسمت آزادي هدايت مي كنند . حال وقتي عضوي را از دست مي دهيم از آن عضو به اسارت كشيده مي شويم در حاليكه قبل از اين حادثه تمام اعضا و جوارح مادر خدمت ذهن و فكرمان بودند ، حالا پس از فقدان يكي از آنها اين ذهن و فكر ماست كه در خدمت اين از دست داده شده قرار مي گيرند واين اسارت براي ما ناخوشايند است و سخت مي ترسيم ، نگران مي شويم و انتظار يك معجزه داريم . يك اتفاق ، يك حادثه كه ما را دوباره به آزادي فرا بخواند .
اما مهم اينجاست كه هر
چيزي كه ما را از حضور با خود باز دارد ، دلهره و ترس بوجود مي آورد . در واقع ما
از احساسات خود و از آن كس كه هستيم مي ترسيم .
چرا كودك از تاريكي مي ترسد ؟ چون شناخت كافي از محيط اطرافش ندارد.تجاربش كور
است،همه اشيا اطرافش درتاريكي براي او مبهم است.اين ابهام ، زمينه ترس را در
اوايجاد كرده است.بهمين جهت است كه وقتي محيط را براي كودك روشن مي كنند،اضطراب و
ترس او هم پايان مي يابد.
حالا همه اشيا براي او معنا دارد و رنگ تازه مي گيرد.شما مي توانيد درد دندانتان را بدليل ترس از دندانپزشكي و آمپول آن تحمل كنيد ولي عاقلانه تر آن است ،قبل از آن كه اين درد همه وجود شنارا پنجه بياندازد،به پزشك معالج رجوع كنيد ويك بار تجربه رويارويي بادرد را (كه مرتباً ذهن شما را بخود مشغول نگاه داشته است)به انجام برسانيد.
كمي در ذهن خود تحمل كنيد،بيانديشيد و چند بار اين عبارت را بخوانيد و يك بار جداي از همه تعلقات به ارزيابي خودتان همت كنيد:
در افسردگي ،برداشتها و
دريافتهاي ما از حواس پنج گانه مان در بدن تغيير نمي كند.
افكار جاري در ذهنمان تغيير ،نمي كنند.
واكنشهاي احساسي مان تغيير ، نمي كنند.
تمايل به انجام برخي از رفتارها ، تغيير نمي كنند.
… اين همه سلسله رويدادها در وجودمان تغيير نمي كنند.در هر بار تجربه افسردگي يك چيز مرتباً تكرار مي شود و اين حواس ، افكار ، واكنشها و تمايلات ، تغيير نمي كنند و همين عدم تغيير كليد معماي ماست.
چرا!!!؟
در كودكي آموخته ايم كه
اگر برمبناي “خود” راستينمان(همان چيزي كه هستيم و مي پنداريم)رفتار كنيم تنبيه مي
شويم وحالا هم عيب و ايرادي در ما وجود دارد(دقت كنيد!اين را شما نمي گوييد،ديگران
مي گويند).
براي اينكه اين تجربه دردناك تكرار نشود،هرچه سخت تر مي كوشيم،آن گونه كه از ما
انتظار مي رود باشيم،ولي يك واقعيت وجود دارد،و ما از آن در حال گريز هستيم.ما از
نظر جسمي مانند گذشته نيستيم!
و از يك چيز نيز غافل شده ايم؟((خودمان)) هماني كه قبل از عارضه جسمي وجود داشت و
از او چيزي كم نشده است و ما از اين مهم غفلت كرده ايم.
مشكل بيمار MS
آن است كه خود او جلوتر از تحليل اعضاي او از دست رفته است.خطاي تفسير او از خودش
زمينه ورود هر گونه احساس غلط را به ذهن او فراهم كرده است.بعبارتي او در خودش،گم
شده است.در كوير عظيم احساسات غلط بدنبال جرعه آبي مي گردد.غافل از آنكه آب در يك
قدمي است، قدمي بايد…
توصيه هاي پاياني:
- از تجربه افسردگي نهراسيد.
- به غم و اندوه بعنوان يك نعمت و نه بعنوان يك نقمت ،نگاه كنيد.
- عينك تيره وتار احساسات خود را از ديدگان ذهن خود برداريد.
- تفكر كنيد نه خيال پردازي.
آنچه شما را در نگاه ديگران ناتوان وعاجز جلوه مي دهد،خيال پردازي هاي شماست.
- جسم و روح دو شهر مجزا از يك كشور است.تبادل اطلاعات در اين دو شهر حياتي است.رهبري كشور شما بعهده خود شماست .به كدام شهر بيشتر بها مي دهيد؟سعي كنيد اگر در شهر جسم اختلالي پيش آمد ،تماميت شهر روح را به آن مشغول نكنيد.نگذاريد كشور”خود”تان در شعاع كم فروغ احساسات جسماني شما نابود شود.
- “خود” شما در طول زندگي از كودكي تا پيري و در مكانهاي مختلف گيتي ؟((يكي)) است.او را فراموش نكنيد.او هميشه با شما است.اما آيا شما هم در طول يك روز با او هستيد؟؟؟
- ما به كساني كه سركوفتمان مي زنند،اعتماد نمي كنيم.پس چگونه مي توانيم بخودمان اعتماد كنيم در حالي كه مرتباً بخودمان سركوفت مي زنيم؟بايد به توانايي هايمان ايمان داشته باشيم.ما مي توانيم اگر بخواهيم.
- نقاط كور درون خودمان را بشناسيم . خودشناسي راه پايان دردهاي ماست.
- خودتان را پيدا كنيد،دريابيد كه افسردگي شما دليل موجهي دارد(اين دليل با آنچه در آغاز مي پنداشتيد،تفاوت دارد) و بپذيريد كه هر احساسي داريد بسزاست،يك نعمت است.پس به كشف آنچه واقعاً روي مي دهد بپردازيد اين گونه است كه خود را رها خواهيد ساخت.
- انتظارات شما از اطرافيانتان چقدر واقعي است؟براي چند لحظه خودتان را جاي آنها بگذاريد و بموضوع خودتان نگاه كنيد؟شرايطي كه شما داريد،چه كمكي مي توانيد بخودتان بكنيد؟حتماً قبول داريد كه حدود توانايي هاي افراد متفاوت است…
- پيش از اينكه ذهن را به اسارت تن در آوريد .آن را رها سازيد جسم شما در اختيار ذهن شماست.
دانستن این نکته که زنها چقدر مردها را بخاطر ناموفق بودن و عدم رضایت کافی در سکس مقصر میدانند، خیلی جالب است. اکنون بعد از تحقیق و بررسی بسیار و بحث و گفتکو با همکلاسیها، من میتوانم لیستی از فانتزی های شهوانی زنها و انتظارات آنها از مردها را به شما ارائه دهم:
1-توجه کامل به تمام بدن او: بسیاری از دخترها و زنها دوست دارند که مردشان به تمامی بدنشان توجه داشته باشد و فقط متوجه اندامهای جنسی نباشد.بعضی از اظهار نظر خانمها در این مورد از این قرار است:
دستگاه تناسلی زن از دو بخش خارجی و داخلی تشکیل شدهاست که ساختارهای داخلی دستگاه تناسلی زن (تخمدانها، لولههای حمل تخمک، رحم و مهبل) در یک سوم پایینی شکم قرار دارند.[۱]
روند تولید مثل
تخمدانها، حاوی فولیکولهایی هستند که تخمکها (سلولهایی که با اسپرم مرد ترکیب شده، نوزاد ایجاد میکنند) را در خود نگه میدارند. هر ماه یک تخمک بالغ شده، از تخمدان رها میشود؛
شیپور (فیمبریا) تخمک را به داخل لوله حمل تخمک هدایت میکند و از آنجا تخمک به طرف رحم رانده میشود.
مهبل که مسیری با جدار عضلانی است، ارتباط رحم را با خارج بدن برقرار میسازد. ساختارهای خارجی که مجموعاً فرج نام دارند، شامل کلیتوریس حساس و چینهای پوستی به نام لب هستند که ورودی مهبل و پیشابراه را محافظت میکنند.
غدد بارتولن که مایعی را برای لیز کردن در حین مقاربت جنسی ترشح میکنند، درست در داخل ورودی مهبل قرار دارند.[۲]
تغییرات حاصل از بلوغ در دختران
بلوغ دورهای است که در طی آن، مشخصات جنسی ایجاد و اعضای تناسلی بالغ میشوند. در دختران، بلوغ بین ۱۰ تا ۱۴ سالگی شروع میشود و۳ تا ۴ سال طول میکشد. غده هیپوفیز شروع به ترشح هورمونهایی میکند که تخمدانها را برای تولید هورمونهای جنسی زنانه یعنی استروژن و پروژسترون، تحریک میکنند. این هورمونها باعث ایجاد تغییرات فیزیکی از جمله بزرگی پستانها و لگنها و رشد موهای عانه و زیر بغل میشوند و به دنبال آن، تخمک گذاری و قاعدگی را تحریک میکنند.[۳]
چرخه قاعدگی
در طول چرخه قاعدگی، بدن زن برای بارداری احتمالی آماده میشود. این چرخه به وسیله ۴ هورمون تنظیم میشود. هورمون تحریک کننده فولیکول و هورمون لوتئینی که از غده هیپوفیز ترشح میشوند، باعث بلوغ یک تخمک در یک فولیکول و آزاد شدن آن میشود. تخمک و فولیکول آن، استروژن و پروژسترون ترشح میکنند که باعث ضخیم شدن مخاط رحم میشوند. اگر یک تخمک بارور شود، خود را وارد سطوح داخلی رحم میکند و اگر بارور نشود، در طول قاعدگی به همراه خون و سلولهای حاصل از مخاط داخلی رحم، از بدن خارج میشود. این چرخه حدود ۲۸ روز طول میکشد ولی مدت زمان آن ممکن است از ماهی تا ماه دیگر و از زنی به زن دیگر فرق کند. یک چرخه قاعدگی کامل این تصویر تغییرات حاصل در آندومتر(مخاط رحم) و تخمـدان را در طی چرخـه قاعدگی نشـان میدهد. تخمک میتواند در زمان تخمک گذاری که از فولیکول آزاد میشود، به وسیله یک اسپرم بارور گردد.[۴]
یائسگی
یائسگی زمانی است که چرخه قاعدگی متوقف میشود این امر معمولاً بین۴۵ تا۵۵ سالگی رخ میدهد. تخمدانها دیگر به هورمون تحریک کننده فولیکول پاسخ نمیدهند و هورمونهای جنسی زنانه (استروژن و پروژسترون) کمتری تولید میکنند. در نتیجه، تخمک گذاری و قاعدگی خاتمه مییابد. به محض این که زنـی به مرحـله یائسگی برسد، دیـگر بارور محسوب نمیشود. درست در سالهای قبل و بعد از یائسگی، تغییرات هورمونی باعث ایجاد علایمی چون نوسان خلق، گر گرفتگی، خشکی مهبل و عرق کردن شبانه میگردد. یائسگی ممکن است منجر به تغییرات فیزیکی طولانی مدت مثل پوکی استخوان شود.[۵]
بیماریهای دستگاه تناسلی زنانه
پانکراس(لوزالمعده) و کبد، نقش مهمي در هضم و متابوليسم مواد غذايي بهعهده دارند.
کيسهي صفرا نيز اگر چه اندامي مهم است، ولي بدن بهخوبي خود را با فقدان آن، تطبيق ميدهد.
فيزيولوژي و عملکرد کبد:
کبد به وزن تقريبي 1500 گرم، بزرگترين غدهي بدن است و دو لوب اصلي، راست و چپ دارد. کبد از دو منبع خوني تغذيه مي شود: شريان کبدي، که يک سوم خون کبد را تامين ميکند و از آئورت منشا ميگيرد، و وريد باب که دو سوم خون کبد را تامين ميکند و خون گرفته شده از لوله ي گوارش را به آن ميرساند. مجموعهاي از مجاري صفراوي نيز در کبد وجود دارند که صفرا (که منشأ آن سلول هاي کبدي است) از طريق اين مجاري خارج ميشود.
کبد قادر به توليد مجدد خود ميباشد. وجود 20- 10 درصد از کل کبد براي ادامهي حيات کافي است؛ ولي با خارج کردن آن از بدن، مرگ در عرض24 ساعت اتفاق ميافتد. کبد براي انجام بيشتر اعمال متابوليک بدن ضروري بوده و بيش از 500 عمل مختلف را انجام ميدهد.
کارهاي اصلي کبد عبارتاند از:
- متابوليسم کربوهيدرات، پروتئين و چربي؛
- ذخيره و فعال کردن ويتامينها و مواد معدني؛
- تبديل آمونياک به اوره؛
- متابوليسم استروئيدها؛
- عمل کردن بهعنوان يک صافي؛براي محافظت در برابر سيل مواد مضري که به خون سرازير ميشوند. کبد صفرا توليد ميکند، نمکهاي صفراوي براي هضم و جذب چربي و ويتامينهاي محلول در چربي استفاده ميشوند و بيلي روبين محصول نهايي انهدام گلبولهاي قرمز، در کبد ترکيب شده و از طريق صفرا دفع ميشود
بيماري کبد چرب و علائم آن
افزايش مصرف غذاهاي چرب و آماده، و عدم فعاليت مناسب يا گسترش زندگي ماشيني، بيماريهاي مختلفي به همراه آورده است. درگيري کبدي، از جمله مضرات مصرف مواد غذايي نامناسب مي باشد. امروزه متاسفانه بيماري کبد چرب که نسبتاً شايع شده است، با وزن بيمار ارتباطي مستقيم دارد و با توجه به افزايش چاقي در جوامع مختلف (از جمله ايران) نيز رو به افزايش است.
کبد چرب چيست؟
منظور از کبد چرب، رسوب چربي (عمدتاً از چربيهاي خنثي مثل تري گليسيريد) در کبد است که در رابطه با مصرف الکل مي تواند باشد که به آن "Alcoholic Fatty Liver" مي گويند، يا بدون مصرف الکل و يا در حضور ميزان بسيار جزيي از الکل ايجاد مي شود که تحت عنوان کلي "Non Alcoholic Fatty Liver Disease" (بيماري کبد چرب غير الکلي) گفته مي شود.
رسوب چربي در کبد از نظر شکل ذرات چربي و از نظر اهميت باليني و فيزيوپاتولوژي به دو نوع "Micro Vesicular" و "Macro Vesicular" تقسيم مي شود. آنچه مورد بحث فعلي است نوع "Macro Vesicular" است، يعني رسوب ذرات درشت چربي در سلولهاي کبد که به جابجا شدن ارگانهاي داخل سلولي منجر مي شود، اما فعاليت آنها را مختل نمي سازد. اين عارضه در حال حاضر نسبتاً شايع بوده و روز به روز ارزش بيشتري در بيماران مزمن کبدي (که علت خاصي براي بيماري شان پيدا نمي شود) پيدا مي کند.
ميزان شيوع بيماري کبد چرب تا چه حد است؟
شيوع کبد چرب در جوامع مختلف گوناگون است. براساس آماري، شيوع کبد چرب غير الکلي 9- 7 درصد در کشورهاي غربي و 2/1 درصد در ژاپن گزارش شده است. البته اين آمار بيان گر درصد واقعي کبد چرب نمي تواند باشد. احتمال پيدايش کبد چرب غيرالکلي با وزن بيمار ارتباط مستقيم دارد و با توجه به افزايش چاقي در جوامع مختلف از جمله ايران، شيوع اين عارضه نيز رو به افزايش است. اين عارضه در چه افرادي نمود پيدا مي کند؟ در کساني که عوامل خطر پيدايش کبد چرب را دارند، مثل افراد چاق، مبتلايان به ديابت و چربي خون بالا و بي تحرک. مصرف بعضي داروها نيز مي تواند باعث رسوب چربي در کبد گردد. در اين زمينه مي توان به استروئيد، ويتامين A، متوتروکسات، آسپيرين، آميودارون و استروژن سنتيک اشاره نمود. همچنين کاهش سريع وزن در کساني که قبلاً به چاقي مبتلا بودهاند، مي تواند اين عارضه را در پي داشته باشد. در کساني که سوء تغذيه ي پروتئيني دارند يا به سبب چاقي مفرط، جراحيهاي پيوند باي پس(Bypass) رودهاي انجام دادهاند نيز کبد چرب ديده مي شود. به دنبال تغذيه ي وريدي طولاني مدت نيز اين عارضه بروز مي کند. در زمينه ي بعضي بيماريهاي مزمن از جمله: کوليت زخمي نيز کبد چرب گزارش شده است. در مواردي نيز هيچ علت يا بيماري زمينه اي براي کبد چرب پيدا نمي شود. بنابراين در کسي که داراي آنزيمهاي کبدی افزايش يافته در آزمايش مي باشد و هيچ علتي براي آن پيدا نمي شود، بايد به فکر کبد چرب بود.
قابل ذکر است بيماري کبد چرب در هر سني ديده مي شود، اما بيشترين شيوع آن بين 60- 40 سالگي است. همچنين" "Non (کبد چرب غيرالکلي همراه با التهاب در نسج کبد) در خانمها شايعتر است.
علائم بيماري کبد چرب چيست؟
کبد چرب ساده معمولا به شکل اتفاقی کشف میشود و 70 تا 80 درصد بیماران مبتلا به آن نشانهای ندارند و برای بیماریهای دیگر به پزشک مراجعه میکنند و پزشک بر حسب اتفاق متوجه کبد چرب آنها میشود، اما گاهی احتمال دارد بیمار علاوه بر احساس خستگی، دردهایی در ناحیه کبد داشته باشد.
-درمان در طب نوين : در طب نوين درمان اختصاصي براي کبد چرب وجود ندارد، ولي شما با کنترل بيماري هاي زمينه اي از قبيل کاهش وزن، چربي هاي خون، ديابت و يا قطع نمودن داروهاي مسبب (قطعا با نظر پزشک معالج نه به طورخودسرانه) مي توانيد از پيشرفت اين بيماري جلوگيري نماييد.
2- درمان وپيشگيري در طب
سنتي : در طب سنتي با استفاده از خواص بعضي
گياهان و عصاره گيري از انها ميتوان تركيباتي بدست آورد كه بوسيله آنها براحتي و
با موفقيت كامل كبد چرب درمان ميشود، در ذيل به يكي از نسخه هاي مجرب و آزموده شده
كه به راحتي كبد چرب را درمان نموده اشاره ميكنيم.
شربت پاكسازي كبد پارسي طب :(عرق پنج گياه)
در تهیه این عصاره گیاهانی بکار رفته که همگی در دفع
مواد زائد از خون و کبد نقش بسزایی دارند. همچنین با توجه به اینکه این دارو از
لطافت زیادی برخوردار است قابلیت جذب شدن و نفوذ به اعماق مویرگهای بدن را
دارد ، بر این اساس درمان بیماریهایی به شرح ذیل با استفاده از این دارو به سادگی
انجام پذیر است: غلظت خون ، چربی خون ، ، خواب رفتن اعضای بدن و ضعف کبد. و همچنین چون این
دارو توانایی سم زدایی و چربی زدایی بالایی دارد درمان بسیار قابل توجهی برای
انواع بیماریهای کبدی است و مخصوصا کبد چرب را به سهولت درمان مینماید.
ضمنا این عصاره سرشار از ویتامینه C، B،A میباشد و برای درمان بیماریهای
صفراوی از قبیل کبودی رنگ چهره و لبها ، احساس گرمای زیاد بدن ، صفرا مزاجی و
یرقان بسیار موثر میباشد
همچنين مصرف اين عصاره ميتواند از بروز كبد چرب پيشگيري كند

- در دفع مواد زاید و مایعات اضافی كمك می كنند.
- خون را تصفیه، برخی از مواد را حفظ و برخی را دفع می كنند.
- تولید گلبولهای قرمز را تحت نظارت قرار می دهند.
- ویتامین های موثر در رشد را می سازند.
- هورمون های موثر در تنظیم فشار خون را تولید می كنند.
- در تنظیم میزان مواد مغذی ویژه در بدن مانند كلسیم و پتاسیم كمك می كنند.
2- خون با گذشتن از میلیون ها صافی كوچك، تمیز می شود.
3- مواد دفعی از طریق میزنای ( حالب) عبور كرده و به عنوان ادرار در مثانه جمع می گردد.
4- خون تصفیه شده از طریق سیاهرگ ها به جریان خون بر می گردد.
5- هنگامی كه مثانه پر از ادرار می شود از طریق پیشابراه ادرار از بدن خارج می شود.
كلیه ها هر 24 ساعت جمعاً حدود 200 لیتر از مایعات بدن را تصفیه و به جریان خون بازمی گردانند حدود 2 لیتر مایع به صورت ادرار از بدن دفع می شود در حالی كه باقیمانده یعنی حدود 98 لیتر به بدن باز می گردد. ادراری كه ما دفع می كنیم تقریباً ظرف مدت 1 تا 8 ساعت در مثانه ذخیره شده است.
برخی از بیماریهای دیگری كه ممكن است بر كلیه اثر بگذارند شامل عفونت ها، سنگ های كلیوی و بیماریهای ارثی، می شوند. استفاده بیش از اندازه قرص های ضد درد یا مصرف مواد مخدر مانند هروئین می تواند به كلیه ها صدمه بزند . برخی از این بیماریها قابل درمان هستند. برخی موارد، درمان می تواند سرعت پیشرفت بیماری را كاهش و طول عمر را افزایش دهد.
مرحله نهایی بیماری كلیه زمانی رخ می دهد كه حدود 90 درصد از عملكرد كلیه از بین برود. افراد مبتلا به نارسایی كلیه ممكن است دچارتهوع، استفراغ، ضعف، خستگی، گیجی، مشكل در تمركز و از دست دادن اشتها شوند، نارسایی كلیوی با آزمایش خون و ادرار قابل پیشگیری است.
2- پیدایش خون با پروتئین در ادرار.
3- آزمایش كراتینین خون، بالاتر از 2/1 میلی گرم در دسی لیتر در زنان و 4/1 میلی گرم در دسی لیتر در مردان(كراتینین ماده دفعی است كه توسط كلیه های سالم از خون خارج می شود. ) در بیماریهای كلیوی ، سطوح كراتینی در خون ممكن است افزایش یابد.
4- تكرار ادرار به ویژه در شب .
5- مشكل در ادرار كردن یا ادرار درد آور.
6- تورم در چشم ها، تورم دست ها و پاها به ویژه در كودكان
ناخن از بافت سخت و مرده ای به نام کراتین ساخته شده است و نوک حساس انگشتان را در برابر آسیب حفظ میکند. از جمله مشکلات شایع ناخن ، تغییر شکل آن و درد یا التهاب پوست اطرافش است. شایع ترین علت تغییر شکل ناخن ،آسیب و عفونت های قارچی هستند.
با وجود این بیشتر بیماری های پوستی رایج و از جمله
پسوریازس و اگزما هم می توانند بر رشد و ظاهر ناخن ها تاثیر بگذارند. حدود 6 ماه
تا یک سال هم طول می کشد که ناخن از دست رفته جایگزین شود. بنابراین لازم است
درمان مشکلات ناخن هم به همین مدت ادامه پیدا کند.
بستر ناخن: بستر ناخن قسمتی از بافت ناخن است که بافت عظیم
و نازا نامیده می شود بخش بستر ناخن از لبه بافت زایا و جوانه زننده یا هلالی به
هیپونی کیم hypony chium امتداد می یابد. بستر ناخن شامل رگ های خون، اعصاب و رنگدانه
(سلولهای تولید کننده فلانین) می باشد. همانطور که ناخن از ریشه تولید می شود به
سمت پایین بستر ناخن حرکت میکند که با افزودن مواد ناخن به ضخامت ناخن کمک می کند.
سطح و صاف بودن بستر ناخن برای یک رشد طبیعی ناخن بسیار مهم می باشد.اگر اینطور نباشد
ناخن ممکن است شکسته شود و یا شیارهایی بروی ناخن ممکن است ایجاد شود که استفاده
لوازم آرایشی بر روی ناخن را غیر ممکن می سازد.
ورقه ناخن: ورقه ناخن ناخن واقعی است که از کراتین سخت و
نیمه شفاف ساخته شده است. ظاهر صورتی رنگ ناخن به خاطر رگهای خوین زیر ناخن می
باشد. زیر سطح ناخن دارای شیارهایی است در امتداد طول ناخن که به چسبیدن ناخن به
بسترش کمک می کند.
کاتیسل: بخش
cuticle ناخن انگشت، chium epony نیز نامیده می شود که بین پوست انگشت و ورقه ناخن قرار گرفته و با ترکیب این
ساختارها یک مانع و محافظ ضدآب روی ناخن ایجاد می کند.
پریونیکیوم
(Periony chium)
پریونیکیوم پوستی است که روی ورقه ناخن قرار می گیرد. این
قسمت لبه paronychicol نیز نامیده می شود. این بخش محل ایجاد ریشه ناخن، ناخن های رشد
نکرده و عفونت پوست که
paronychia نامیده می شود می باشد.
Hyporychium : محل بین ورقه ناخن و نوک ناخن می باشد. اینجا
محل اتصال ناخن و پوست نوک انگشت است.
همچنین جایی که یک مانع ضدآب برای ناخن تولید می شود.
دو عدد در زیر دیافراگم ، پشت جناغ و
طرفین مهره های کمری قرار دارند. از هر کلیه یک لوله
میزنای وارد عضلات دیوار مثانه میشود. مجرای ادراری که دارای اسفنگترهای کننده
است، ادرار
را به خارج هدایت میکند. پارانشیم
کلیه بافت اصلی کلیه است که ترشح ادرار را به عهده دارد. ادرار پس از ترشح به مخزن
قیفی شکل در کلیه که لگنچه نام دارد، میریزد و از آن به لولههای میزنای وارد میشود.
اطراف کلیه را کپسولی از بافت همبند فرا گرفته است. در مقطع کلیه دو بخش
قشری و مرکزی تشخیص داده میشود.
این عضو مخروطی شکل بصورت کیسهای عضلانی تقریبا در وسط فضای قفسه سینه (کمی متمایل به جلو و طرف چپ) ابتدا در دل اسفنج متراکم و وسیعی مملو از هوا یعنی ریهها پنهان شده و سپس توسط یک قفس استخوانی بسیار سخت اما قابل انعطاف مورد محافظت قرار گرفته است. ابعاد قلب در یک فرد بزرگسال حدود12/9/6 سانتیمتر و وزن آن در آقایان حدود 300 و در خانمها حدود 250 گرم (یعنی حدود 0.4 درصد وزن کل بدن) میباشد
گوش
گوش دارای سه قسمت خارجی، میانی و داخلی میباشد
گوش خارجی :
گوش خارجی دارای یک قسمت غضروفی بنام لالة گوش است
یک کانال بنام مجرای گوش خارجی لاله گوش را به پرده صماخ وصل میکند.
مجرای گوش خارجی دارای پوشش مطبق سنگفرشی، مو، غدد چربی، غدد عرق ویژه(سرومن) میباشد.
سطح خارجی صماخ پوشش مطبق سنگفرشی و سطح درونی آن مکعبی ساده است.
+ چشم
چشم
چشم از سه لایة اکتودرم پوستی، اکتردرم عصبی و مزودرم منشاء میگیرد.
قطر چشم 5/2 سانتیمتر است که بوسیله تعدادی رباط در حدقه استخوانی آویزان است.
شش ماهیچة خارجی حرکت چشم را عهدهدار هستند.
غدة سروزی اشکی بطور مداوم سطح پیشین چشم را مرطوب و نرم میکند.
یک سیستم مجرایی بطور مداوم ترشحات غدد اشکی را به داخل حفرهبینی میریزد.
کره چشم به غیر از قرنیة چشم ضد نور است
نوری که از قرنیه میگذرد در شبکیة چشم شکل میگیرد
سه لایه در چشم وجود دارد:
+ دستگاه عصبی
دستگاه عصبی
نخاع :
رابط بین مغز و بقیه بدن میباشد
اعصاب حسی از طریق ریشههای پشتی وارد نخاع میشوند
اعصاب حرکتی از طریق ریشههای شکمی نخاع را ترک میکنند
دو ریشة شکمی و پشتی به یکدیگر متصل میشوند و اعصاب نخاعی مختلط حسی و حرکتی را میسازند
مقطع نخاع دارای دو بخش خاکستری و سفید است
بخش خاکستری تقریباً بشکل H است. در این بخش غالباً جسم سلولی و دندریتهای فاقد مییلین نورونها را درخود جای داده است
+ دستگاه تنفس
دستگاه تنفس
دستگاه تنفش به دو ناحیه تقسیم میشود
ناحیه هوایی- شامل حفرة بینی، حلق، حنجره، نای و سیستم برنشی است که هوا را از محیط اطراف به قسمت تنفسی شش میرساند.
ناحیه تنفسی- انشعابات برنش هوایی را برنشیول میگویند که مربوط به ناحیة تنفسی است.
الف : ناحیه هوایی
از حفره بینی تا برنشها دارای پوشش مطبق کاذب مژکدار با سلولهای جامی است.
در آستر مخاط غدد زیادی سروزی- موکوسی وجود دارد.
در آستر مخاط سلولهای ائوزینوفیل، ماکروفاژ و گرة لنفاوی وجود دارند.
...
+ دستگاه گردش خون و لنف
دستگاه گردش خون و لنف
قلب از دهلیز و بطن راست، دهلیز و بطن چپ تشکیل شده است.
دیواره قلب از سه طبقه آندوکاردیوم، میوکاردیوم و اپی کاردیوم ساخته شده است.
آندوکاردیوم: طبقه داخلی دهلیز و بطن است و شامل آندوتلیوم میباشد.
میوکاردیوم : رشتههای عضلانی قلب را میگویند و توسط آندومیزیوم به آندوکاردیوم چسبیده است.
اپی کاردیوم : پوشش فیبروالاستیک است که تمامی سطح قلب را میپوشاند.
...
ا
+ دستگاه تنفسی
دستگاه تنفسی وظیفه انجام عمل تنفس را برعهده دارد و از بینی، حلق، نای، نایژه، نایژک و کیسه هوایی تشکیل شدهاست.
بدن جانداران برای تهیه اکسیژن برای متابولیسم سلولی و دفع دیاکسید کربن به دستگاه تنفس وابستهاست. دستگاه گردش خون ابزار انتقال گاز بین بافتهای بدن و ششها است. به این ترتیب گردش خون و دستگاه تنفس به یکدیگر وابستهاست. دستگاه تنفس با داشتن مجاری تنفسی و هوایی وظایف خود را با پالایش هوا انجام میدهد. دستگاه تنفس به دو ناحیه هوایی و تنفسی تقسیم شدهاست. ناحیه هوایی شامل حفره بینی، حلق، حنجره، نای و سیستم نایژههاست که هوا را از محیط پیرامون به قسمت تنفسی ششها میرساند.
چگونگی تنفس
+ استخوان ها و ماهیچه ها
استخوانها :
در بدن یک شخص بالغ در حدود 206 قطعه استخوان مجزا وجود دارد .
بدن نوزادان در حدود 300 استخوان دارد ، اما همزمان با رشد ما بعضی از آنها به یکدیگر جوش می خورند .
کوچکترین استخوانهای بدن سه استخوان در داخل گوش هستند که استخوانهای چکشی ، سندانی و رکابی نامیده می شوند
بلندترین استخوان در بدن استخوان ران است .
ماهیچه ها :
ما در حدود 650 ماهیچه مجزا در بدن داریم .
تقریباً یک سوم وزن یک زن و یک دوم وزن یک مرد را ماهیچه تشکیل می دهد .
کوچکترین ماهیچه ها در بدن ما آنهایی هستند که به استخوانهای گوش میانی چسبیده اند .
بزرگترین ماهیچه ، ماهیچه خیاط ران است .
...
+ دستگاه گوارش
قسمتهای مختلف دستگاه گوارش
صفاق
یک غشای چین خورده به نام صفاق، سطح درونی جدار شکم و تمامی اعضای گوارشی را میپوشاند.
دهان و مری
فرایند گوارش در دهان آغاز میشود. عمل دندانها و زبان در طول جویدن، غذا را برای بلع به قطعات نرم و کوچکتر تبدیل میکند و از طرفی مواد موجود در بزاق، کربوهیدارتهای موجود در غذا را تجزیه میکنند. در هنگام بلع، زبان لقمه غذا را از گلو به مری میراند. در همین زمان، کام نرم حفره بینی را میبندد و اپی گلوت که یک زایده کوچک غضروفی در پشت زبان است، حرکت کرده، حنجره را میبندد و به این ترتیب غذا وارد بینی یا حنجره نمیشود.
+ آناتومی کامل مغز (Anatomy of Brain)
آناتومی کامل مغز (Anatomy of Brain)
مغز
انسان حدود 1500 گرم وزن داشته که کلاً داخل جمجمه قرار دارد .
مغز از قسمتهای زیر درست شده است :
1- نیم کره های مغز
2- تالاموس و گره های عصبی قاعده ای
3- مغز میانی
4- پل دماغی
5- بصل النخاع
این عضو مخروطی شکل بصورت کیسهای عضلانی تقریبا در وسط فضای قفسه سینه (کمی متمایل به جلو و طرف چپ) ابتدا در دل اسفنج متراکم و وسیعی مملو از هوا یعنی ریهها پنهان شده و سپس توسط یک قفس استخوانی بسیار سخت اما قابل انعطاف مورد محافظت قرار گرفته است. ابعاد قلب در یک فرد بزرگسال حدود 6x9x12 سانتیمتر و وزن آن در آقایان حدود 300 و در خانمها حدود 250 گرم (یعنی حدود 0.4 درصد وزن کل بدن) میباشد.
موجودات زنده همگی قابلیت تولید مثل دارند و همین موضوع عامل بقای نسل آنهاست. دستگاه تناسلی به همین منظور در بدن موجودات زنده تعبیه شده است. دستگاه تناسلی تنها دستگاهی از بدن است که برای زندگی خود فرد حیاتی نیست امّا برای بقای نسل لازم است. در فرآیند تولید مثل انسان دو سلول جنسی یا گامت نقش دارند: گامت مردانه که اسپرم نامیده میشود و گامت زنانه که تخمک نام دارد.
اسپرم توسط دستگاه تناسلی مردانه و تخمک توسط دستگاه تناسلی زنانه تولید میشوند. اسپرم در حین فعالیت جنسی در اثر انزال از طریق آلت مردانه وارد دستگاه تناسلی زنانه میشود. اسپرم در داخل واژن شنا کرده و وارد رحم میشود و خود را به لولههای فالوپ یا لولههای رحمی میرساند. تخمک نیز از تخمدان زن آزاد میشود و وارد لوله های رحمی (فالوپ) می شود. اسپرم و تخمک در این محل با یکدیگر برخورد می کنند. اسپرم وارد تخمک می شود و آنرا بارور می کند و لقاح حاصل می شود که نتیجة آن تشکیل سلول تخم است که میتواند به یک نوزاد تبدیل شود. بنابراین همکاری مرد و زن برای تشکیل تخم و در نتیجه حامله شدن زن لازم است. زن با وجود اینکه سلول تخم را تا بزرگ شدن و تبدیل شدن به یک نوزاد کامل در درون رحم نگه میدارد ولی همانطور که گفته شد برای باردار شدن نیازمند اسپرم مردانه است
اجزاء دستگاه تناسلی زنانه و کارکرد هر کدام
بر خلاف دستگاه تناسلی مردانه، تمام اجزاء دستگاه تناسلی زنانه در درون بدن در محوطه لگن قرار گرفته است. دستگاه تناسلی زن از دو بخش عمده خارجی و داخلی تشکیل شده است.
دستگاه تناسلی خارجی شامل فرج (ولو)، مهبل (واژن) و پرده بکارت (هایمن) است
فرج قسمت کاملا خارجی دستگاه تناسلی زنان است که از بیرون
بدن قابل رؤیت است و به صورت یک ناحیه لوزی شکل در بین دو پا و در پایین شرمگاهی
(محل رویش موهای زهار) قرار
گرفته است. فرج از بیرون توسط لب های بزرگ و کوچک فرج پوشیده شده است. این لب ها هر
یک به صورت دو چین نیمه مدور هلالی شکل در دو طرف فرج بوده و در حالت عادی روی هم
خوابیده و دهانه فرج را می بندند.
لبهای بزرگ فرج از دو لایة پوستی تشکیل شده اند. در زیر لب های بزرگ، لب های کوچک قرار
دارند که از دو لایه مخاطی تشکیل شده اند. لب های کوچک در هدایت صحیح ادرار نقش
دارند. این
دو لبه از بالا و پایین به هم متصل هستند. در محل اتصال این دو لایه در بالا عضو
کوچک حساسی به نام کلیتوریس وجود دارد که در اثر تحریک و دستکاری، سفت و کمی بزرگ
میشود و در احساس لذت جنسی نقش دارد. در میان لب های فرج فضایی بوجود میآید که
خروجی پیشابراه (مسیری که ادرار را از مثانه به خارج بدن میرساند- محل ادرار
کردن) در قسمت بالایی آن است و در پایین آن خروجی واژن (مهبل) قرار دارد.
- در دخترانی که هنوز رابطة جنسی نداشتهاند اکثر قسمتهای
خروجی واژن با لایه ای نازک به نام پردة بکارت پوشیده شده است. پرده بکارت به صورت
یک ورقه نازک (به ضخامت ۱ یا ۲ میلی متر) درست در پشت لب های کوچک فرج قرار دارد و
دهانه مهبل را می چوشاند. در پرده بکارت منافذی برای خروج خون قاعدگی وجود دارد.
منفذ پرده بکارت در افراد مختلف، اندازه و شکل متفاوتی دارد و از خصوصیات و ویژگی
های آن برای تشخیص باکره بودن یا نبودن شخص استفاده می گردد. در اکثر موارد با اولین ورود آلت مردانه
به داخل واژن این پرده پاره میشود و برای همیشه از خروجی واژن کنار میرود.
- در پوست بالای لبهها در پایین شکم ناحیة برجستگی عانه وجود دارد
که در حین بلوغ با تجمع چربی زیرپوستی، حالت برجسته پیدا میکند و در روی آن و نیز
در روی لبهای فرج، موهای تناسلی شروع به رویش میکنند
دستگاه تناسلی داخلی از واژن، رحم، لولههای فالوپ (لولههای رحمی) و تخمدانها تشکیل شده است
واژن لولهای عضلانی است که از فرج در بیرون بدن تا رحم در داخل بدن امتداد دارد. طول واژن ۱۲-۸ سانتیمتر در زنان بالغ است. از آنجا که این عضو دارای دیوارة عضلانی است میتواند منقبض یا منبسط شود. همین خصوصیت باعث میشود که واژن بتواند یک جسم به باریکی تامپون تا یک نوزاد هنگام تولد را در درون خود جای دهد. واژن چند عملکرد مختلف دارد. واژن محل قرار گرفتن آلت مردانه در حین رابطة جنسی است و با اعصاب موجود در آن لذت جنسی در حین رابطه جنسی را برای زن بوجود می آورد. واژن همچنین راهی از رحم به بیرون برای خارج کردن نوزاد در زمان تولد است. همچنین خونهای قاعدگی از این طریق از رحم به بیرون بدن میآید. لایة نازک بافتی به نام پردة بکارت که در خود یک یا چند سوراخ دارد خروجی واژن را به طور نسبی میپوشاند. شکل پردة بکارت در افراد مختلف با هم فرق دارد. این پرده در اکثر دختران بعد از اولین تجربة جنسی کشیده شده و پاره میشود که ممکن است با کمی خونریزی نیز همراه باشد
واژن در سمت داخل بدن به رحم متصل میشود. این اتصال از طریق دهانة رحم که دیوارهای قوی و ضخیم دارد و خروجی آن بسیار کوچک است انجام میشود. در طی زایمان خروجی دهانة رحم مقداری گشاد میشود و به نوزاد اجازه میدهد از رحم خارج شود
رحم مانند یک گلابی وارونه در محوطه لگن قرار دارد که کارکرد اصلی آن
نگهداری و تغذیه جنین در حال رشد در طی حاملگی است. همچنین در هنگام فعالیت جنسی، اسپرم درون مایع منی مرد دستگاه
تناسلی مردانه پس از ورود به واژن، شنا کرده و از طریق رحم و سپس لوله های رحمی
خود را به تخمک می رساند که در صورت حضور تخمک، بارور شدن آن امکانپذیر می گردد.
رحم دیوارههای ضخیم عضلانی دارد. در حقیقت این عضلات، قویترین
عضلات بدن یک زن هستند. انقباض همین عضلات است که در هنگام زایمان بسیار شدید میشود
و باعث خروج نوزاد و نیز درد زایمان میگردد. وقتیکه زنی حامله نیست رحم تنها حدود
۵/۷ سانتیمتر طول و ۵ سانتیمتر عرض دارد
سطح داخلی رحم از بافتی فعال به نام آندومتر پوشیده شده است . این بافت حساس به تغییرات هورمونی است و پس از بلوغ تا پیش از یائسگی در هر دوره قاعدگی ، ریزش می کند و خونریزی (عادت) ماهیانه را شکل می دهد. پس از پایان خونریزی، این بافت مجددا تشکیل می شود. تغییرات بافتی آندومتر، فضای رحم را برای پذیرش جنین (در صورت حاملگی) و لانه گزینی آن مهیا می کند
در دو گوشة بالایی رحم لولههای فالوپ یا لولههای رحمی قرار دارند که رحم را به تخمدانها متصل میکنند. لولههای فالوپ که در دو سمت رحم هستند حدود ۱۰ سانتیمتر طول دارند و عرض آنها از عرض یک رشتة ماکارونی بیشتر نیست. در سمت دیگر، یعنی سمتی که نزدیک تخمدانهاست، لولههای فالوپ قیفی شکل هستند و دور تخمدان را میپوشاند ولی کاملاً به آن متصل نیستند. سمت قیفی شکل با حرکات خود هنگام تخمک گذاری، تخمک خارج شده از تخمدان را به داخل لولة فالوپ هدایت میکند و با حرکات دیوارة عضلانی خود تخمک را به سمت رحم میراند
تخمدانها دو عدد هستند که یکی در سمت راست و دیگری در سمت چپ قرار میگیرند. تخمدانها تخم مرغی شکل هستند و حاوی هزاران تخمک هستند که بعد از بلوغو شروع قاعدگی، هر ماه یک تخمک آزاد میکنند. این تخمک از طریق لولههای فالوپ به سمت رحم حرکت میکند. در صورتیکه در این مسیر با اسپرم مردانه برخورد کند تخم تشکیل میشود که میتواند باعث حاملگی و تولید جنین شود، در غیر اینصورت تخمک به همراه بافتهای رحمی در هنگام خونریزی قاعدگی از بدن خارج میشود.
تخمدانها در زمان بلوغ معمولاً ۵-۴ سانتیمتر طول دارند. تخمدانها علاوه بر منبع تأمین تخمک، به عنوان غدد درون ریز بدن زن نیز عمل میکنند و استروژن و پروژسترون که هورمونهای زنانه هستند تولید می کنند.
نقش زن در تولید مثل:
نقش زن در قیاس با مرد بسیار پیچیده است.نقش مرد اینست که اسپرم تولید کند و برای بارورسازی آن را به دستگاه تناسلی زن و اندام جنسی او منتقل کند.در اینجا نقش مرد در تولید مثل تمام می شود.و نقش اصلی زن بعد تخمک سازی شروع می شود. بعد ترکیب اسپرم با تخمک جنین در رحم شروع به تولید مثل می کند.البته این فرآیند بسیار پیچیده است که در این مبحث به ان نمی توان پرداخت.
رحم:
رحم اصلی ترین عضو تناسلی زن می باشد. که شبیه یک گلابی تخت می باشد. که قسمت پهن آن در بالا و قسمت باریک ان در پائین واقع است. طول رحم حدود ۶ تا ۹ سانتیمتر می باشد که البته تقریبی است.این ابعاد در زنان زایمان کرده بیشتر می شود.
در مرکز رحم حفرهای وجود دارد که حاوی سه سوراخ است.که دوسوراخ به لوله هائی به نام فالوپ ارتباط دارند و و سوراخ پایینی به واژن(مهبل)راه دارد.محلی یا مسیری برای ورود اسپرم است.
واژن(مهبل):
واژن ارتباط دهنده رحم از داخل به خارج آن است.که در هنگام آمیزش جنسی(مقاربت) اسپرم را به رحم می رساند. واژن در سر دارای سوراخی می باشد که به آن دهانه واژن می گویند.این دهانه در دختران باکره بوسیله غشا ویژه ای به نام پرده بکارت پوشانده شده است. که با اولین ارتباط جنسی و دخول آلت کامل توسط مرد پاره می شود.
اعضا تناسلی خارجی زن(مهم در ارتباط جنسی):
تمامی موارد بالا جز اعضا داخلی می شدند ولی اعضا خارجی زن شامل لبهای خارجی و لبهای داخلی و چوچوله(بظر) می شوند این اعضا کم و بیش نمایان هستند.
لبهای خارجی:
لبهای خارجی و یا بزرگ دو چین بزرگی هستند که اندامهای تناسلی داخلی را احاطه کرده اند.این لبهای واژن پوشیده از مو هستند.این لبها طوری واژن را پوشش داده اند که که تنها با جدا کردن این لبها لبهای داخلی واژن قابل مشاهده هستند.ولی با افزایش دفعات تماس جنسی و زایمان وافزایش سن این لبها از باز می شوند.
لبهای داخلی:
با گشوده شدن لبهای خارجی لبهای داخلی که کوچک و ظریف هستند نمایان میشوند. البته اندازه این لبها هم در زنان مختلف هستند. عرض این لبها حدود ۵٫۲ تا ۵٫۵ هستند.
این لبها دارای بافهای عصبی هستند که به تحریکات جنسی حساس هستند.که در این هنگام متورم و اماسیده می شوند.
چوچوله(بظر)(کلیتوریس) :
محل انقطای دو لب داخلی واژن در قسمت بالائی فرج را چوچوله (کلیتوریس) می نامند که به لحاظ ساختاری شباهتی به آلت تناسلی مرد دارد و تفاوت اصلی اش در انازه آن است که به حدود۰٫۷۵ تا ۱ سانتیمتر می رسد.سر آن گرد و مثل نخود است.و بسیار در مقابل تحرکات جنسی بسیار انعطاف دارد و باعث برانگیختگی فوق العاده زن می شود. و می توان گفت کانون تحرکات جنسی زن است . و باید در تماس جنسی توسط مرد به آن توجه شود.
نقش دستگاه تناسلی زنانه
دستگاه تناسلی زنانه این قابلیت را به یک زن میدهد که بتواند:
- تخمک تولید کند (لازمة بارداری)
- رابطة جنسی برقرار نماید
- از تخمک بارور شده محافظت کند و به آن غذا برساند تا رشد کرده و نوزاد را به وجود آورد
- زایمان کند
تخمک گذاری: در زمان تولد یک نوزاد دختر، تخمدانهای او حاوی صدها هزار تخمک است که تا زمان بلوغ غیر فعال میماند. با شروع بلوغ، هورمونهایی از غدة هیپوفیز که در پایین مغز قرار گرفته است آزاد میشود. این هورمونها که نوعی مادة شیمیایی هستند از طریق خون به تخمدانها میرسند و تخمدانها را به تولید هورمونهای جنسی زنانه مانند استروژن وادار میکنند. تولید این هورمونهای جنسی بدن یک دختر بچه را تبدیل به بدن یک دختر و زن بالغ میکند. هورمونهای هیپوفیز علاوه بر این باعث میشوند که مدتی بعد تخمک گذاری – خارج شدن تخمک از تخمدان- آغاز شود. با شروع تخمک گذاری در زمان بلوغ، ماهانه یک تخمک آزاد میشود و دورة قاعدگی دختر آغاز میشود. هر دورة قاعدگی با حدود ۵-۳ روز خونریزی آغاز میشود و حدود ۳۵-۲۱ روز طول میکشد تا خونریزی بعدی اتفاق بیفتد که به این فاصلة زمانی یک دورة قاعدگی میگویند. در ابتدای بلوغ معمولاً دورههای قاعدگی نامنظمند و تعداد روزهای آن از یک دوره به دورة بعد فرق میکند ولی اکثر دختران بعد از حدود ۲ سال از شروع قاعدگی، دورههای منظم پیدا میکنند. تخمک گذاری معمولاً حدود وسط هر دورة قاعدگی اتفاق میافتد. اگر در حوالی این زمان مرد و زن با هم رابطه جنسی داشته باشند و از این طریق اسپرم مرد وارد دستگاه تناسلی زن شود، اسپرم به اصطلاح شنا میکند و خود را تا بالای رحم میرساند و از آنجا به داخل لولههای فالوپ (لولههای رحمی) میرود و خود را به تخمک میرساند و آنرا باردار میکند و در نتیجه حاملگی اتفاق میافتد
مایع منی در داخل دستگاه تناسلی مرد ساخته میشود و با هر بار رابطه جنسی حدود ۵/۱ تا ۶ میلیلیتر از آن از آلت تناسلی مرد به بیرون رانده میشود که به این عمل انزال میگویند. در داخل این حجم از مایع منی مقدار زیادی اسپرم حدود ۹۰۰-۷۵ میلیون عدد اسپرم وجود دارد. رسیدن یک عدد اسپرم به تخمک آزاد شده برای بارور کردن آن و در نتیجه حاملگی لازم و کافی است. بعد از اینکه تخمک بارور شد و سلول تخم بدست آمد، این سلول شروع به تولید مثل میکند و تعداد سلولهایش اضافی میشود و پس از یک هفته بلاستوسیت که اندازهاش در حد نوک سوزن است تولید میشود. بلاستوسیت خود را به رحم میرساند و در داخل دیوارة آن (در لایه آندومتر) که توسط هورمون استروژن کاملاً ضخیم و غنی از خون و آمادة پذیرایی شده است لانه گزینی میکند.
هورمون جنسی زنانه دیگر یعنی پروژسترون تا انتهای حاملگی آمادگی دیوارة رحم برای پذیرایی از جنین در حال رشد را حفظ میکند. حال بلاستوسیت با دسترسی مناسب به منبع غذایی شروع به رشد و بزرگتر شدن میکند و مراحل دیگر جنینی آغاز میشود. سلولهای خارجی این توده سلولی، بافت واسطه ای به نام جفت را بوجود می آورند که وظیفه اش انجام تبادلات لازم با بدن مادر برای بدست آوردن غذای لازم برای زنده ماندن و رشد و خارج کردن مواد زائد است. از این بافت به تدریج پردهای در دور جنین تشکیل میشود. سلولهای داخلی، جنین و بافتهای مختلف آنرا بوجود میآورند. پس از حدود ۲ ماه جنین به اندازة یک مشت بستة دست است و تقریباً تمام دستگاههای بدن او مانند مغز، اعصاب، قلب، خون، معده، عضلات و پوست ساخته شده است. این رشد ادامه مییابد و در حدود هفتة نهم بارداری جنین در داخل مایعی که دور تا دورش را گرفته است شناور میشود. به این مایع، مایع آمنیوتیک میگویند. جفت نیز که شبیه یک دیسک است کاملاً شکل میگیرد و به دیوارة رحم میچسبد و از طریق بند ناف به بدن جنین میرسد. جفت که حد واسط بدن مادر و جنین است، مواد غذایی را از طریق بند ناف به بدن جنین میرساند و رشد جنین ادامه پیدا میکند.
حاملگی حدود ۹ ماه طول میکشد. زمانیکه جنین آمادة تولد شد، سر آن به دهانة رحم فشار میآورد و آرام آرام آنرا باز میکند. دیوارة دهانة رحم هم به تدریج نازکتر میشود تا مجرای بازی برای عبور جنین و تولد او بوجود آورد. سپس پردة دور جنین پاره میشود و مایع آمنیوتیک به بیرون میریزد. عضلات قوی در دیوارة رحم شروع به انقباض شدید میکنند که دردهای زایمانی را برای مادر بوجود میآورند و نیروی لازم برای خارج کردن و تولد جنین هستند. پس از چند ساعت که دهانة رحم کاملاً باز شد سر جنین از این دهانه رد میشود و با عبور از واژن به بیرون از بدن مادر میآید و به این ترتیب نوزاد متولد میشود. اکثر نوزادان با سر متولد میشوند. بند ناف پس از تولد نوزاد توسط پزشک یا ماما بریده میشود. دقایقی بعد نیز جفت از دیوارة رحم جدا میشود و به همراه باقی ماندة بند ناف متصل به آن با انقباض عضلات رحم به بیرون رانده میشود و زایمان کامل میشود
بیماریها و مشکلاتی که برای دستگاه تناسلی زنانه ممکن است اتفاق بیفتد
التهاب و عفونت واژن و فرج:
ممکن است در اثر عوامل عفونی یا غیرعفونی مانند تماس با بعضی مواد تحریک کننده (مانند یک صابون خاص) بوجود آید. در مواردی که میکروب عامل بیماری باشد، رعایت نکردن بهداشت معمولاً علت آن است مثلاً اگر هنگام نظافت، ناحیة تناسلی از عقب به جلو شسته شود میکروبهای موجود در مقعد به این ناحیه میرسند و میتوانند عفونت ایجاد کنند. برای پیشگیری همیشه باید ناحیة تناسلی را از جلو به عقب بشورید. ازعوامل دیگر، بیماریهای مقاربتی در زنانی است که از نظر جنسی فعال هستند. علامت التهاب این ناحیه، قرمزی، خارش ناحیة تناسلی و خروج ترشحات از واژن است که میتواند بد بو باشد. برای تشخیص و درمان این مشکل باید به پزشک مراجعه نمایید
خونریزی غیر طبیعی از واژن، یعنی خونریزی غیر از زمان قاعدگی. علت معمولاً وجود یک جسم خارجی مانند یک تکه دستمال کاغذی باقیمانده درون واژن است. گاهی علت وارد شدن ضربه به ناحیه است. برای تشخیص و درمان این مشکل باید به پزشک مراجعه نمایید
گاهی تخمک بارور شده به سمت رحم حرکت نمیکند و مثلاً در داخل لوله فالوپ (لوله رحم) به سرعت شروع به رشد میکند و یا اصلاً وارد لولة فالوپ نمیشود و در محوطة لگن شروع به رشد میکند که به آن حاملگی نابجا میگویند. علامت اصلی آن درد شکم در زنی است که احتمال بارداری دارد. مراجعه هر چه سریعتر به پزشک لازم است زیرا که برای درمان آن ممکن است جراحی مورد نیاز باشد.
آندومتریوز:
آندومتریوز زمانی است که بخشی از بافت آندومتر رحم (بافتی که داخل رحم را می پوشاند) در جایی دیگر مانند داخل لولههای رحمی یا در حفرة لگن قرار میگیرد و بنابراین مانند آندومتر طبیعی در طی خونریزی قاعدگی ، خونریزی می کند و منجر به علائمی مانند خونریزیهای غیر طبیعی از واژن، قاعدگیهای بسیار دردناک، درد عمومی در ناحیة لگن و یا درد در هنگام اجابت مزاج یا نزدیکی می شود.
کیست تخمدان:
زمانی است که حفرهای غیر طبیعی در درون تخمدان ایجاد شود و در داخل آن مایع جمع شود.
کیست تخمدان نسبتا شایع است و اکثر آنها تا زمانیکه کوچک باشند مشکلی ایجاد نمیکنند امّا در صورتیکه این کیست شروع به بزرگ شدن کند میتواند درد شکمی ایجاد کند و در داخل خود خونریزی کند. کیست تخمدان در اکثر موارد خودبخود از بین میرود و درمان خاصی نمیخواهد ولی در صورتیکه علامت دار شود ممکن است پزشک تصمیم بگیرد که مدتی قرض جلوگیری از بارداری به بیمار بدهد تا کیست کوچک شود. در بعضی موارد نیز با جراحی کیست خارج میشود
حالتی دیگر نیز وجود دارد که شایع نیست و بیماری پلی کیستیک تخمدان نامیده میشود. این بیماری یک نوع بیماری غدد است. تعداد زیادی کیست در داخل هر دو تخمدان ایجاد میشوند و از خود هورمون مردانه ترشح میکنند که باعث تغییرات غیرطبیعی در بدن زن میشود مثلاً نظم قاعدگی او را به هم میزند. این بیماری اکثراً در سنین نوجوانی خود را نشان میدهد و بر اساس شدت و نوع بیماری درمان برای تنظیم هورمونهای بدن انجام میشود
اختلالات قاعدگی
یک سیکل (دوره) قاعدگی طبیعی معمولا بین ۲۱ تا ۳۵ روز طول می کشد. در صورتیکه زمان یک سیکل کمتر از ۲۱ روز یا بیشتر از ۳۵ روز باشد، باید برای بررسی بیشتر به پزشک مراجعه نمایید. طول یک سیکل قاعدگی تعداد روزها از زمان اولین روز شروع خونریزی تا اولین روز شروع خونریزی در سیکل بعد است
طول سیکلهای قاعدگی معمولا با اختلاف یک یا دو روز از یک سیکل به سیکل دیگر متفاوت است . بخصوص در سنین پایین تر و در اوایل بلوغ این نامنظمی بیشتر دیده می شود و معمولا با افزایش سن، نظم سیکلها افزایش می یابد. در صورتیکه سیکلهای تقریبا منظم داشته اید و اخیرا اختلاف تعداد روزهای سیکلها از یک سیکل به سیکل دیگر بیشتر از ۷ روز شده است و این نامنظمی در چند ماه متوالی وجود داشته باشد باید به پزشک مراجعه نمایید
مقدار کل خونریزی قاعدگی در هر سیکل معمولا بطور متوسط ۳۵ میلی لیتر (کمتر از نصف استکان) و حداکثر ۸۰ میلی لیتر است. یکی از راههای تخمین میزان خون قاعدگی، جمع آوری نوارهای مورد استفاده در یک کیسه نایلونی کاملا دربسته و وزن کردن آن و سپس کم کردن وزن بدست آمده از وزن نوارهای خشک است. در صورتیکه میزان خونریزی بیش از ۸۰ میلی لیتر باشد، برای بررسی بیشتر باید به پزشک مراجعه کنید. در صورت تأخیر در درمان ممکن است کم خون شوید. همچنین درصورتیکه در ظرف ۲ ساعت نیاز به تعویض نوار بهداشتی داشته باشید، نشاندهنده خونریزی زیاد است و باید بررسی گردد
یک قاعدگی طبیعی نباید بیش از ۷ روز به طول بینجامد. در صورت طولانی شدن خونریزی قاعدگی بررسی پزشکی لازم است
آمنوره زمانی است که دختری ۱۶ سال دارد ولی تا کنون قاعده نشده است و یا سه سال از زمان بلوغ او میگذرد ولی هنوز قاعده نشده است و یا علایم بلوغ را تا سن ۱۴ سالگی از خود نشان نداده است. همچنین در کسی که قبلاً قاعده شده است ولی برای مدت طولانی دیگر بدون آنکه حامله باشد، قاعده نشده است. در این موارد بررسی پزشکی مورد نیاز است
ساختارهای داخلی دستگاه تناسلی زن (تخمدان ها، لوله های حمل تخمک، رحم و مهبل) در یک سوم پایینی شکم قرار دارند. تخمدان ها، حاوی فولیکول هایی هستند که تخمک ها (سلول هایی که با اسپرم مرد ترکیب شده، نوزاد ایجاد می کنند) را در خود نگه می دارند. هر ماه یک تخمک بالغ شده، از تخمدان رها می شود؛ شیپور (فیمبریا) تخمک را به داخل لوله حمل تخمک هدایت می کند و از آنجا تخمک به طرف رحم رانده می شود. مهبل که مسیری با جدار عضلانی است، ارتباط رحم را با خارج بدن برقرار می سازد. ساختارهای خارجی که مجموعاً فرج نام دارند، شامل کلیتوریس حساس و چین های پوستی به نام لب هستند که ورودی مهبل و پیشابراه را محافظت می کنند. غدد بارتولن که مایعی را برای لیز کردن در حین مقاربت جنسی ترشح می کنند، درست در داخل ورودی مهبل قرار دارند.
تغییرات حاصل از بلوغ در دختران
بلوغ دوره ای است که در طی آن، مشخصات جنسی ایجاد و اعضای
تناسلی بالغ می شوند. در دختران، بلوغ بین۱۰ تا ۱۴ سالگی شروع می شود و۳ تا ۴ سال
طول می کشد. غده هیپوفیز شروع به ترشح هورمون هایی می کند که تخمدان ها را برای
تولید هورمون های جنسی زنانه یعنی استروژن و پروژسترون، تحریک می کنند. این هورمون
ها باعث ایجاد تغییرات فیزیکی از جمله بزرگی پستان ها و لگن ها و رشد موهای عانه و
زیر بغل می شوند و به دنبال آن، تخمک گذاری و قاعدگی را تحریک می کنند.
قاعدگی
در طول چرخه قاعدگی، بدن زن برای بارداری احتمالی آماده
می شود. این چرخه به وسیله ۴ هورمون تنظیم می شود. هورمون تحریک کننده فولیکول
و هورمون لوتئینی که از غده هیپوفیز ترشح می شوند، باعث بلوغ یک تخمک در یک
فولیکول و آزاد شدن آن می شود. تخمک و فولیکول آن، استروژن و پروژسترون ترشح می
کنند که باعث ضخیم شدن مخاط رحم می شوند. اگر یک تخمک بارور شود، خود را وارد سطوح
داخلی رحم می کند و اگر بارور نشود، در طول قاعدگی به همراه خون و سلول های حاصل
از مخاط داخلی رحم، از بدن خارج می شود. این چرخه حدود ۲۸ روز طول می کشد ولی مدت
زمان آن ممکن است از ماهی تا ماه دیگر و از زنی به زن دیگر فرق کند. یک چرخه
قاعدگی کامل
این تصویر تغییرات حاصل در آندومتر(مخاط رحم) و تخمـدان
را در طی چرخـه قاعدگی نشـان می دهد. تخمک می تواند در زمان تخمک گذاری که از
فولیکول آزاد می شود، به وسیله یک اسپرم بارور گردد
نقش پستان ها
پستان ها در تحریک جنسی نقش دارند و نقش اصلی آنها تولید
شیر برای نوزادان است. در طول بلوغ، هورمون استروژن باعث رشد و تکامل پستان ها می
شود. در طول بارداری، تغییرات هورمونی، پستان ها را باز هم بزرگتر می کنند و در
اواخر بارداری، تولید شیر را درغده هایی به نام لوبول تحریک می کنند. این غده ها
به مجاری وصل می شوند که به کانال هایی به نام آمپول ختم می شوند. آمپول در سطح نوک
پستان به بیرون باز می شود. بقیه بافت پستان عمدتاً چربی است و مقدار کمی بافت
همبند نیز دارد که به نگهداری پستان کمک می کند.
ساختار پستان
پستان ها عمدتاً از لوبول ها و مجاری شیر به همراه چربی
و بافت همبند تشکیل می گردند. شیر از نوک پستان خارج می شود. ناحیه تیره اطراف نوک
پستان آرئول نام دارد. یائسگی
یائسگی زمانی است که چرخه قاعدگی متوقف می شود این امر
معمولاً بین۴۵ تا۵۵ سالگی رخ می دهد.
تخمدان ها دیگر به هورمون تحریک کننده فولیکول پاسخ نمی دهند و هورمون های جنسی
زنانه (استروژن و پروژسترون) کمتری تولید می کنند. در
نتیجه، تخمک گذاری و قاعدگی خاتمه می یابد. به محض این که زنـی به مرحـله یائسگی
برسد، دیـگر بارور محسوب نمی شود. درست در سال های قبل و بعد از یائسگی، تغییرات هورمونی
باعث ایجاد علایمی چون نوسان خلق، گر گرفتگی، خشکی مهبل و عرق کردن شبانه می گردد.
یائسگی ممکن است منجر به تغییرات فیزیکی طولانی مدت مثل پوکی استخوان شود
استخوان دچار پوکی
هورمون جنسی استروژن برای تقویت استخوان ها لازم است.
غلظت پایین استروژن پس از یائسگی می تواند منجر به پوکی استخوان شود که همان گونه
که در این تصویر میکروسکوپی نشان داده شده است، یک بیماری است که در آن استخوان ها
تراکم خود را از دست می دهند و ممکن است نازک و شکننده شوند.
| کدام والیبالیست را دوست دارید؟ |
| کدام امام را دوست دارید؟ |